پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

نهادینه‌سازی مدیریت دانش (Embedded KM)





نهادینه‌سازی مدیریت دانش






Embedded Knowledge Management















اهمیت پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان‌های امروزی بر هیچ فردی پوشیده نبوده و تمامی مدیران ورهبران سازمانی بر لزوم این امر، صحه می‌گذارند. در کشور ما، از چندی پیش، فرایند پیاده‌سازی مدیریت دانش در برخی از سازمان‌ها شروع شده و روز به روز به  تعداد سازمان‌های علاقه‌مند به این موضوع افزوده می‌شود. حال سوال مطرح شده این است که:

•    پیاده‌سازی مدیریت دانش تا چه حد موفقیت‌آمیز بوده است؟
•    آیا بعد از گذشت زمان و  پس از اتمام پروژه پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان، اثری از آن باقی مانده است؟
•    آیا کارکنان همچنان به خلق و تولید دانش جدید و آشکارسازی دانش ضمنی خود در جهت ایجاد ارزش افزوده سازمانی پایبند بوده‌اند؟ و یا با گذشت چندی پس از پیاده‌سازی و اخذ گواهینامه مربوط به آن، فرایند مدیریت دانش نظیر بسیاری از فرایندهای مدیریتی در قالب مدارک، گواهینامه‌ها و قاب‌های روی دیوار درآمده و اثری، جز برگزاری چند دوره و کارگاه آموزشی در ذهن پرسنل سازمان، باقی نمانده است.

متأسفانه می‌بایست اعتراف نمود که در بسیاری از سازمان‌های ما این‌چنین بوده و فرایند مدیریت دانش با فرایند کسب‌و‌کار سازمان گره نخورده و جزو وظایف روزانه کارکنان محسوب نمی‌شود. ما مدیریت دانش را در  سازمان‌ خود پیاده‌سازی می‌نماییم ولی:

•    اثری از مدیریت دانش در عملکرد روزانه کارکنان مشاهده نمی‌گردد؛
•    پرسنل سازمان، به مقوله مدیریت دانش به عنوان یک کار اضافی و لوکس می‌نگرند؛
•    دانش همچنان در بسیاری از نقاط و فرایندهای سازمانی تولید شده ولی ثبت و مستند نمی‌گردد؛
•    فرهنگ سازمانی همچنان با چالش‌های تسهیم دانش در سازمان روبه‌روست.  

مشکلات ذکر شده همگی ناشی از نگاه نادرست به مقوله مدیریت دانش و نگاه از دید پروژه‌ای است. در سازمان‌های ما مدیریت دانش در قالب پروژه‌ای با زمان‌بندی محدود نظیر بسیاری از پروژه‌های دیگر سازمان تعریف شده و هدف اصلی اتمام صحیح آن در موعد مقرر می‌باشد. این نگاه نادرست باعث عدم یکپارچگی و اتصال صحیح مدیریت دانش با فرایندهای کاری پرسنل می‌گردد. در واقع مدیریت دانش در سازمان پیاده شده ولی به صورت جزیزه‌ای عمل نموده و به تعبیری همچون درختانی در گلدان 1 ، به خوبی نگهداری و مراقبت می‌شوند ولی از هم جدا و مجزا هستند.

   جهت حل مشکلاتی این‌چنین و پاسخ به سوالاتی نظیر اینکه چگونه فرایند مدیریت دانش را در فرایندهای کاری سازمان ذوب نموده و از یک سازمان سنتی به سمت سازمانی دانش‌بنیان حرکت نماییم، برآن شدیم تا مبحث نهادینه‌سازی مدیریت دانش 2 را به عنوان راه‌کاری اساسی و علمی در مباحث روز علم مدیریت دانش، بررسی نموده و در قالب پیشنهاداتی سازنده به عنوان خروجی بحث، در جهت فائق آمدن بر مشکلات ذکرشده، مطرح نماییم.
    
    نهادینه‌سازی مدیریت دانش در واقع ادغام و ذوب مدیریت دانش در تمامی سطوح سازمانی از بالاترین سطح تا سطوح پایین عملیاتی و لحاظ مدیریت دانش در استراتژی کلان سازمانی و تعریف استراتژی مدیریت دانش همسو با آن می‌باشد. مدیریت دانش سازمانی می‌بایست در جای‌جای سازمان بروز نموده و به تعبیری همچون درختی در جنگل سازمان در تمامی سطوح ریشه بدواند. از دید مدل بلوغ مدیریت دانش3 ، نهادینه‌سازی مدیریت دانش همزمان با گذار از مرحله سوم مدل (مدیریت دانش تعریف شده) به مراحل چهار و پنج مدل بلوغ (شکل1) بروز نموده و دارای ویژگی‌های زیر می‌باشد:

•    مدیریت دانش عمیقا در سازمان نفوذ کرده است و بهبود می‌یابد و یک جزء جدانشدنی از فرایندهای سازمانی است؛
•    ارزش خلق، تسهیم و به‌کارگیری دانش در میان افراد نهادینه شده است؛
•    فرایندهای موجود مدیریت دانش با نیازمندی‌های جدید کسب‌و‌کار منطبق می‌شوند؛
•    مدیریت دانش از پیوستگی کافی با سایر فرایندهای سازمان برخوردار بوده و جهت تحقق استراتژی سازمان ضروری است؛
•    نتایج اجرای مدیریت دانش در قالب بهبود بهره‌وری و کیفیت ارزیابی می‌گردد؛
•    ارزشهای سازمانی با مدیریت دانش و مدیریت دانش با ارزشها همگام ‌می‌شود؛
•    حذف مدیریت دانش باعث خلل جدی در کارها می‌شود.

Untitled 11.png

    راه‌کارهای ارائه شده جهت رسیدن به مراحل بالا و نهادینه‌سازی کامل مدیریت دانش در سازمان را می‌توان در دو بعد مهم فرهنگی و ساختاری، بررسی نمود. از نقطه نظر فرهنگی، مدیریت دانش همچون بسیاری از فرایندهای نوین با چالش‌های عدیده‌ای مواجه بوده و هست. بسیاری از این چالش‌ها در حین اجرای پروژه شناسایی و با راه‌کارهای انگیزشی و آموزشی برطرف می‌گردند. ولی بعضی از دغدغه‌ها در ذهن کارکنان باقی مانده و موجب عدم همکاری در ادامه فرایند مدیریت دانش می‌گردد. باید درک نمود که فرایند مدیریت دانش یک تغییر فرهنگی مهم بوده و می‌بایست به چرخه مدیریت تغییر فرهنگی متصل گردد. از سوی دیگر یکپارچگی فرایند مدیریت دانش با فرایند آموزش مستمر و پی‌گیر از راه‌کارهای اصلی امتداد حرکت روبه جلو و عدم توقف در مدیریت دانش محسوب می‌شود. برگزاری کارگاه‌ها، سمینارها و دوره‌های آموزشی مرتبط با مدیریت دانش از این دست اقدامات بوده و منجر به زنده نگاه داشتن فرایند در ذهن پرسنل شده و برگزاری نمایشگاه‌های دانشی، جهت ارائه دستاوردهای کارکنان در زمینه مدیریت دانش و تقدیر از دانشکاران برتر به صورت دوره‌ای، موجب ایجاد انگیزه در کارکنان جهت ادامه مسیر می‌گردد.
   
    یکی دیگر از جنبه‌های فرهنگی حامی نهادینه‌سازی مدیریت دانش در سازمان، رویکرد نوین مدیریت دانش مبتنی بر ارزش4  است. رویکردی که در آن ارزشهای سازمانی مرتبط با مدیریت دانش شناسایی شده و با تکیه بر این ارزش‌ها و آزادی کارکنان در انتخاب اهداف و دستورالعمل‌ها، روند زیر جهت مشارکت حداکثر کارکنان درفرایند مدیریت دانش، پیش گرفته می‌شود:

•    روند تبدیل مدیران دانشی به تسهیل کنندگان دانشی سازمان مبتنی بر ارزشهای شناخته شده سازمانی؛
•    روند معطوف به توجه به اثربخشی مدیریت دانش در فرآیندهای سازمان؛
•    روند معطوف به خودمختاری کارکنان و نیاز به انتخاب اهداف و ارزش های دانشی در سطح واحدها؛
•    روند حرکت به سمت افزایش تعاملات و شبکه‌های اجتماعی گسترده.

    با این وجود، حمایت‌های مالی و معنوی مدیریت ارشد و پیگیری، دلسوزی و رهبری فرایند از سطوح بالای سازمان، جزو کلیدی‌ترین مسائل در جهت نهادینه‌سازی مدیریت دانش محسوب می‌گردد.
    بعد دوم حامی نهادینه‌سازی مدیریت دانش در سازمان، ساختار مدیریت دانش مناسب، با نقش‌ها و مسؤلیت‌های روشن و تعریف شده است. ساختاری مرتبط با تمامی سطوح سازمانی، با رویه و دستورالعمل‌های روشن و ابلاغ شده به واحدها که حلقه اتصال مدیریت دانش با برنامه‌ریزی استراتژیک سازمان و فرآیندهای کاری کارکنان محسوب می‌شود. در این ساختار، فرایند مدیریت دانش در شرح شغل پرسنل لحاظ شده و در قالب رویه‌ها به صورت زیر پیگیری می‌شود:

•    دانش و نوآوری کارکنان به صورت رویه و دستورالعمل درآمده وثبت و ضبط می‌شود؛
•    رویه و دستورالعمل ایجاد شده، در کلیه فرایندهای سازمانی لحاظ می‌شود؛
•    کسب و به اشتراک گذاری دانش، وظیفه اصلی هریک از کارکنان می‌باشد؛
•    با به روزرسانی و تغییر دانش‌ها، رویه‌ها نیز به روزرسانی  می‌شود؛
•    شاخص‌ها و سنجه‌های مرتبط با فعالیت‌های مدیریت دانش و اثربخشی مدیریت دانش در سازمان به صورت رویه و آیین‌نامه تعریف شده و به صورت دوره‌ای مورد پایش و ارزیابی قرار می‌گیرد.

   از نقطه نظر نقش‌ها و مسؤلیت‌ها، تعریف و تشکیل تیم مدیریت دانش و انتخاب تسهیل‌گران دانش در هر واحد موجب ایجاد نهادی نظارتی و اجرایی بر فرآیند مدیرت دانش واحدها می‌گردد. علاوه بر ساختار رسمی، استفاده از تیم‌های مجازی و مبلغان مدیریت دانش پاره وقت از دیگر راه‌کارها جهت درگیر نمودن پرسنل با فرآیند مدیریت دانش در سرتاسر سازمان محسوب می‌شود.

نتیجه‌گیری

در عصر حاضر که دانایی و دانش، مزیت رقابتی سازمان‌ها محسوب شده، توجه به مدیریت دانش و لزوم پیاده‌سازی آن در سازمان‌ها جزو اولویت‌های سازمانی محسوب می‌گردد. سازمان‌های ایرانی از این اصل مستثنی نبوده و در چند سال اخیر، مدیریت دانش در کانون توجهات قرار گرفته است. ولی بحث اصلی در این زمینه عدم موفقیت سازمان‌ها در نهادینه‌سازی مدیریت دانش و اتصال آن به فرایند کاری کارکنان است، لذا با توجه به مشکلات مطرح شده در خلال بحث و توجه به ویژگی‌های مدیریت دانش نهاینه شده در سازمان‌ها، مسأله را در دو بعد فرهنگ و ساختار مورد مطالعه قرار داده و در هر بعد به ارائه راهکار و پیشنهادات پرداختیم.



1)Tree in the pot
2)Embedded Knowledge Management
3)Knowledge management Maturity Model
4) Knowledge Management By Value





درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت