پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

اهمیت نگرش دانش محور در برنامه های راهبردی صنعت نفت





اهمیت نگرش دانش محور در برنامه های راهبردی صنعت نفت







آرش اکبری نوشاد
کارشناس ارشد شیمی کاربردی
شیمیست ارشد آزمایشگاه ویژه شرکت پالایش نفت تبریز




  در دنیاي دانش محور امروز، فکرافزار محور توسعه بوده و نیروی اندیشه سایر منابع معدنی، مالی و مادي را زیر چتر خود دارد، به طوری‌که کشورهاي پیشـرو نه تنها در پی صدور خدمات فکرافزاري هستند، بلکه با ترفندهاي گوناگون از جمله برگزاري المپیادهای علمی دانشجویی و دانش آموزی، اعطای بورس های تحصیلی و غیره در اندیشه شناسایی و جذب توانمندي هاي فکري سایر کشورها نیز می باشند، اين در حالي است كه با وجود بیش از 5/2 میلیون دانشجوی  در حال تحصیل در دانشگاه‌هاي کشور به سبب کاستی های آموزشی قسمت عمده ای از ایشان دچار ضعف مهارت های لازم می باشند افزون بر این پیشرفت تکنولوژی در بخش صنعت بسیار سریع بوده ولی تغییر و تدوین دروس جدید در سرفصل های دانشگاه ها مطابق با شرایط جدید به حد کافی ایجاد نشده و متاسفانه به جز برخی رشته ها نظیر پزشکی و چند رشته دیگر فنی و مهندسی، کتاب های درسی موجودی که در دانشگاه ها تدریس می شود ترجمه متون زبان اصلی دهه های 70 و 80 میلادی است. از طرفی تدریس دروس تخصصی به زبان فارسی در مقاطع گوناکون دانشگاه به ویژه مقطع کاردانی و کارشناسی ضعف زیادی را برای دانش آموختگان دانشگاهی هنگام کار در صنایع به وجود می آورد. با وجود رشد کمّی آموزش عالی و بخش صنعت ولی به دلایلی نظیر بیگانه بودن دانشگاه و صنعت از هم، ضعف ساختاری بخش های R & D صنعت و عدم توجه به جایگاه دانش پایه، آفرینش تکنولوژی در حد قابل قبول مشاهده نمی‌شود. از آنجایی که بیشتر صنایع سبک، سنگین و شیمیایی کشور وارداتی بوده انتقال تکنولوژی به معناي واقعی رخ نداده، و در بسیاری موارد بومی‌سازي و ابداع دانش فنی انجام نشده است و بدین گونه احساس نیاز به دانشگاه و نیروي دانشگاهی در جهت ایجاد تکنولوژی کمتر مد نظر بوده و جذب نیروهاي دانشگاهی بیشتر در جهت اداره و چرخاندن واحدهاي صنعتی و نیز پر کردن چارت‌هاي سازمانی از پیش تعیین شده می‌باشد.
با توجه به رشد سریع تکنولوژی در صنعت نفت، گوناگونی فرآورده ها، تنوع و نیز بالا رفتن سطح استانداردها، اهمیت کنترل کیفیت و تضمین کیفیت در تولید و صادرات فرآورده ها، مجبور شدن شرکت ها به پیاده سازی و رعایت الزامات سیستم های مدیریتی و نظارتی جدید و موارد مشابه دیگر، دانش محور بودن جذب و نگهداری منابع انسانی به عنوان ارزشمندترین سرمایه هر سازمانی را جهت بالندگی می طلبد. چنانچه دانش و دانشگری مبنای کار قرار گیرد در درازمدت پویایی و بالندگی به حقیقت خواهد پیوست. گرچه قدم گذاردن در این راه، همواره با موانع، مشکلات و مقاومت هایی روبه روست با این حال ثابت قدمی و شکیبایی در یک دوره زمانی تدوین شده، رسیدن به سازمان های دانش محور را دست یافتنی خواهد نمود.


انقلاب  دانش
پیشرفت های علمی که از 200 سال پیش آغاز گردید موجب تحولات گوناگونی از جمله انقلاب صنعتی، گسترش صنایع شیمیایی، دسترسی بشر به انرژی نهفته در هسته اتم، انقلاب اطلاعات یا عصر اطلاعات و در نهایت تأثير همزمان انقلاب اينترنت و ديجيتال در طي دهه 1990 ، سبب ظهور انقلاب چهارم، يعني انقلاب دانش گرديد كه نقطه آغاز آن سال 1995 بوده كه پايان آن نامشخص است . در واقع، با شروع اين انقلاب بود كه سازمان ها به طور فزاينده اي اهميت ((آگاهي يافتن از آنچه واقعاً مي دانند)) را دريافتند و مباحثي مانند مديريت كيفيت جامع، مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار، يادگيري سازماني ، دانش و مديريت دانش، در مديريت مطرح شدند. در اين دهه، قابليت هاي محوري سازمان از نظر جنبه هاي انساني و سازمان يادگيرنده ، توأماً مورد توجه قرار گرفت. از نظر تكنولوژيكي نيز سيستم هاي اطلاعات استراتژيك مطرح شدند و ظهور اينترنت به طور وسيع آغاز شد.

اما در ابتداي سال 2000 ، مديريت دانش به عنوان يك هدف سازماني پديدار شد؛ كه در طي آن ، هدف اين بود كه سازمان يكپارچه اي به وجود آيد كه از طريق فرهنگ تبادل دانش ، سرمايه هاي عقلاني شناسايي شوند. سازمان ها به خوبي به اين امر واقف شدند كه بدون مديريت صحيح دانش ، ممكن بود در سازمان تداخل بوجود آيد ، چرا كه بدون يافتن دانشي كه در سازمان وجود دارد، استفاده از آن غير ممكن به نظر مي رسد و تا زماني كه دانش سازمان ثبت و به طريقي سازماندهي نشود، سازمان قادر نخواهد بود، فقدان دانش يا شكاف دانش خود را شناسايي كند.

    ويژگي بارز سازمان هاي موفق امروز ((دانشي)) بودن آنهاست، سازمان هايي كه در آنها، قبل از آن كه قدرت در مناصب و مقامات سازماني قرار داشته باشد، در دانش و تخصص مشاغل نهفته است. در اين سازمان ها دانشگران (Knowledge Workers)به جاي كارگران نشسته اند و قدرت دانايي فرودستان بيش از قدرت سازماني فرادستان مي باشد. در چنين فضايي مديران بايد دانش را مديريت كنند و سازمانی را اداره نمایند که دانشگران جامعه خردمند آن را تشکیل داده اند. قطعاً با ساختارهاي سلسله مراتبي و مديريت سنتي نمي توان  سازمان هاي دانش بنياد را ساماندهي كرد، بايد طرحي تازه ريخت و راهي ديگر يافت. متاسفانه دیدگاه سنتی و کهن سال سالاری در سازمان ها ، نوعی رخوت و رکود را به همراه داشته است. اساساً مهارت ها، دانش، توانایی ها و تجارب افراد زمانی اثربخش خواهد بود که در جایگاه واقعی و درست خود در سازمان قرار داشته باشند. وقتی از دانشی بودن سازمان صحبت به میان می آید نباید این کار به صورت دستورات سلسله مراتبی از بالا به پایین و به صورت صوری اعمال شود بلکه می باید فرهنگ سازی سازمانی و عمل گرایی مد نظر باشد.
    مثال های زیادی در این باره قابل طرح است. مثلاً در بسیاری موارد ضعف دانش فنی تولید و ضعف تایید و تضمین کیفیت موجب شده که فروش و صادرات فرآورده های مختلف صنعتی و کشاورزی به کشورهای جهان اول(پیشرو) مشکل و دست نیافتنی باشد. این در حالی است که کشورهایی نظیر کره جنوبی و ژاپن در طی حدود 30 سال محصولاتی تولید می کنند که جای اما و اگر برای ایراد گرفتن باقی نگذاشته و توانایی صادرات محصولات صنعتی خود را به تمام کشورها دارند.

   نمونه دیگر اینکه، بارها تكنولوي‎های گوناگون برای صنعت نفت خريداری شده است ولی در کمتر مواردی بومی سازی و خودکفایی در این زمینه ها حاصل شده است. البته طبق آمار مندرج در جدول(1)، توجه کمرنگ صنعت به جذب و نگهداشت تخصص ها، موجب روند کند تحقیق و توسعه و در نهایت سطح نازل توسعه و تولید تکنولوژی می باشد. اصولاً برای دستیابی به یک مورد تکنولوژی می باید 10هزار ایده آفریده شود که هزار تا از آنها به مرحله مطالعاتی و آزمایشگاهی برسد و از میان آنها 100 مقاله قابل چاپ یا ارائه پدید آید که ده مورد از آنها قابل Patent  شدن باشد که در نهایت یک تکنولوژِی نوین قابل ارائه می شود.

جدول(1)، شاغلان در صنعت طی 40 سال گذشته بر مبنای مدرک تحصیلی(همه ارقام به صورت درصد است)
Untitled 5.png
علوم پایه و اهمیت آن
   بخش بزرگی از صنعت نفت از تولید فرآورده ها تا کنترل کیفیت آنها، ارتباط نزدیکی با دانش پایه شیمی دارد. در واقع پیشرفته بودن کشورهای پیشرو افزون بر بسیاری از عوامل، مرهون دانش پایه و اهمیتی است که برای آن قائل بوده و هستند. آزمایش و پژوهش اساس پيشرفت در عرصه دانش و تکنولوژی است و اندازه‎گيري دقیق و صحيح به عنوان محور آزمايش و پژوهش در نتیجه مطالعات تئوری و عملی در دانش های پایه(علوم پایه) میسر می شود.
    آزمايشگاه‎هاي کنترل کیفیت(Quality control Laboratory) نه تنها در صنعت نفت، بلكه در تمام صنايع، هسته اصلی تایید و در نهایت تضمین کیفیت کالای تولید شده هستند. در این میان آزمايشگاه‎هاي شيمي در تمام صنایع شیمیایی، به ویژه در صنعت نفت که مجموعه عظیمی از فرایندهای شیمیایی است كنترل كيفيت فرآورده های تولیدی را برعهده دارند. البته در نگرش گسترده-تر نقش آزمایشگاه شیمی از کنترل کیفیت هم فراتر رفته و متخصصان شیمی در یک کارگروه هدفمند می توانند در جهت تولید دانش فنی و تکنولوژی حرکت نمایند. امروزه بخش های R&D دارای بیشترین درصد نرخ بازگشت سرمایه هستند(جدول2) که بدون شک بدون نگرش دانش محور و نیز اهمیت دادن به دانش پایه میسر نخواهد شد. پیدایش تکنولوژی های جدید، تغییرات قوانین و مقررات حکومتی به ویژه در زمینه زیست محیطی، تغییر الگوهای مصرف، بالا رفتن سطح استانداردها و الزامات آموزشی، شرایطی به وجود آورده که توجه جدی بخش دانشگاهی و صنعت را جهت رفع چنین نیازهایی می طلبد. در این میان علوم پایه دارای نقش کلیدی است که متاسفانه هنوز هم آنچنان که باید پای کار آورده نمی شوند.

Untitled 6.png

نوشتار حاضر سعی دارد تا با بررسی کاستی ها، لزوم بازنگری ساختار سازمانی به منظور بروز خلاقیت و دستیابی به تکنولوژی های نوین در صنعت نفت را بی شک در ارتباط تنگاتنگ با  دانش پایه شیمی است مورد بحث قرار دهد. نمودار زير جايگاه و نقش رشته شيمي و متخصصان آنرا در مجموعه همكاري جهت دستيابي به توليد صنعتي پویا نشان مي‌دهد. آنچه در اين نمودار حائز اهميت است پيوستگي و هماهنگي هر جز مي‌باشد و چنانچه حلقه‌اي از آن ناديده گرفته شود، ‌چرخه دچار اختلال خواهد شد.
 
Untitled 7.png

البته متاسفانه چرخه ترسيم شده در صنايع شيميايي كشور كامل نبوده و رشته شيمي و دانش آموختگان آن حلقه گمشده آن مي‎باشد؛ اگرچه توليد علم ايران در عرصه شيمي جزو پیشگامان است و ميانگين رتبه علمي ايران در شيمي بیشترین مقدار بوده است و گاه 40-35 درصد از توليد علم كشور متكي به اين رشته بوده است و با وجود اينكه طرح‎هاي بسياري در زمينه‎هاي صنايع شيميايي در كشور انجام شده و يا در حال انجام است، چه در بعد طراحي و چه در ابعاد فرآيندي و فناوري وارداتي بوده و ما نتوانسته‎ايم از پيشرفت‎هاي علوم محض خود در اين زمينه بهره گيريم. نشان بارز این ضعف عدم توفیق در دستبابی به تنوع و گسترش فرآورده های تولیدی به ویژه در زمینه شیمیایی بوده و معمولاً محدود به طراحی دیکته شده از طرف صاحب امتیاز می باشیم. در حقيقت از جمله دلايل اين ناكارآمدي، اهميت ندادن به جايگاه رشته‎هاي علوم پایه همچون شيمي است. جالب اینکه هدف از ایجاد گرایش کاربردی رشته  شيمي ، انتقال سريع دستاوردهاي بنيادي شيمي در جهت افزايش توليد و ارتقاء كيفيت توليدات شيميايي به مقياس صنعتي بوده و در واقع استارت موتور مهندسي شيمي در اجراي بهينه و اقتصادي فرآيندهاست؛ بدين گونه است كه مهندس شيمي نيز جايگاه واقعي خود را يافته و در هدايت فرآيندهاي شيميايي تنها نقش اپراتور را بازي نخواهد كرد.

   از دیدگاه کنترل کیفیت نیز، آزمایشگاه های مربوط وظیفه دارند کمیت های مورد نظر را اندازه گیری نمایند. فرايند اندازه‌گيري، فرايندي توليدي است که محصول آن، ارقام است. با اين ديدگاه، نه فقط ابزارآلات به کار رفته در اندازه‌گيري، بلکه کليه پارامترهاي تاثيرگذار بر اين فرايند مانند نیروی انسانی، تغييرات محيط و غيره نيز جزو عوامل بالقوه خطا محسوب مي‌شوند. نتايج آزمون‌ها به ویژه از آنجایی دارای اهمیت است که نه تنها مبنايي برای اتخاذ تصميمات اقتصادي، زیست محیطی و قانوني در حد منطقه ای و فرامنطقه ای است، بلکه در تضمین صادرات محصولات به سایر کشورها تاثیرگذاری بسزایی دارد. بنابراین نتايج بايد داراي مشخصات زیر باشند:

•    درستي
•    عدم قطعيت شناخته شده
•    قابل مقايسه با ساير اندازه‌گيري‌ها (دقت)

هدف کلي کنترل کيفيت حصول اطمينان از اين مطلب است که نتايج داراي دقت و درستي کافي مي‌باشند. در دنیای امروز که دنیای رقابت در کیفیت تولیدات است، محک و معیار کیفیت، ارائه نتایج درست و معتبر مشخصات مورد نظر فرآورده تولیدی است. لازمه ارائه چنین نتایجی هم وجود آزمایشگاهی است که قادر باشد الزامات یک سیستم مدیریتی را به کار گرفته و برقرار سازد و از نظر تکنیکی نیز دارای صلاحیت بوده و همچنین توان فراهم کردن نتایج فنی معتبر را داشته باشد. به عبارتی قدم نهادن در بازارهای نوین جهانی دارا بودن استانداردهایی نظیر ISO 17025 را می طلبد که دستیابی به آن نیز تنها در سایه سازمان دانش محور ممکن خواهد شد.


بررسی وضعیت تحصیلی و ارتباط با شغل
   متاسفانه وجود روابط و شبکه های کهنه گرای و پنهان درون سازمان ها همراه با روابط ناسالم اقتصادی و اجتماعی باعث به وجود آمدن فضایی شده که بسیاری از نیروهای دانشی یا امکان جذب نمی یابند و یا درون سازمان در حاشیه فرسوده می شوند و یا در مقاطع بالاتر تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا تمایل به مهاجرت در آنها افزایش می یابد. البته منکر ضعف آموزش و مهارت دانشگاه-ها نیستیم که حتی به گفته برخی از مسئولان حدود 90 درصد دانش آموختگان در بسیاری از رشته ها فاقد مهارت کافی و حتی لازم هستند. البته موضوع عدم تطبیق و سازگاری دروس دانشگاهی با نیازهای واقعی صنعت بیشتر ناشی از وارداتی بودن هر دو مقوله است.
    سازمان های پیشرو چه در بخش صنعت و چه در بخش دانش و خدمات همواره در پی تولیدات سخت افزاری، فکرافزاری و نرم افزاری نوین هستند. در چنین سازمان هایی نگرش ها، فعالیت ها و حرکت ها همگی دانش محور و به سوی دانشی شدن است. اصولاً دانشی شدن در چنین سازمان هایی فرهنگ است. خوشبختانه صنعت نفت جزو سازمان هایی است که در زمینه دانشی شدن دارای اسلوب ویژه ای و مناسبی است با این حال با توجه به تخصصی بودن این صنعت، جهت ارتقاء سازمانی به طور کلی و به ویژه در زمینه علوم پایه موارد زیر پیشنهاد می شود:

پیشنهادات:

1) ایجاد بانک دانش آموختگان برجسته دانشگاه ها که ظاهراً در حال انجام است.
2) امکان آموزش تازه کارها در واحدی به جز واحد خدمتی به مدت 5 سال و سپس انتقال ایشان؛ تا لفظ و ذهنیت کارآموزی مرسوم در صنعت نفت تا پایان 30 سال خدمت، روی آنها نباشد.
3) ارتقاء جایگاه سازمانی با برگزاری دوره های بازآموزی و سپس برگزاری آزمونی برای رسیدن به پست سازمانی بالاتر .
4) با توجه به گسترش و توسعه مقاطع تحصیلات تکمیلی طی 10 سال اخیر، بازنگری در سپردن پست های رئیس و مدیر به کارشناسان ارشد رشته ها و گرایش های مرتبط.
نکته: پیشنهاد بند 4 از آنجایی مطرح شد که متاسفانه به عنوان مثال در آزمایشگاهای کنترل کیفیت شرکت های تابعه شرکت ملی پالایش و پخش روساء یا معاونین در موارد اندکی دانش آموختگان شیمی با گرایش کاربردی یا تجزیه قرار دارند. در مواردی هم مهندس شیمی به عنوان رشته مرتبط در راس می باشد و یا حتی افرادی با تحصیلات کمتر از کارشناسی در رئوس قرار می کیرند که با توجه به شرایط امروزی قابل تامل است. 
5) ارتقاء پست سازمانی به ویژه در سمت های سرپرست، رئیس و مدیر با تاییدیه راونشناسی از روانپزشک بی طرف و غیرشرکتی به صورت  محرمانه
6) برگزاری دوره های بازآموزی تحصیلی با همکاری دانشگاه ها در هر رشته و گرایش و اعطای امتیاز شغلی و تاثیر دادن امتیازات در ارتقاء شغلی؛ چراکه در دنیای امروز که مرزهای دانش به سرعت در نوردیده می شود مدارک تحصیلی با فواصل زمانی کوتاهتری دچار انقضاء می شوند.
7) با توجه به گستردگی و تنوع مهارت ها و تخصص ها در گرایش های مختلف رشته های تحصیلی، بازنگری کلی در شیوه جذب و چیدمان نیروی انسانی در چارت های سازمانی، ضروری به نظر می رسد.
   با توجه به پیچیدگی و گستردگی صنعت نفت می باید طیف وسیعی از افراد با تحصیلات و تخصص های گوناگون در قسمت های مختلف مشغول کار باشند. البته داشتن مدرک تحصیلی می باید به صورت شرط لازم در تصدی پست سازمانی مد نظر باشد. آنچه که در حال حاضر در زمینه دانش آموختگی مورد ارزیابی قرار می گیرد فقط مدرک(معدل کل) و ارتباط یا عدم ارتباط شغلی است که البته در مبحث ارتباط شغلی نیز کاستی هایی موجود است. با این حال شاخص های دیگری که در جدول (3) فهرست شده باید مورد ارزیابی قرار گیرد که ظاهراً آنچنان که می باید مد نظر نمی-باشد.

Untitled 8.png

در زمینه مهندسی شیمی نیز در مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا بیش از 10 گرایش وجود دارد؛ با این حال متاسفانه درحالی که چارت سازمانی برای رشته شیمی بسیار محدود است در مواردی همچون چارت های سازمانی آزمایشگاه، مدرک مهندسی شیمی به عنوان مدرک مرتبط قابل قبول می باشد که با توجه به تخصصی بودن آزمایشگاه و پیچیده تر شدن و تخصصی تر شدن مباحث تجزیه ای و دستگاه های آنالیزی می باید مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد آنهم با گرایش های شیمی تجزیه و شیمی کاربردی اولویت یافته و مرتبط بودن مهندسی شیمی حذف گردد. افزون بر این با توجه به اینکه بیشتر صنایع شیمیایی در بحث کنترل کیفیت در آزمایشگاه های خود با مباحث مربوط به شیمی تجزیه درگیر هستند، لازم است مراکز آموزش عالی نیز در مقاطع دیپلم و کاردانی نیز مهارت های مربوط به شاخه تجزیه و کنترل کیفیت را در دروس خود بگنجانند.


مشکلات ایجاد شده در نتیجه تحصیل حین خدمت
با آنکه نفس عمل دانش اندوزی و تحصیل، تحسین برانگیز است با این حال کارکنانی که حین خدمت اقدام به تکمیل مدارج تحصیلی می نمایند بیشتر جهت دریافت مدرک و ارائه آن به سازمان برای کسب ارتقای سازمانی و شغلی می باشد که متاسفانه طبق موارد زیر مشکلاتی را در سازمان به وجود می آورد که نیازمند بازنگری است :

1) هدف تامین نیروی انسانی سازمان، تامین تخصص ها و مهارت های شغلی سازمانی در مقاطع مختلف و مورد نیاز می باشد و چنانچه بنا بود یکسان سازی مدرک انجام دهد، از همان ابتدا همه استخدام شوندگان را در یک مقطع استخدام می نمود.
2) قسمت زیادی از توان فکری افراد حین تحصیل در محل کار، معطوف امور مربوط به تکالیف درسی شده و ناخواسته فشار کاری بیشتری به سایر همکاران وارد می شود.
 3) تامین هزینه تحصیل و صرف وقت که فشار ناخواسته زیادی را بر فرد و خانواده اش تحمیل می کند.
4) توقعات سازمانی فرد پس از پایان تحصیلات بالاتر رفته و انجام وظایف سازمانی مربوط در جایگاه اولیه دچار ضعف می شود.
5) تعدیل و تبدیل مدرک و یافتن چارت سازمانی و قرار دادن فرد در چارت جدید، رئیس یا سرپرست را در چیدمان افراد دچار مشکل می کند.
6) از آنجاییکه که دست کم تا 10 سال پیش ادامه تحصیل در دانشگاه منوط به گذشتن از سد کنکور بود، افزایش تعداد دانش آموختگانی که به برکت مراکز آموزش عالی آزاد و علمی-کاربردی تقریباً بدون کنکور وارد دانشگاه شده و می شوند، انگیزش کارکنانی را که پیش از استخدام (و پس از عبور از سد کنکور) تحصیل کرده اند را کاهش می دهد.
7) تمایل و انگیزش برخی از کارکنان به خروج از واحد کاری و یا سازمان پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک، که به نوعی اتلاف هزینه سازمانی است.




منابع به کار رفته در گردآوری مقاله :

1) مجموعه مقالات ((دومین کنفرانس ملی مدیریت دانش))؛ دهم و یازدهم بهمن 1388، سالن همایش های بین المللی رازی، تهران.
2) مجموعه مقالات ((همایش ارتباط دانشگاه با صنعت))؛ سی ام بهمن 1387، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین.




درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت