پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

سرمقاله: رویکردی نوین برای مدیریت دانش سازمان‌های نسل 2.0




سرمقاله: رویکردی نوین برای مدیریت دانش سازمان‌های نسل 2.0


طی چند سال اخیر، شیوه‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها تکامل یافته است. با توجه به ورود فناوری‌های وب 2.0 به بازار، کاربردهای جدیدی از به اشتراک‌گذاری دانش و اطلاعات ظهور کرده است (سازمان‌های 2.0). نسل جدید کارمندان (نسل Y) عادات جدیدی را در محل کار خود تجربه می‌کنند. آنها هر روز از فناوری‌های وب 2.0 (وبلاگ، ویکی‌ها، RSS، Folksonomy، پلت‌فرم‌های شبکه‌های اجتماعی، mash-up ها، پادکست، و غیره) در عرصه خصوصی استفاده می‌کنند و بنابراین فناوری‌های مذکور بهترین ابزار و روش برای کار کردن به صورت تعامل الکترونیکی و سازمان‌دهی شخصی به شمار می‌روند. آن‌ها برای پیداکردن سریع و ساده اطلاعات و دانش خوب، در هر کجا و هر زمان، بسیار مشتاق هستند و به دلیل پیچیدگی دانش و سلسله مراتب سازمانی مرعوب نمی‌شوند. بنابراین مفهوم مدیریت دانش به شدت تحت تأثیر قرار داشته و علاوه بر پردازش دانش و اطلاعات به صورت سنتی، به سمت مدیریت تعاملات انسانی و شبکه‌های بین فردی سوق پیدا کرده و تکامل یافته است. سازمان‌ها در حال حاضر در حال توسعه نوع جدیدی از KM هستند که مبتنی بر تعاملات اجتماعی است و می‌تواند KM2.0 خوانده شود. سازمان‌ها با تمرکز بیشتر بر روی KM و تعاملات اجتماعی به جای سلسله مراتب و کنترل به سازمان‌های دانش-محور تبدیل می‌شوند. در این عصر جدید، همه کارکنان به یک اندازه می‌توانند در ایجاد، استفاده و به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش مشارکت داشته باشند. دانش دیگر موضوعی برای نگرانی خبره محسوب نمی‌شود. هر فرد (یا دانشکار) یک نقش اصلی در این مورد ایفا می‌کند. دانش تولید شده توسط پرسنل نه تنها برای طراحی محصولات و خدمات با ارزش افزوده مورد استفاده قرار می‌گیرد، بلکه در جهت ابداع حالت های کار جدید بر اساس توانمندسازی پرسنل و مشارکت و همکاری مبرم کاربر نیز استفاده می‌شود. بنابراین مدل‌های کسب و کار، مدیریت سازمانی، حالت کار، مهارت و رفتار دانشکار و غیره تمایل دارند به گونه‌ای متحول شده و مورد بررسی و بازنگری مجدد قرار گیرند.


به گفته استو بوید (2008)، یکی از مشاوران و وبلاگ‌نویسان برجسته در صنعت وب 2.0، سه نوع دانش وجود دارد:


• دانش غیرشخصی که شامل ایده‌ها و اطلاعات در اسناد و فایل‌ها بوده (دانش صریح1 ) و به صورت صریح و روشن بیان شده است.
• دانش شخصی که ضمنی و در مغز انسان ذخیره شده است (دانش ضمنی2 ).
• دانش بین فردی که به طور تلویحی در مکالمات و ارتباطات مردم تبادل می‌شود (دانش تلویحی3 ).


در مدیریت دانش سنتی، معمولاً بر دو نوع اول دانش تمرکز می‌شود و مطالعه نوع سوم دانش (بین‌فردی) که به روابط و تعاملات افراد مرتبط است، خاص KM 2.0 می‌باشد. دانش تلویحی که به دانش تعاملی نیز معروف است، شامل فرآیندهای کاری و دانش ارتباطی می‌گردد. اجتماعی‌شدن4  مهمترین حالت دانش‌آفرینی در KM 2.0 است. با توسعه مفهوم سازمان اجتماعی، سازمان‌های انسان محور بر اساس تعاملات الکترونیکی5 ، شبکه‌های اجتماعی و انجمن‌ها6  و استفاده شدید از فناوری‌های وب 2.0 پدید آمده‌اند که باعث ظهور یک مفهوم جدید از مدیریت دانش به نام KM 2.0 شده است. این مفهوم، روند متغیر مدیریت دانش در جوامع دانش-بنیان و اقتصاد مبتنی بر هوش جمعی7  و سرمایه‌های اجتماعی8  را تشریح نموده و به طور عمده به دانش بین-فردی مربوط می‌گردد. تعریفی از مدیریت دانش 2.0 که در این مقاله مورد استناد قرار می‌گیرد، عبارت است از "مدلی که هوشمندی جمعی را در کانون خود قرار داده، و با شتاب‌دهی به انتشار اطلاعات، استفاده از آن را ترغیب می‌کند". (شیمازو 2007)
نسل جدید مدیریت دانش (KM 2.0)، با هدف مدیریت فراگیر دانش سازمانی برای سازمان‌های اجتماعی و مجازی (تیم‌ها، انجمن‌ها و شرکت‌ها) پدید آمده و با معرفی وب 2.0 به عنوان فناوری‌های اجتماعی و تعاملی، اساس مدیریت دانش را دستخوش تغییر و تحول گردانیده است. رویکرد وب 2.0 در ایجاد ارتباط و اتصال میان افراد (از طریق شبکه‌های اجتماعی9  و انجمن‌های مجازی10 ) و تعامل آنلاین11  در بعد اجتماعی‌کردن موفق شده‌اند در حالی که رویکردهای قبلی و سنتی KM در این زمینه شکست خورده‌اند.
KM 2.0 مدل‌های کسب‌وکار سازمانی، مدیریت سازمانی و مهارت‌ها و رفتار دانشکاران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند در ابعاد مختلف قابل مشاهده باشد؛ از جمله: اجتماعی، مدیریتی، فنی، اقتصادی، حقوقی، زیست محیطی و غیره. در مقایسه با KM سنتی، سیر تکامل مدیریت دانش 2.0 به حوزه‌های زیر مربوط است:




1- محدوده KM:
مدیریت دانش سنتی عمدتاً بر دانش به عنوان سرمایه‌های دانشی (دانش شخصی و غیر-شخصی) متمرکز است؛ درحالی‌که KM 2.0 نه فقط بر دانش بلکه بر ظرفیت دانش در اجتماعی‌کردن و نگهداری سرمایه‌های دانشی (دانش بین-شخصی) تمرکز دارد و به لطف فناوری‌های وب 2.0، سعی می‌کند از طریق تعامل آزاد الکترونیکی، شبکه‌های اجتماعی و ایجاد پیوندهای اجتماعی و به اشتراک‌گذاری محتوی، یک فرهنگ جدید از آگاهی و نوآوری (فرهنگ مختلط بر مبنای واقعیت مجازی) را به وجود آورد. در سطح سازمانی، مدیریت دانش سنتی فقط بر دانش درون-سازمانی  تمرکز دارد، درحالی‌که KM 2.0 علاوه بر مدیریت دانش درون-سازمانی 12، مدیریت دانش بین-سازمان‌های مختلف (IKM13)  را نیز پوشش می‌دهد که در این حوزه بسیاری از مبادلات و اشتراک دانش (همانند مدیریت زنجیره تأمین14  و تجارت-الکترونیک15 ) بین شرکا انجام می‌شود. این مبادلات معمولاً میان متخصصین با زمینه کاری مشابه یا در اطراف زنجیره ارزش یا شبکه مشابه انجام می‌گیرد.




2- ماهیت دانش:
در مدیریت دانش سنتی، دانش عمدتاً توسط متخصصان خلق می‌شود (هوش فردی16 )؛ درحالی‌که در KM 2.0 دانش می‌تواند از هر فرد علاقه‌مند به تولید آن نشأت گرفته باشد. به عنوان مثال در شرکت amazon.com، بازخورد و نظرات مشتری در فروش یک محصول، می‌تواند بسیار سرنوشت‌ساز باشد. در KM سنتی، دانش عمدتاً به محصولات (برآمدها و پیامدها17 ) ختم می‌شود، درحالی‌که در KM 2.0 دانش هم با محصولات و هم با فرآیندها سروکار دارد. به عنوان مثال در مورد کار تیمی برای طراحی یک محصول جدید، داشتن تخصص در حوزه نتایج و برآمدها (دانش و تخصص در حوزه فردی) و فرآیندهای کاری (دانش تعاملی، قابلیت اعضا برای همکاری با یکدیگر و نوآوری) هردو مهم می‌باشد.




3- موقعیت و جایگاه افراد:
در KM سنتی، دانشکاران، اغلب کاربران دانشی هستند؛ درحالی‌که در KM 2.0 افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش محوری‌تری در تولید دانش ایفا می‌کنند. بدین ترتیب که ارتباط، تعامل و مشارکت افراد و ماهیت روابط آن‌ها، منبع خلق دانش فرض شده (هوش جمعی) و نقش عمده‌ای در KM 2.0 بازی می‌کند. در نتیجه، نحوه عملکرد افراد و میزان به رسمیت شناخته شدن آن‌ها در گروه، با توجه به میزان توانایی و قابلیت آن‌ها در برقراری ارتباط (اتصال18 ) با یکدیگر، داشتن تعهد19  نسبت به سایرین و تعامل در انجام کارها مشخص می‌گردد. KM 2.0 بهترین راه‌حل برای دانشکاران نسل جدید (Y Generation) است که به طور مداوم به دنبال فناوری‌های جدید و تبدیل شدن به پیمان‌کاران دانشی20  هستند. این‌ها افرادی هستند که معتقدند دانش برای کار در سازمان‌های جدید دانش-محور بسیار حیاتی بوده و خود تصمیم به توسعه و ترویج آن گرفته‌اند.




4- رهبری:
در کشورهای مدرن غربی، سازمان‌های بروکراتیک (اداری) بر اساس ایده عقلانیت21  و کنترل (اسطوره وبر) بنا شده‌اند. رهبری و ساختار سلسله‌مراتبی22  بر اساس این افسانه به وجود آمده است. در عصر KM 2.0 دانش عمدتاً شخصی و بین-فردی است و این منبع حیاتی را نمی‌توان به طور عقلانی توسط مدیران میانی و مدیران ارشد کنترل و مدیریت کرد. بنابراین KM 2.0 فلسفه عقلانیت و کنترل در سازمان‌های بروکراتیک را به چالش کشیده و سازمان‌های تجاری را به بازآفرینی شیوه‌های مدیریتی وادار می‌کند که قادرند پایه‌های جدید قدرت و اختیارات را درنظر بگیرند. به عنوان مثال، شرکت Google یک سیستم ارزیابی-همکار23  برای تعامل‌گران در سازمان توسعه داده و از کنترل سلسله‌مراتبی وظایف خودداری می‌کند. در این شرکت، رهبری بر اساس مشروعیت و حقانیت برآمده از تجربه، تخصص و دانش شکل گرفته و عقلانیت و کنترل ملاک عمل قرار نمی‌گیرد.




5- نحوه مدیریت و اداره فعالیت‌ها در KM:
در مدیریت دانش سنتی، دانش به منظور حفظ مزیت رقابتی سازمان ذخیره می‌شود و سازمان‌ها یک نگرش تدافعی نسبت به دانش خود دارند. اما در عصر KM 2.0، از هوش جمعی به منظور نوآرایی روابط میان سهام‌داران و بهبود مزیت رقابتی استفاده می‌شود. به عنوان مثال، فروشگاه‌های زنجیره‌ای Wal-Mart با توسعه برنامه‌های KM 2.0 مزیت رقابتی خود را بهبود داده، و یک واحد کسب‌وکار جدید به نام GAZELEY طراحی نموده که تخصص آن در لجستیک و مدیریت عملیات بوده و دانش هسته اصلی اقدامات آن را شکل می‌دهد.




6- فرآیند KM:
مدیریت دانش سنتی یک فرایند ساخت‌یافته است که شامل ایجاد، ذخیره، پالایش، و به اشتراک‌گذاری دانش (فشار دانش) می‌باشد. KM 2.0 کمتر ساخت‌یافته است و در تمام رفتارها و تعاملات خود با کاربران ساختار شفاف‌تری از خود به نمایش می‌گذارد و به تدریج و در طول زمان تکامل می‌یابد. مدیریت دانش 2.0، از فناوری‌هایی مانند فایل‌های Log،26 RFID، 25 GMS،  24UMTS،  GPS و27 برچسب‌گذاری28  و ایجاد پروفایل برای مشاهده و ردیابی اطلاعات استفاده می‌کند (کشش دانش29 ). به طور مشابه KM سنتی یک رویکرد از بالا-به-پایین داشته و بر مبنای استراتژی مشارکتی و هنجاری30  استوار است (استراتژی تمرکزگرا 31)، در حالی‌که KM 2.0 بر اساس ابتکارات فردی و نوظهور شکل گرفته و رویکردی از پایین-به-بالا دارد (استراتژی توزیع32 ).




7- فناوری KM:
در مقایسه با فناوری‌های وب 2.0 که امروزه فراروان استفاده شده و کاربر-محور است، سیستم‌های مدیریت دانش سنتی، وظیفه‌گرا بوده و به نظر می‌رسد در مدیریت دانش بین-فردی فوق‌العاده ضعیف هستند. این سیستم‌ها تنها اطلاعات محدود و رسمی در مورد متخصصان و دانش صریح آن‌ها ارائه کرده و از عدم وجود ابزارهای بیان و تعامل اجتماعی و مجسم‌سازی ارتباطات33  رنج می‌برند. فناوری‌های سنتی KM اغلب بسیار منفعل عمل کرده و دارای محتوای ایستایی می‌باشند که توسط متخصصان تولید می‌گردد. در مقابل فناوری‌های وب 2.0 دارای ساختاری مشارکتی و شخصی با محتوای کاملا پویا هستند که توسط خود کاربران تولید می‌شود. فناوری‌های سنتی KM برای کاربران بیش از حد پیچیده و سخت است؛ در حالی که فناوری‌های وب 2.0 انعطاف‌پذیر بوده و نصب و استفاده از آن به آسانی صورت می‌پذیرد.





 دکتر نوید نظافتی
مجله مطالعات مدیریت دانش


1) Explicit Knowledge
2) Tacit Knowledge
3) Implicit Knowledge
4) Socialization
5) E-collaboration
6) Communities
7) Collective Intelligence
8) Social Capital
9) Social networks
10) Virtual Communities
11) Online Collaboration
12) Intra-organizational Knowledge
13) Inter Organizational Knowledge Management
14) Supply Chain Management (SCM)
15) E-Business, E-Commerce
16) Individual Intelligence
17) Outcomes
18) Connect
19) Federate
20) Knowledge Contractors
21) Rationality
22) hierarchical structure
23) peer-assessment
24) Radio Frequency Identification
25)Global System for Mobile communications
26) Universal Mobile Telecommunications System
27) Global Positioning System
28) Tagging
29) Knowledge Pull
30) Normative
31) Centralization
32) Distribution
33) visualization of relationships


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت