پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

پیامدها و تأثیرات وب 2.0 بر مدیریت دانش




پیامدها و تأثیرات وب 2.0 بر مدیریت دانش



مجله مدیریت دانش امرالد / VOL. 13 NO. 1 2009, pp. 120-134
نویسنده: ماریا لوی / مدیرعامل شرکتROM Knowledge-ware 
ترجمه و تلخیص: ارژنگ یزدی / کارشناس مدیریت دانش / MTA



مقدمه
وب 2.0 مقوله داغ و پرطرفداری است و مقالات زیادی درباره آن نگاشته شده است. موتورهای جستجو در حال ارسال هشدارهای جدید و اضافه کردن انواع جدیدی از اطلاعات به وب هستند (به عنوان مثال وبلاگ‌ها) و یک روح جدید در اینترنت دمیده شده است. افرادی که تقریباً به مدت 10 سال با مبحث مدیریت دانش سروکار دارند، وب 2.0 را پدیده‌ای بسیار شگفت‌انگیز و جذاب یافته‌اند. آیا متخصصان وب 2.0، مفهومی که جامعه مدیریت دانش برای مدت سال‌ها با آن دست به گریبان بود را رمزگشایی کرده‌اند؟ چگونه است که بسیاری از مردم دانش خود را فعالانه و به صورت روز-به-روز به اشتراک می‌گذارند؟ وب 2.0 چیست و چگونه عرصه مدیریت دانش سازمانی را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد؟ از وب 2.0 چه می‌توان آموخت و چه فوایدی برای KM دارد؟ آیا وب 2.0 یک انقلاب و تحول اساسی در KM ایجاد کرده است یا اینکه شایعه‌ای بیش نیست و به زودی فروکش خواهد کرد و ما را در آرزوی به اشتراک‌گذاری دانش ناکام خواهد گذاشت؟ در این مقاله به بررسی موضوع وب 2.0 و پیامدهای آن در رابطه با مدیریت دانش خواهیم پرداخت.




مدیریت دانش 2.0 – مدیریت دانش در پرتو حضور وب 2.0


مدیران دانشی که پدیده وب 2.0 را مورد بررسی قرار داده‌اند، تا حدودی دچار سردرگمی شده‌اند: برای تقریباً یک دهه، حوزه مدیریت دانش برای در اختیار گرفتن دانش‌های سازمانی تلاش می‌کرد. بسیاری از کارکنان در برخورد با مسئله بسیار منفعل عمل می‌کردند و یا اگر برخی از مدیران یا کارکنان به اهمیت مدیریت دانش پی می‌بردند، از زمان یا دقت کافی برای پیوستن به روند آن برخوردار نبودند. سؤال این است که در حال حاضر که زمان‌های کاری حتی ساعات خالی پرسنل را نیز اشغال می‌کند، آیا افراد می‌توانند از طریق پست الکترونیک یا تلفن همراه 24 ساعته به یکدیگر متصل شده و زمان کافی برای به اشتراک‌گذاری دانش را به دست آورند؟ شاید این به اشتراک‌گذاری دقیقاً به این علت است که ماهیت آن چیزی فراتر از محتوای کاری است و در صورتی که افراد ماهیت آن را بدانند، وب 2.0 هیچ مزیتی برای KM نخواهد داشت. اما اگر احتمالاً، بخشی از چیزی که در ابزارها و مفاهیم وب 2.0 وجود دارد، بتواند به سازمان انتقال پیدا کند و به عنوان یک راه‌حل برای پر کردن شکاف‌های مدیریت دانش به‌کار رود، قطعاً ارزش آن را دارد که تحلیل و درک شود و مورد پذیرش قرار گیرد. اگر چنین باشد، این راه‌حل می‌تواند روند غیر-شفاف و مبهم جذب مدیریت دانش در سازمان را تسهیل نماید.


مدیریت دانش در این مقاله از چهار جنبه با وب 2.0 مقایسه خواهد شد:


1. از لحاظ مفهومی
2. در اصول
3. توانایی‌های عملکردی ابزارها و نرم‌افزارها
4. فرهنگ سازمانی




مقایسه مدیریت دانش و وب 2.0 از لحاظ مفهومی


از دیدگاه اسنودن (2007)، وب 2.0 یک گذار یا تغییر در فناوری است. بنابراین، وی در مخالفت با مدیریت دانش معتقد است: "مدیریت دانش یک نظریه است. به بیان دقیق‌تر، یک جهان‌بینی پشتیبانی شده توسط فناوری‌های ناکارآمد است. در حالی‌که شبکه‌های اجتماعی یک فناوری فوق‌العاده کارآمد است که فاقد هر گونه نظریه روشن یا راه و روش نگاه کردن به دنیا می‌باشد." طرفداران وب 2.0 (همانند اسنودن)، پیچیدگی افراد و سازمان‌ها را نادیده می‌گیرند. همه ما در سیستم‌های پیچیده زندگی می‌کنیم و ساده‌انگارانه است که از این پیچیدگی صرف‌نظر نماییم. "پیچیدگی در حقیقت مبنای علم عدم قطعیت (Science of uncertainty) و آن چیزی است که به آن تناقض در کنترل (Paradox of control) می‌گویند. اگر هدف شما تأثیرگذاری است بهتر است یک روند تکاملی را طراحی نکنید، در این صورت کنترل بیشتری خواهید داشت تا اینکه یک سیستم ایده‌آل طراحی نمایید."


به منظور رسیدن به کارکرد صحیح شبکه اجتماعی، کانال‌های مختلف به اشتراک‌گذاری باید در دسترس باشد. شبکه‌های اجتماعی در مورد انتخاب یک ابزار بر اساس معیارهای از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه عبارت است از تعامل و همکاری ابزارهای چندگانه با یکدیگر، با افراد و با محیط به گونه‌ای که الگوهای جدیدی از تعامل پایدار شکل بگیرد و در صورت نیاز به اصلاح روش‌های مناسب برای خلق محتوای جدید بپردازد.
در این مقاله به بیان مفهومی متفاوت از آنچه اسنودن پیشنهاد کرده می‌پردازیم. اکثر محققان، نیازهای خاص را برای ایجاد راه‌حل‌ها، فناوری‌ها و فرآیندهای متناسب مورد تحلیل قرار می‌دهند و این راه‌حل‌ها را به عنوان پایه‌ای برای توسعه و تغییر در نظر می‌گیرند. سپس به منظور تسهیل جذب و پذیرش راه‌حل و پاسخ‌گویی به نیازهای دانشی، سعی می‌کنند تا آنجا که ممکن است موضوعی داغ و جذاب را پیش بکشند. ابزارهای وب 2.0 همراه با ماهیت درحال تغییر خود (نسخه بتای دائمی) می‌توانند به راحتی و به سرعت مستقر شده و طبیعت راه‌حل‌های KM را دچار تحول کنند.


نظریه اسنودن صریح و شفاف است. وب 2.0 در جایگاهی متفاوت از مدیریت دانش قرار دارد و بسیار پیچیده‌تر و دارای عمق بیشتری است و بنابراین پتانسیل و تأثیر بیشتری برای ایجاد تغییر در سازمان دارد. اما برخی محققان عقاید متفاوتی را ارائه می‌دهند و نقطه شروع آن‌ها متفاوت است: مدیریت دانش در پریشانی به سر می‌برد، زیرا ابزارهای آن از شهرت و اعتبار ضعیف برخوردارند. به گفته گارتنر (2006) یک مشکل اصلی وجود دارد: کاربران و مدیران واحد فناوری اطلاعات از ابزارهای مدیریت دانش متنفرند. در این زمینه، قابل درک است که چرا تحلیل‌گران در مورد هر چیزی جدید و متفاوت مشتاق به نظر می‌رسند. البته نویسنده تردید دارد که تمام نرم‌افزارهای مدیریت دانش به طور یکسان عمل کنند. برخی از آن‌ها بزرگ و دست‌وپا گیر هستند. اما برخی نرم‌افزارهای کاربردوست نیز در بازار وجود دارد. خلاصه کلام آن‌که تصور کلی از ابزارهای مدیریت دانش خیلی خوب نیست. مقالات متعددی را در مورد این موضوع می‌توان یافت که حتی برخی از آن‌ها با این عنوان نام‌گذاری شده‌اند: "آیا مدیریت دانش مرده است؟" در این خلاء، ابزارهای وب 2.0 وارد شده که کوچکی، نصب آسان و ارزان بودن آن‌ها بسیار جذاب به نظر می‌رسد. به تازگی موج جدیدی از نرم‌افزارهای کوچک‌تر، سبک‌تر و ارزان‌تر به بازار آمده که توانسته‌اند جای سیستم‌های مدیریت دانش بزرگ را پرکنند و دانش سازمانی را شناسایی نمایند. این واقعیت موجب احساس همدردی با وب 2.0 می‌گردد و وب 2.0 را به عنوان عامل نجات-بخش و یاری‌کننده مدیریت دانش مطرح می‌سازد.
بین منتقدان و علاقه‌مندان، برخی هنوز مرددند که اگر وب 2.0 یک جنجال تبلیغاتی است، چه دلیلی برای اجرا و پرورش آن به عنوان بخشی از مدیریت دانش سازمانی وجود دارد؟ مدیریت دانش از اتصال به وب 2.0 تنها صدمه خواهد دید.




مقایسه اصول مدیریت دانش با وب 2.0


هشت اصل تعریف‌کننده وب 2.0 را می‌توان با اصول شناخته شده مدیریت دانش تطبیق و مقایسه کرد. (جدول 1) تجزیه و تحلیل اصول وب 2.0 از دیدگاه مدیریت دانش یک نتیجه‌گیری ساده به همراه دارد: اصول وب 2.0 قرابت زیادی با اصول مدیریت دانش دارد. تفاوت‌هایی در تمرکز‌گرایی و نگرش کنترلی در مدیریت دانش در مقابل دیدگاه غیر-متمرکز و غیر-کنترلی وب 2.0 نیز وجود دارد. در عین حال، اصول WEB 2.0، بخشی از مفاهیم اصلی مدیریت دانش سنتی است.


جدول 1: مقایسه اصول وب 2.0 و مدیریت دانش



Untitled 4.png
Untitled 5.png




مقایسه توانایی‌های عملکردی ابزارها و برنامه های کاربردی (اپلیکیشن)

اکثر برنامه‌ها و نرم‌افزارهای وب 2.0 را می‌توان به صورت رایگان و یا با قیمت نسبتاً پایین در سازمان‌ها مورد استفاده قرار داد. در سال‌های اخیر ابزارهای جدیدی توسعه یافته که وب 2.0 را در محیط سازمانی یکپارچه‌سازی کرده و سازمان را قادر می‌سازد قابلیت‌هایی نظیر مکانیزم‌های امنیتی، فایل‌های پیوست شده و اتصال به ERP و CRM و دیگر اپلیکیشن‌های سازمانی را به سیستم اضافه نماید. مثال از چنین ابزارهایی عبارت است از: Koral، Illumio و iUpload. به منظور مقایسه وب 2.0 با مدیریت دانش در سطح عملکردی، به جدول 2 رجوع می‌کنیم که در آن ابزارها و ویژگی‌های وب 2.0 و مرجع آن‌ها (به طور کلی یا جزئی) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و با ابزارهای مدیریت دانش سنتی مقایسه شده است. مقایسه بر اساس جنبه‌های عملکردی بوده و به زیرساخت‌ها و یا قیمت اشاره نمی‌کند.


جدول 2: مقایسه نرم‌افزارهای وب 2.0 و مدیریت دانش و ویژگی‌های آن‌ها



Untitled 6.png


با جمع‌بندی مقایسه انجام گرفته از ویژگی‌های جدول 2، به این نتیجه می‌رسیم که اکثر ابزارهای وب 2.0 در ابزارهای مدیریت دانش ریشه دارند. بسیاری از امکانات نرم‌افزاری مشترک است در عین حال شکاف مختصری بین آن‌ها وجود دارد. این شباهت چندان تعجب‌آور نیست از آن‌جا که مطابق جدول 1 بسیاری از اصول وب 2.0 و مدیریت دانش مشابه یکدیگر است. مدیریت دانش نباید به ابزارهای سنتی خود اکتفا کرده و خود را قانع نماید که بسیاری از ویژگی‌ها از قبل موجود است. دیو اسنودن ابراز می‌دارد که "شبکه‌های اجتماعی تنها در مورد انتخاب یک ابزار خاص بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده نیست، بلکه مفهوم آن استفاده از ابزارهای چندگانه است به گونه‌ای که این ابزارها با هدف تکامل با یکدیگر و با محیط به مشارکت پرداخته و در نتیجه الگوهای جدید تعامل باثبات شکل گرفته و در صورت نیاز به اصلاح راه‌حل‌های جدید و مناسب از لحاظ محتوا بپردازد." به این خاطر، ابزارهای مختلف، با ویژگی‌های مشابه و با تمرکز بر قسمت‌های مختلف می‌توانند به تکامل مدیریت دانش کمک کنند و تأثیرگذاری آن‌ها بیش از ابزارهایی است که کلاً باهم متفاوت هستند.




مقایسه فرهنگ سازمانی

کارسول (2007) ابراز می‌دارد: "من با چند متخصص که در حوزه مدیریت دانش در سازمان خود فعالیت می‌کردند صحبت کردم و در مجموع این پیام را برداشت کردم که چون نسل جوان با استفاده از نرم‌افزارهای وب آشنا بودند، همواره برای استفاده از آن مشتاق به نظر می‌رسیدند و استفاده از نرم‌افزارهای وب 2.0 برایشان کاملا عادی شده بود. این مسئله برای رسیدن به سازمان 2.0 و پذیرش الزامات آن بسیار حیاتی است." هنگامیکه بر نقش کاربران به عنوان عامل اصلی در گسترش فرهنگ سازمانی تمرکز می‌کنیم، بسیار اهمیت دارد که بین گروه‌های مختلف درون آن‌ها تمایز قائل شویم. برای نسل جوان تغییرات بسیار طبیعی است و آن‌ها احتمالاً حتی مشتاق هستند که این نرم‌افزارها زودتر در دسترس‌شان قرار گیرد. یکی دیگر از جنبه‌هایی که در مورد کاربران جوان باید مد نظر قرار گیرد، این است که نسل جوان می‌تواند به عنوان کاتالیزور دانشی نقش ایفا نماید که همواره در مدیریت دانش بدان نیازمند خواهیم بود. نوناکا و ایچی‌جو (2000) در کتاب خود "فعال‌سازی خلق دانش" یک فصل کامل را به یکی از پنج عامل توانمندسازی دانش در سازمان اختصاص داده‌اند: "بسیج فعالان دانش". درس عمده‌ای که از این فصل گرفته می‌شود، این است که جوانان تغییرات را سریع‌تر می‌پذیرند. بنابراین نسل جوان نه تنها در زمینه تغییرات فناوری نقش عمده‌ای دارند بلکه باید به عنوان رکن اساسی و بالقوه پذیرش فرآیند مدیریت تغییر در نظر گرفته شوند.




سولوباک (2007) ادعا می‌کند: "ابزارهای وب 2.0، درست همانند مدیریت دانش، کاربران را فقط به خاطر ماهیت وجودی و جذابیت‌شان به خود معطوف نمی‌کنند. سؤال اساسی این است که چگونه می‌توان «سرمایه عاطفی» لازم برای استفاده از نرم‌افزار در محیط کاری را تولید نمود؟ دلایلی از قبیل حس اعتماد، علاقه و مشارکت که برای ایجاد انگیزه در کاربران مفید است به تنهایی می‌تواند استفاده گسترده از این نرم‌افزارها را توجیه نماید. به خصوص در مورد «قدرت شبکه، چشم‌اندازی از وب 2.0» لازم است شبکه‌ای از افراد مشارکت-کننده وجود داشته باشد." با توجه به عقیده سولوباک، چالش‌های فرهنگی که در مدیریت دانش وجود دارد به طور مشابه در وب 2.0 به چشم می‌خورد: نیاز به اعتماد، علاقه و مشارکت. لازم به یادآوری است که وب 2.0 بر افراد تمرکز دارد در حالی‌که مدیریت دانش در بعد سازمانی بحث می‌کند. بنابراین برای بهره‌مندی از اعتمادی که وب 2.0 بر مبنای آن ساخته شده، زمینه تمرکز مدیریت دانش باید تغییر کند. به نظر تبات (2007)، "مجبور کردن افراد به رمزگشایی از دانش‌شان رسماً امری بسیار دشوار است (در حقیقت محال است). اما زمانی که افراد به تعامل اجتماعی می‌پردازند، حتی در زمینه کاری، در به اشتراک گذاشتن افکار و تجارب خود بسیار شادتر خواهند بود." بنابراین یک حس نوع دوستی به وجود خواهد آمد که افراد را قادر به تصمیم‌گیری می‌نماید. از نظر تبات تغییرات مورد نیاز در مدیریت دانش باید با تمرکز بر افراد صورت پذیرد.


 


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت