پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

مقاله: افول مدیریت دانش؟




افول مدیریت دانش؟



تهیه و تنظیم: حمیدرضا نظری
کارشناس ارشد مدیریت دانش
مشاوران توسعه آینده




مقدمه

علی‌رغم اینکه در محافل علمی و آکادمیک مفاهیم مرتبط با مدیریت دانش در قالب انتشار کتب و مقالات مختلف در حال توسعه می‌باشد و جریانی همواره رو به رشد را طی کرده است، چندی است در محافل متخصصان و مشاوران حوزه مدیریت و به خصوص فناوری اطلاعات، بحث بر سر افول و مرگ مدیریت دانش مطرح است. در این نوشتار سعی شده است چالش‌های مطرح‌شده از سوی این متخصصان بیان گردد و در ادامه به اختصار پاسخی به این چالش‌ها ارائه شود. بدیهی است تبیین، تشریح و تفصیل موارد ذیل نیازمند زمان و فرصت مناسبی است و امید است این نوشته چکیده‌ای باشد بر این موضوع.






پایان مفهوم مدیریت دانش با ظهور کسب‌و‌کارهای مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی


بزرگترین مشکل مدیریت دانش آن است که بیش از حد گسترده تعریف شده است. زیرا بسیاری از دست‌اندرکاران مدیریت دانش قدم جلو گذاشته و نسخه‌ مدیریت دانش خود را ارائه داده‌اند. در نتیجه مدیریت دانش در جهات مختلف کشیده شده است. به عنوان مثال بنابر مطالعات پروفسور مایکل ساتون در موسسه‌ی Gore در کالج وست مینستر بیش از 100 تعریف از مدیریت دانش تا سال 2008 جمع‌آوری شده است. بدتر از همه، نسخه‌های مختلف مدیریت دانش این تصور را القا می‌کند که این مفهوم پادزهر فوق‌العاده‌ای است که می‌تواند هر مشکلی در حوزه گسترده‌ی مدیریت و رهبری سازمان‌ها را درمان کند. به طور خلاصه می‌توان گفت مدیریت دانش فراتر از آنچه می‌تواند به آن دست یابد، گسترده شده است.


متأسفانه به نظر می‌رسد بسیار دیر شده است که بتوان تصور نادرستی که از مدیریت دانش در ذهن دست‌اندرکاران ایجاد شده است را اصلاح نمود. حتی توافق بر سر آنکه کدام نسخه از مدیریت دانش صحیح‌تر است نیز دشوار می‌باشد.
مدت‌های مدیدی است که انتظارات سازمان‌ها از مدیریت دانش بیش از حد گسترده شده به گونه‌ای که برآورده کردن چنین انتظارات غیرواقعی بسیار غیرممکن می‌نماید. در نتیجه سازمان‌ها ناامید شده و تصمیم‌ می‌گیرند از مدیریت دانش صرف‌نظر نمایند. به زبان ساده، مدیریت دانش در حال فروپاشی در اثر وزن زیاد خود و انتظارات غیرواقعی و گسترده است.
به طور قطع می‌توان گفت که کار مدیریت دانش تمام شده است و قطعا تا پایان سال 2012 رو به زوال می‌رود.
اما مدیریت دانش در حال تبدیل به چه‌چیزی است؟ پاسخ "کسب‌و‌کارهای مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی" است. گرایش‌های ذیل به آرامی در حال تغییر شکل مدیریت دانش به کسب‌و‌کارهای مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی است.
1. تکثیر و پذیرش سریع فناوری‌های اجتماعی، همانند فیس بوک، توییتر و...
2. تکثیر و پذیرش سریع پلت‌فرم‌های تلفن همراه، به عنوان مثال اپل، آی فون، سامسونگ و تبلت‌های دیگر.
3. پذیرش رو به گسترش فناوری‌های Cloud، برای کاهش هزینه، بسیاری از سازمان‌ها اینترانت خود را به Cloud منتقل می‌کنند. این امر موجب پذیرش رسانه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای تلفن همراه می‌گردد.
4. ظهور نسل Y در سازمان‌ها. نسلY  در دوران دیجیتال به وجود آمده است و به طور غریزی این نسل می‌داند تجارت اجتماعی چیست و این مفهوم را در زندگی و محل کار خود اعمال می‌کند.


نکته این است که پنج روند فوق باعث به هم پیوستن جوامع درون و برون سازمانی و منسوخ شدن مدیریت دانش می‌گردند که به شکل سنتی تمرکز بر درون سازمان را داراست.
برآورده کردن انتظارات غیرواقعی و گسترده از مدیریت دانش شکست خورده‌است. در نتیجه سازمان‌ها از مدیریت دانش ناامید شده و تصمیم می‌گیرند به راه دیگری بروند." این گفته وی می‌تواند تا حد زیادی درست باشد.






ظهور مجدد مدیریت دانش
 
تنها راه نجات مدیریت دانش، انطباق و سازگاری آن با روند رو به رشد بکارگیری شبکه‌های اجتماعی است و به این ترتیب بسیاری محققان و متخصصان مفهوم KM2.0 را مطرح ساخته‌اند.  در واقع این واژه، به منظور توضیح جنبه‌های فنی تکامل از نسل 1.0 به 2.0 ایجاد شده است. این طور می‌توان تصور کرد که چندان اهمیت ندارد که مدیریت دانش را با چه عنوان خطاب می‌کنیم. چیزی مهم است کاربرد ابزارها و پلت‌فرم‌های جدید به منظور برآورده کردن اهداف مدیریت دانش است.
ادعای مبنی بر تحول مدیریت دانش و تبدیل آن در قالب مفهوم تجارت اجتماعی مخالف واقعیت موجود است. مطمئناً هر دو حوزه بسیار وسیع‌اند و به همان اندازه تعاریف آن‌ها نیز گسترده است. اما باید قبول کرد که هر دو مفهوم متفاوت هستند.


نمونه‌های بسیار زیادی از شرکت‌های بزرگ در سطح دنیا وجود دارد که می‌دانند مدیریت دانش چه مفهومی برای آن‌ها دارد و کاملاً در خصوص بهره‌برداری از مدیریت دانش آگاه هستند، قطعا همواره سازمان‌هایی وجود دارند و خواهند داشت که قادرند از پایگاه‌های خود که شامل دروس آموخته می‌شود، ارزش افزوده‌ خوبی به دست آورند، تنها به این دلیل که پرسنل آن سازمان‌ها به نوشتن و ذخیره کردن این نوع تجارب عادت کرده‌اند و چنین فعالیت‌هایی به خوبی با رویه و فرایندهای روزانه سازمان عجین شده‌اند. اما احتمالاً این سازمان‌ها هنوز به درک درستی از اینکه تجارت اجتماعی چگونه با مدل کسب و کار آن‌ها تطابق می‌یابد، نرسیده‌اند.
حوزه‌ی مدیریت دانش نه تنها دقیقاً و به صراحت تعریف درستی نداشته بلکه مواردی از قبیل مدیریت منابع انسانی، یادگیری سازمانی، مدیریت تغییر سازمانی، مدیریت اطلاعات و بسیاری از جنبه‌های دیگر را نیز شامل می‌گردد و بسیاری از این جنبه‌ها می‌توانند با فناوری‌های اجتماعی فعال‌ شوند. با این حال سوالی که ممکن است مطرح شود این است که آیا فقدان یک توافق ساده، بر روی تعاریف واقعا باعث بروز مشکل عمده‌ای می‌گردد؟
بسیار مهم است که هر سازمان تعریف خاص خود از مدیریت دانش را داشته باشد، تعریفی که هریک از اعضای سازمان آن را قبول داشته باشند، آن را درک ‌کنند و بدانند که چگونه آن تعریف می‌تواند برای استخراج ارزش افزوده و توانمندسازی استراتژی کسب و کار مورد استفاده قرار گیرد.


نکته دیگر این است که باید متوجه باشیم فناوری در حوزه مدیریت دانش یک پاسخ است نه هدف نهایی. اگر چالش‌ها و ضرورت‌های سازمانی را به خوبی شناخته باشیم، می‌توانیم به آن‌ها پاسخ درست دهیم. اما مشکل اینجاست که اگر سعی کنیم به همان صورتی که اطلاعات را مدیریت می‌کنیم، دانش را هم مدیریت کنیم و سعی کنیم فناوری را به عنوان راه‌حل قلمداد کنیم می‌توان گفت که مقصود مدیریت دانش را متوجه نشده‌ایم و شکست خواهیم خورد.
تکنولوژی  به هیچ عنوان نمی‌تواند راه‌حل دانشی برای سازمان ارائه دهد. افراد  و کارکنان در قلب فرآیندهای مدیریت دانش قرار دارند و بنابراین بهترین فناوری‌ها هنگامی می‌‌توانند در این حوزه به خوبی مفید واقع گردند که ابعاد و مقیاس مشکلات و مسایل سازمان شناسایی شده باشند و حال بتوان از فناوری در جهت رفع چالش بهره گرفت.


کلیه مواردی که از ظهور آن‌ها تحت عنوان کسب‌و کار مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی یاد شد، چیزی بیش از چند ابزار و پلت‌فرم تبادل اطلاعات نیستند و این در حالی است که مدیریت دانش -به گفته داونپورت- در خصوص ایجاد چند پایگاه داده نیست بلکه هسته مرکزی فعالیت‌های آن مرتبط با افراد و کارکنان است 1 .
و نهایتا نکته قابل توجه این است که ظهور فناوری‌های اطلاعاتی جدید منجر به از بین رفتن مدیریت دانش نمی‌گردند. آن‌چه از آن به عنوان KM2.0 یاد می‌شود مبتنی بر مفاهیم Web 2.0 و Enterprise 2.0 ایجاد شده است و تمرکز آن بیشتر بر شبکه‌سازی اجتماعی است. نباید از یاد برد که شبکه‌های اجتماعی صرفا تبادل اطلاعات را رونق نبخشیده‌اند بلکه یک لایه جدید در نحوه تبادل اطلاعات ایجاد کرده‌اند و آن بافت 2 است و اطلاعات به علاوه بافت مختص آن معادل همان دانش است.
قطعا مدیریت دانش مسیر تکامل خود را طی خواهد کرد و در این مسیر از برترین فناوری‌های اطلاعاتی بهره خواهد گرفت و این رشد تدریجی ضرورت مدیریت دانش در سازمان‌ها را از بین نخواهد برد.




1) Knowledge Management is not about databases, it is about people.
2) Context



منابع:


1)http://www.cmswire.com/cms/social-business/knowledge-management-in-2012-probably-dead-014352.php



لطفا نظرات خود را در خصوص این نوشتار به آدرس hamidnazary2002@yahoo.com ارسال نمایید.


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت