پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی واحدهای تولید برق هسته‌ای (NPP)




تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی واحدهای تولید برق هسته‌ای (NPP)




نتایج حاصل از بررسی آژانس در مقیاس جهانی (2013)





ترجمه و تلخیص: عالیه سلیمیان
کارشناس ارشد مدیریت دانش
مشاوران توسعه آینده




پیش‌زمینه


نیروگاه‌های هسته‌ای از همان ابتدا با مسائل مربوط به مدیریت دانش و فرآیندهای دانشی آشنا بوده‌اند. با این وجود، در حالی‌که برخی از نیرو‌گاه‌های برق هسته‌ای رویة خاصی برای فعالیت‌های مدیریت دانشی خود به تصویب رسانده‌اند، و در پیاده‌سازی و اجرای برنامه‌های استراتژیک مدیریت دانش در سطح شرکت، فعال بوده‌اند، بسیاری واحدهای دیگر با این فعالیت‌ها از دیدگاه استراتژیک مدیریت دانش برخورد نکرده یا هنوز نیازی به انجام آن احساس نکرده‌اند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مفهوم مدیریت دانش در صنعت برق هسته‌ای تا حدودی ناشناخته مانده و به طور گسترده اعمال نشده است. در نتیجه سنجش و اندازه‌گیری مزایا و منافع آن برای سازمان بسیار دشوار است. همچنین مطالعات اندکی در خصوص مدیریت دانش در سازمان‌های برق هسته‌ای صورت گرفته است.


کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی قطع‌نامه‌ای در سال 2012 خواستار «افزایش بیشتر سطح آگاهی از تلاش‌ها‌ در مدیریت دانش هسته‌ای» و «ادامة توسعه و انتشار بیشتر رهنمودها و متدولوژی‌های برنامه‌ریزی، طراحی و پیاده‌سازی برنامه‌های مدیریت دانش هسته‌ای» شدند. گزارش حاضر نتایج حاصل از تحقیقات تجربی در رابطه با شیوه‌های مدیریت دانش در نیروگاه‌های هسته‌ای و تأثیر آن بر کیفیت فرآیندهای دانشی سازمانی و تأثیر مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی نیرو‌گاه‌های برق هسته‌ای را خلاصه می‌کند. همچنین یافته‌های اساسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) حاصل از بررسی نیرو‌گاه‌های هسته‌ای در مقیاس جهانی در جستجو برای برقراری ارتباط میان «فعالیت‌های مدیریت دانش» و «بهبود در عملکرد سازمانی» را مورد مطالعه قرار می‌دهد.




چالش‌های مدیریت دانش در نیروگاه‌های هسته‌ای


نیروگاه‌های هسته‌ای در یک محیط بسیار کنترل‌شده و همراه با الزامات سخت‌گیرانه کار می‌کنند. سیستم‌های مدیریت مؤثر به منظور اطمینان از انطباق عملکرد با تعداد زیادی از الزامات و مقررات قانونی باید بکار گرفته شوند، به عنوان مثال: ایمنی هسته‌ای، کنترل‌های زیست‌محیطی، قابلیت اطمینان و الزامات تجهیزات، تضمین کیفیت هسته‌ای، امنیت هسته‌ای، مدیریت زباله‌های هسته‌ای و اقدامات مؤثر برای جلوگیری از آسیب‌های ناشی از زباله‌های هسته‌ای، حفاظت در برابر تشعشع و پایش، بازخورد تجربیات در حین عملکرد، اصلاح برنامه‌های عملیاتی، مدیریت کار و کنترل، برنامه‌ریزی و مدیریت در زمان قطع برق و مدیریت پیکربندی بر اساس طراحی. تمام این موارد، فرآیندهایی متمرکز بر دانش هستند که شامل تمهیدات مدیریت دانشی می‌باشند. بنابراین مدیریت دانش در حوزة نیروگاه‌های هسته‌ای، با چالش‌های بسیاری مواجه است که عمدتاً ناشی از عوامل زیر می‌باشد:


- پایة فناوری و زیرساخت  پیچیده.
- فناوری‌های مرتبط با چرخة عمر طولانی واحد نیروگاهی.
- دارائیهای ثابت بسیار سرمایه‌بر.
- تکیه بر فناوری‌ها و تخصص‌های چند رشته‌ای و میان رشته‌ای.
- اهداف عملیاتی رقابتی (به عنوان مثال ایمنی، اقتصاد، و تولید).
- خطرات بالقوه بالا که باید به منظور ‌حداقل کردن ریسک، به طور سیستماتیک مدیریت شوند.
- سازمانی که یک سیستم پیچیده اجتماعی و فنی است.


شرکت‌های نیروگاهی هسته‌ای نیاز روزافزونی به هماهنگی و تنظیم فرآیندهای دانشی اغلب مرتبط با یکدیگر دارند. همچنین این سازمان‌ها نیاز مکرری به تصمیم‌گیری‌های فنی پرخطر دارند که هم از چشم‌انداز مدیریت مبتنی بر طراحی و هم از چشم‌انداز عملیاتی و تعمیر و نگهداری، چالش‌برانگیز و بغرنج است. سازمان‌های نیروگاهی هسته‌ای به شدت وابسته به دانش هستند و با توجه به نیازهای عملیاتی، متقاضی سطح بالایی از تخصص و زیرساخت‌های مبتنی بر دانش می‌باشند. دانش در انسان، لایه‌های زیرین فناوری نیروگاه، فرآیندهای کاری و متدولوژی نهادینه شده است. واژة «دانشکار» و یا «سازمان دانشی» بیشتر از همه مرتبط با محیط میان‌رشته‌ای سازمان‌های تولیدکنندة برق هسته‌ای می‌باشد. به این دلایل، مدیران سازمان‌های نیروگاهی هسته‌ای1  (NPP)، علاقه مند به درک نحوة تأثیرگذاری عواملی هستند که نه تنها ساخت و حفظ پایگاه دانش شرکت های بزرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه بر استفاده موثر از آن نیز تأثیرگذار می‌باشد. مسائل و اولویت‌های مدیریت دانش2  (KM)، در هر سازمان NPP متفاوت خواهد بود و به عوامل داخلی سازمان و همچنین عواملی نظیر ساختار صنعت ملی و زیرساخت‌های کشور بستگی دارد.


بسیاری از سازمان‌های برق هسته‌ای (NPP)، مدیریت دانش و فرآیندهای دانشی را درسطح سازمانی و به عنوان بخشی از برنامة یکپارچه و استراتژیک مدیریت دانش آغاز کرده‌اند. دلایل زیادی برای این روند وجود دارد. به عنوان مثال، کارخانه‌های موجود قدیمی هستند و حاوی درس‌آموخته‌های ارزشمندی دربارة الزامات تعمیر و نگهداری دقیق بر اساس اطلاعات طراحی نیروگاه می‌باشند، اطلاعاتی که برای اطمینان از ادامة عملیات ایمن و اقتصادی هر یک از NPPها حیاتی و سرنوشت‌ساز است. این اطلاعات باید دائماً به روزآوری شده و در نهایت دقت و صحت نگهداری شوند. دلیل دیگر این است که بسیاری از NPPها برای دستیابی به اقتصاد بهتر و صرفه‌جویی در مخارج، تحت فشار بوده که خود از عواملی نظیر تثبیت مالکیت و مدیریت ناوگان، مقررات‌زدایی و رقابت، افزایش هزینه‌های عملیاتی، و فرصت‌های ناشی از فناوری‌های جدید، نشأت می‌گیرد. در نتیجه، برخی از کارخانه‌ها توسط برون‌سپاری عملیات تعمیر و نگهداری و خدمات طراحی، به کاهش کارکنان اقدام می‌ورزند و این موضوع باعث ایجاد خطرات بیشتر و وابستگی به شرکت های خارجی برای حفظ دانش ضروری می‌گردد.
دلایل دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد چرا مسائل KM در سازمان‌های هسته‌ای به یک اولویت تبدیل می‌شود. به عنوان مثال در برخی از کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، صنعت هسته‌ای یک صنعت بالغ است و سازمان‌های هسته‌ای درحال تجربة نرخ بالای فرسایش به علت بازنشستگی‌ها می‌باشند و این امر آسیب‌پذیری آن‌ها نسبت به از دست دادن کارشناسان و دانش بسیار تخصصی‌شان را برجسته می‌کند. دانشی که گاهاً جایگزین کردن آن نیز بسیار دشوار می‌نماید. در برخی کشورها، برنامه‌های تهاجمی برای نیروگاه‌های جدید در حال اجراست و کمبود مهارت‌ها به مسئله تبدیل شده است. برخی دیگر از کشورهای عضو درحال تجربة هر دو مشکل به طور هم‌زمان هستند و نیاز فوری به نوسازی و بازسازی نیروی کار دارند که در غیر این صورت پروژه‌های آینده با خطر جدی مواجه می‌شود. در نهایت، نگرانی از کمبود فارغ‌التحصیلان جدید به اندازة کافی ماهر با توجه به فقدان برنامه‌های علوم و مهندسی هسته‌ای در سطح دانشگاهی، به چشم می‌خورد. به طور معمول ماه‌ها آموزش رسمی در مؤسسات و سال‌های بیشتری آموزش در حین خدمت نیاز است تا نیروی کاری با صلاحیت و با تجربة لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص در سازمان هسته‌ای تربیت شود.




مدیریت دانش از دیدگاه یک واحد نیروگاهی برق هسته‌ای


تئوری مدیریت بنیادی بیان می‌کند که سازمان، به منظور مؤثر و مفید بودن، باید اهداف فرآیند‌های کلیدی کسب‌وکار (به عنوان مثال روال‌های کاری، رویه‌ها و متدها) را محقق سازد و از امکانات و تجهیزات (مانند فناوری پایه)، افراد (یعنی شایستگی‌های انسانی) و اطلاعات و زیرساخت‌های فناوری (حمایت از فناوری)، استفاده لازم و مؤثر را به عمل آورد. تمامی این عوامل باید هم‌راستا با اهداف سازمانی تنظیم شوند (که در NPPها به معنای تولید ایمن و قابل اطمینان نیروی برق است) تا بهره‌وری مطلوب و عملکرد مناسب سازمانی حاصل گردد. همچنین تئوری مدیریت سازمانی پیش‌بینی می‌کند که عملکرد سازمانی توسط یک فرهنگ حمایتی که یادگیری سازمانی را ترویج می‌کند، تسهیل می‌گردد. شکل 1 با فرض اعمال این چارچوب برای هر سازمان هسته‌ای، این روابط را به تصویر می‌کشد.



تنظیم اهداف سازمانی با مدیریت دانش.png


شکل 1: تنظیم اهداف سازمانی با مدیریت دانش در NPP




با مطالعة ادبیات مدیریت دانش، انتظار می‌رود که KM می‌تواند نقش مهمی در دست‌یابی به این هم‌ترازی و بهبود عملکرد سازمانی ایفا نماید. استدلال شده است که فرآیندهای دانش کیفی، ساخت و نگهداری پایگاه دانش سازمانی یکپارچه‌ و به اشتراک گذاشته شده را ترویج نموده، باعث تسهیل یادگیری سازمانی شده و منجر به تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات مبتنی بر دانش بهتر می‌گردد. متون مدیریت دانش نشان می‌دهند که فرهنگ سازمانی حمایتی نیز نقش مهمی در این روابط بازی می‌کند که عبارتست از ترویج برتری و تعالی اقدامات و تصمیمات از طریق تشویق کارکنان به فعال بودن و کوشندگی جهت بهبود مستمر. برآیند این اقدامات منجر به اثربخشی بیشتر سازمانی می‌گردد که به نوبة خود عملکرد، نگهداری و مدیریت3  (OM&A) کلی سازمانی را بهبود می‌بخشد (شکل 2).



مدیریت دانش چگونه به عملکرد مرتبط می شود.png


شکل 2: مدیریت دانش چگونه به عملکرد، نگهداری و مدیریت بهبودیافتة سازمان مرتبط می‌شود.




بسیاری از سازمان‌های برق هسته‌ای (NPP) به شدت در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات به عنوان راهی برای بهبود بهره‌وری و دست‌یابی به کاهش هزینه، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در اغلب نیروگاه‌های هسته‌ای درحال‌کار، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات بسیار پیچیده است و به طور معمول تعداد زیادی از سیستم‌ها وجود دارد. شکل 3 یک نمونه از سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری (IST) معمول‌تر و سیستم پشتیبانی عملیاتی (OSS) که در اکثر نیروگاه‌های هسته‌ای یافت می‌شود را نشان می‌دهد. با توجه به این شکل مفهوم پایگاه دانش سازمانی یکپارچه و مشترک که توسط این سیستم‌ها پشتیبانی می‌شود را بهتر درک می‌کنیم. نمونه‌هایی از این سیستم‌ها شامل «مدل‌ها و نقشه‌های طراحی شده به کمک کامپیوتر4  (CAD)»، «پایگاه دادة تاریخچة عملیات و تعمیرات5  (O&M)»، «سیستم‌های برنامه‌ریزی قطع برق»، «سیستم‌های قابلیت اطمینان تجهیزات» و غیره می‌باشد.
تئوری اساسی سیستم‌های اطلاعات پیش‌بینی می‌کند که در مجموع، این سیستم‌ها (اگر به درستی پیاده‌سازی شوند)، باید از روندهای کاری و فرآیندهای تصمیم‌گیری مؤثر حمایت کنند. استدلال شده است که این فرضیه، به نوبة خود، باید دانش ضمنی کارکنان کارخانه را به طور کامل در عملیات روزمرة مرکز نیروگاهی نهادینه و قابل استفاده نماید. نتیجة نهایی پیش‌بینی شده عبارت است از پیاده‌سازی مؤثرتر سیاست‌ها، رویه‌ها و اقدامات سازمانی که در مجموع باعث دست‌یابی به اهداف استراتژیک عملکرد، نگهداری و مدیریت (OM&A) سازمان می‌شود (شکل 4). همچنین استدلال می‌شود هنگامی‌که از چشم‌انداز KM به فرآیندهای کاری بنگریم، پشتیبانی از سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی، احتمالاً روش کاملاً متفاوت دیگری جهت بالا بردن کیفیت فرآیند‌های دانشی به شمار می‌رود.



سیستم اطلاعات و زیرساخت فناوری.png


شکل3: سیستم اطلاعات و زیرساخت فناوری معمول در نیروگاه برق هسته‌ای




به‌طور خلاصه، می‌توان فرض کرد که اتخاذ شیوه‌های مؤثر مدیریت دانش، تأثیر مستقیم بر کیفیت فرآیندهای دانشی خواهد داشت که به نوبة خود می‌تواند به طور کلی اثربخشی سازمانی در سازمان‌های برق هسته‌ای را بهبود بخشد. همچنین انتظار می‌رود، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، از طریق توانمندسازی و حمایت از فرآیندهای دانشی باکیفیت، نقش مهمی در پیشبرد اهداف KM سازمان ایفا نمایند. انتظار می‌رود وسعت فعالیت‌های مدیریت دانش و اثربخشی زیرساخت‌های IT هر دو دارای یک تأثیر مثبت بر سطح فرهنگ سازمانی حمایتی داشته و تمام این عوامل، اثر مثبتی بر کیفیت فرآیند‌های دانشی خواهند داشت. در نهایت اعتقاد بر این است که فرآیندهای دانشی باکیفیت و فرهنگ سازمانی حمایتی، تأثیر مثبت و مستقیم بر اثربخشی سازمانی خواهند داشت.






سؤالات پژوهش و روش تحقیق


اگرچه مقالات فراوانی وجود دارد که به طور مفهومی از رویه‌های مدیریت دانش به عنوان اصولی مهم و سودمند حمایت می‌کند، تحقیقات تجربی بسیار کمی به منظور اثبات این ادعا انجام پذیرفته است. بنابراین برای مدیران بسیار دشوار است که بدانند در سازمان‌های برق هسته‌ای کدام‌یک از روش‌ها و اقدامات KM اعمال می‌شود و آیا این اقدامات سودمند است و منفعت آن تا چه حد است. عوامل زیادی باعث تأثیرگذاری بر کارآمدی در یک سازمان می‌شود و مدیریت دانش تنها یکی از آن موارد است. سؤالات اساسی مانند اینکه آیا سازمان‌های برق هسته‌ای که اقدام به پیاده‌سازی اقدامات مدیریت دانش نموده‌اند، توانسته‌اند منافع و مزایای عملکردی واقعی از آن به دست آورند، هنوز بی‌پاسخ باقی مانده است. تحقیق حاضر، که به بررسی تجربی کل جمعیت نیروگاه‌های هسته‌ای در مقیاس جهانی می‌پردازد، تلاش دارد جزئیات این مسائل را بیشتر مورد کنکاش قرار دهد. پرسش‌های اصلی که مبنای طراحی این تحقیق بوده‌اند عبارتند از:


- سازمان‌های برق هسته‌ای (NPPها) تا چه میزان از رویه‌های مدیریت دانش خاص حمایت می‌کنند و استفاده از آن‌ها را به مدیران خود توصیه می‌نمایند؟
- NPPها تا چه میزان دارای فرهنگ سازمانی حمایت‌کننده از مدیریت دانش هستند؟
- NPPها تا چه میزان فرآیندهای دانشی باکیفیت را در خود جای داده‌اند؟
- سازمان‌های NPP تا چه میزان خود را اثربخش قلمداد می‌کنند؟
- پشتیبانی از رویه‌های مدیریت دانش، تا چه میزان به ایجاد فرهنگ سازمانی حمایتی کمک می‌کند؟
- حمایت از فعالیت‌های مدیریت دانش تا چه میزان کیفیت فرآیندهای دانشی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟
- سطح پشتیبانی فناوری (به عنوان مثال در قالب اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات) تا چه میزان بر کیفیت فرآیندهای دانشی تأثیر می‌گذارد؟
- کیفیت فرآیندهای دانشی تا چه حد بر اثربخشی سازمانی تأثیر می‌گذارد؟
- فرهنگ سازمانی حمایتی تا چه میزان بر کیفیت فرآیندهای دانشی و اثربخشی سازمانی تأثیر دارد؟


پاسخ سؤالات فوق بسیار مورد توجه صاحبان صنایع هسته‌ای و بخش عملیاتی آن است. شکل 4 عناصر پایة مدل مفهومی مورد استفاده در این تحقیق را نشان می‌دهد.



اجزای مدل کارآمدی مدیریت دانش.png


شکل4: ارتباط بین اجزای مدل کارآمدی مدیریت دانش




عناصر مدل پژوهش شامل پنج عامل اصلی (متغیرهای ساختاری) است:


1. پشتیبانی از رویه‌های مدیریت دانش (میزان حمایتی که مدیران از فعالیت‌های مدیریت دانشی به عمل می‌آورند و باعث تأثیرگذاری بر رفتار و اعمال کارکنان و ایجاد تأثیر مثبت بر فرآیندهای دانشی می‌گردد)، (متغیر مستقل)؛
2. سطح پشتیبانی از فناوری‌های سازمانی، (متغیر مستقل)؛
3. کیفیت فرایندهای دانشی (یعنی تا چه میزان فرایندهای دانشی به طور مؤثر از الزامات فرآیندهای کسب‌وکار سازمان حمایت می‌کند)، (متغیر میانی)؛
4. میزان حمایت فرهنگ سازمانی از اقدامات مدیریت دانش، (متغیر میانی)؛
5. اثربخشی سازمانی (یعنی تا چه میزان اهداف سازمانی، از جمله تولید و ایمنی، برآورده می‌شود)، (متغیر وابسته).


همانند سایر علوم اجتماعی، پژوهش در حوزة مطالعات سازمانی نیز به توجه دقیق و طراحی یک مدل اندازه‌گیری معنی‌دار احتیاج دارد. برای سه سازة اصلی در مدل پژوهش ما، زیرشاخص تعریف شده است. سنجه‌هایی در قالب سؤالات نظرسنجی برای هر سازه و زیرشاخص تعریف شده و در نظرسنجی کلی سازمان‌های برق هسته‌ای (NPP) گنجانده شده است. اساس و مبنای هر یک از سنجه‌های ساختاری و زیرشاخص‌ها به شرح زیر می‌باشد.



حمایت از رویه‌های مدیریت دانش

اولین سازه «حمایت از رویه‌های مدیریت دانش» است که میزان حمایت سازمانی ادراک شده برای KM را می‌سنجد؛ که فرض می‌شود “KM” مجموعه‌ای از اقدامات و رویه‌های جمعی است که توسط مدیریت ارشد به منظور تحت تأثیر قرار دادن کیفیت فرآیندهای دانشی، پیاده‌سازی شده و قسمت فوقانی سمت چپ مدل را شامل می‌شود. راهنمای مدیریت دانش IAEA، یک طبقه‌بندی مفید از رویه‌های KM که به منظور استفاده در نظرسنجی مناسب است را ارائه می‌دهد.


- استراتژی و برنامة مدیریت دانش: نشان می‌دهد که تا چه میزان استراتژی‌ها و سیاست‌های سازمانی مدیریت دانش، تدوین شده و برنامه‌ای برای پیاده‌سازی آن در سازمان تعبیه گشته است.
- پشتیبانی از یادگیری سازمانی: نشان می‌دهد که تا چه حد مدیریت منابع کافی و مکانیسم‌های مختلف را جهت یادگیری فردی، گروهی و سازمانی فراهم می‌کند.
- شیوه‌های مدیریت فرآیند: نشان می‌دهد که مدیریت تا چه میزان فرآیندهای کسب‌وکار مبتنی بر دانش مؤثر را ایجاد و زمینه برای رویه‌های مدیریت دانش فرآیندمحور را فراهم می‌نماید.
- روش‌های مدیریت اطلاعات: نشان می‌دهد که تا چه حد روش‌های مدیریت مؤثر اطلاعات که از فرآیندهای دانشی پشتیبانی می‌کند، به درستی پیاده‌سازی شده است.
- شیوه‌های مدیریت عملکرد سازمانی: نشان می‌دهد که تا چه میزان شیوه‌های مدیریت عملکرد دانش‌محور در محل تعبیه شده است.
- شیوه‌ها و روش‌های آموزشی: نشان می‌دهد که تا چه حد بهترین تجربیات6  به منظور آموزش در نظر گرفته شده و این‌که تا چه حد به مسائل مربوط به آموزش مدیریت دانش در سازمان پرداخته می‌شود.
- شیوه‌ها و روش‌های مربوط به منابع انسانی: این که تا چه حد شیوه‌ها و روش‌های مدیریت دانش مرتبط با منابع انسانی همانند توسعة شایستگی‌ها و احتباس دانش7  در سازمان طراحی شده است.



پشتیبانی فناوری
سازة دوم «پشتیبانی فناوری» است که سطح حمایت سازمانی جهت استفادة مؤثر از سیستم‌های اطلاعات و فناوری را می‌سنجد. سیستم‌های پشتیبان تصمیم عملیاتی و پیشرفته مثالی از این نوع فناوری‌هاست. این سازه خود شامل دو زیرمعیار است: معیار اول مخصوص سنجش کاربرد متعارف سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری (به عنوان مثال سنجش اثربخشی IS و IT) است، در حالی‌که معیار دوم میزان حمایت از سیستم‌های پشتیبان عملیاتی پیشرفته (OSS) را می‌سنجد؛ به عبارتی معیار دوم بررسی می‌کند که سیستم‌های پشتیبان تصمیم خاص صنایع برق هسته‌ای پیشرفته، چگونه به طور مؤثر مورد استفاده قرار می‌گیرند. این دو زیرمعیار، در کنار هم نشان‌دهندة میزان آمادگی زیرساخت‌های مدیریت اطلاعات جهت پشتیبانی پایگاه‌ دانش یکپارچه و مشترک سازمانی است (همان‌طور که در شکل 2 و 3 نشان داده شده است). سیستم‌های پشتیبان عملیات ممکن است شامل موارد زیر گردند: سیستم‌های پیشرفته پشتیبانی تصمیم از جمله نرم‌افزار سوخت‌گیری مجدد؛ مدل‌های ‘ریسک تولید’ احتمالی برای سنجش قابلیت اطمینان تجهیزات (مورد استفاده برای تعمیر و نگهداری و برنامه‌ریزی قطع)؛ مدل‌های ریسک ایمنی احتمالی برای ارزیابی اپراتور و آگاهی از ایمنی نیروگاه (به عنوان مثال مانیتور ایمنی)؛ مانیتور سلامت سیستم (به عنوان مثال ابزارهای تعمیر و نگهداری پیش‌گیری مانند لرزش، صوتی، حرارتی، و غیره). نظارت و تشخیص پیشرفته بر اساس مدل (به عنوان مثال مدل‌های فیزیکی، شیمیایی آب خوراک دیگ بخار و هیدرولیک حرارتی). تبادل پیشرفته اطلاعات (به عنوان مثال کامپیوترهای دستی، سیستم نظارت بر وضعیت تجهیزات در گسترة واحد نیروگاهی، ارتباطات بی‌سیم). نقشة راه گرافیکی فرآیندهای تصمیم‌گیری و کسب‌وکار یا جریان کار (به عنوان مثال جداول عملیاتی با لینک به رویه‌های مرتبط یا اسناد مربوط)؛ و مجموعة داده‌های میدانی خودکار (به عنوان مثال ابزاردقیق هوشمند، شناسایی فرکانس رادیویی (RFID) برچسب‌زدن، ورود به سیستم داده، مانیتورینگ تجهیزات).



کیفیت فرآیندهای دانشی
سازة سوم یعنی کیفیت فرآیندهای دانش، خود بر پنج زیرفرآیند دانشی کلیدی استوار است. مؤلفان بسیاری معتقدند که تجمع و استفاده از دانش و شایستگی‌های محوری در سازمان، توسط فرآیندهای دانشی مؤثر، فعال‌ می‌گردند. محققان از اصطلاحات و تعاریف مختلفی برای توصیف فرآیندهای دانشی استفاده می‌کنند، با این حال می‌توان آن‌ها را تحت عنوان پنج فرآیند دانشی اساسی، دسته‌بندی نمود که غالباً در ادبیات مدیریت دانش به همین نام‌ها یافت می‌شوند و به منظور اهداف تحقیق به شرح زیر خلاصه می‌گردند:


- کیفیت فرآیندهای اکتساب و اقتباس دانش8  (KA): روند اخذ و پذیرش دانش جدید خارجی (دانش ضمنی و صریح) و انتقال آن به درون سازمان که غالباً به صورت فرآیند شناسایی و گزینش دانش به منظور اکتساب آن تفسیر می‌شود.


- کیفیت فرآیندهای به اشتراک‌گذاری و انتقال دانش9 (KS): تبادل دانش درون سازمان (به طور مستقیم یا غیرمستقیم) که شامل فرآیندهای انتقال و توزیع  دانش می‌گردد.


- کیفیت فرآیندهای تولید و اعتبارسنجی  دانش10 (KG): خلق دانش جدید، که به طور معمول از طریق توسعة افزایشی دانش صورت می‌پذیرد و تأیید اعتبار دانش درون سازمان. همچنین ممکن است فرآیندهای شناسایی و گزینش دانش که در ارتباط با فرآیند تولید دانش داخلی است را نیز شامل گردد.


- کیفیت فرآیندهای حفظ  و ذخیره‌سازی دانش11 (KR): روند حفظ دانش (ضمنی یا صریح)، در داخل سازمان و حفظ قابلیت دسترسی و ارتباط آن جهت استفاده در آینده که مفاهیمی همچون جذب دانش، حفظ، ذخیره‌سازی، بازیابی، دسترسی، شناسایی و حفاظت از دانش در چارچوب احتباس دانش داخلی سازمانی را شامل می‌گردد.


- کیفیت فرآیندهای استفاده و کاربرد دانش (KU): مفهوم استفاده از دانش داخلی سازمانی (ضمنی یا صریح) و روند تطبیق یا تفسیر آن در زمینة حل مسئله.


 بخش عمده‌ای از ادبیات فرهنگ سازمانی، فرهنگ ایمنی و فرهنگ به اشتراک‌گذاری دانش، فاکتورها و عوامل مشابهی را توضیح می‌دهند، نظیر اعتماد، رهبری، پاداش، چشم‌انداز و اهداف مشترک، مسئولیت‌پذیری شخصی، پشتیبانی از یادگیری، نگرش پرسش‌گری و ارتباطات. در حوزة مدیریت دانش می‌توان گفت فرهنگ سازمانی که فرآیندهای دانشی مؤثر را ترویج می‌کند و از یادگیری سازمانی حمایت می‌کند، نقش مهمی در اثربخشی سازمانی و عملکرد کلی ایفا می‌نماید. مدل پژوهش معتقد است که از دیدگاه فعالیت‌های مدیریت دانش و فرآیندهای دانشی، فرهنگ سازمانی حمایتی12  (SOC)، تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر کیفیت فرآیندهای دانش در سازمان را بیشتر می‌کند. همچنین انتظار می‌رود چنین فرهنگی، تأثرات بعدی که کیفیت فرآیندهای دانشی بر عملکرد و اثربخشی سازمانی می‌گذارد را ارتقاء دهد. بنابراین شکل 4، سازة «فرهنگ سازمانی حمایتی» را به عنوان بخشی از مدل دربر می‌گیرد تا تأثیر مهم آن را نشان دهد. زیرمعیارهای SOC از تحقیقات قبلی در حوزة فرهنگ سازمانی استخراج شد که معیارهای موجود در خصوص «فرهنگ ایمنی» به عنوان یک جزء مهم از فرهنگ سازمانی در شرکت‌های برق هسته‌ای را شامل می‌گردد.


در حوزة اثربخشی سازمانی نیز می‌توان حجم انبوهی از ادبیات مدیریت دانش را یافت. این سازه در سمت راست مدل و به عنوان یک متغیر وابسته قرار دارد. این مطالعه به‌طور خاص در مورد معیارهای مربوط به صنعت هسته ای و سازمان‌های NPP متمرکز شده است، زیرمعیارهای سازة «اثربخشی سازمانی» بر دو حوزة کلی مبتنی است: 1) اهداف به‌خوبی پذیرفته شدة مدیریت سطح بالا برای سازمان‌های NPP، 2) پژوهش‌های قبلی در خصوص اصول تعالی عملیاتی NPP (از جمله مهندسی، تعمیر و نگهداری، حفاظت رادیولوژی، شیمی و آموزش).




آمار توصیفی از داده‌های جمع‌آوری شده


جدول 1 واحدهای NPP شرکت‌کننده در نظرسنجی را با توجه به کشور و نوع رآکتور نشان می‌دهد:



abbreviation.png




جدول 1: واحدهای تولید برق هسته‌ای شرکت‌کننده در نظرسنجی بر اساس کشور و نوع رآکتور



واحدهای تولید برق هسته‌ای.png


روش‌های آماری مناسب به منظور ورود داده‌ها و آماده‌سازی، کیفیت داده‌ها و غربال‌گری (از جمله حذف نقاط پرت)، مدیریت داده‌های گمشده، تحلیل ارزش‌های ناپدید شده و غربال‌گری اعتبار معیارها (تحلیل اعتبار سازه‌ها) انجام گرفت و مطالعه بر اساس سازه‌ها و زیرسازه‌ها که هریک از چندین معیار طیف پنج‌نقطه‌ای لیکرت تشکیل می‌شد، دنبال گردید. مقادیر ویژة هر سازه برای هر پاسخ‌دهنده بر اساس میانگین‌گیری ساده از زیرمعیارهای آن سازه محاسبه گردید. تحلیل اعتبار هر سازه به منظور اطمینان از یکپارچگی هر سازه انجام گرفت و معیارهایی که غیر قابل اعتماد تشخیص داده شدند، از مجموعة داده‌ها و تحلیل آماری حذف گردید.




یافته‌ها و نتایج


یکی از چالش‌های این نوع از مطالعات سازمانی این است که تمامی متغیرها (اعم از سازه و زیرسازه) اگرچه مستقل هستند، ولی تا حدودی همپوشانی دارند. بنابراین به منظور تمایز، به روشی نیاز داریم که تأثیرات متقابل آن‌ها را به طور همزمان مورد بررسی قرار دهد. بنابراین تحلیل آماری بر اساس یک سری از رگرسیون‌های چندگانة مستقل انجام گرفت که خلاصه‌ای از آن در ادامه آورده شده است. از نقطه‌نظر اهمیت روابط مشخص شده، نتایج تحلیل‌های انجام‌گرفته به استثنای دو مورد، مؤید ارتباط شاخص‌ها و زیرشاخص‌ها با یکدیگر است، که آن دو مورد عبارتند از: 1) عدم وجود ارتباط بین مدیریت عملکرد سازمانی (OPM) مرتبط با مدیریت دانش و کیفیت فرآیندهای تولید و اعتبارسنجی دانش (KG) و 2) عدم اتصال بین فرهنگ سازمانی حمایتی (SOC) با کیفیت به اشتراک‌گذاری و انتقال دانش. هر دوی این روابط در روش آماری تحلیل مسیر، سطح معنی‌دار قابل قبولی از خود نشان نمی‌دهند. دلیل این رویداد را ممکن است در اثرات هم‌زمان، اثرات غیرمستقیم، اثرات احتمالی Colinearity و یا محدودیت‌های احتمالی در معیارهای به‌کار رفته، جستجو کرد. در این‌جا برای سادگی، تنها نتایج حاصل از رگرسیون‌های چندگانه گزارش می‌شود. رگرسیون چندگانه می‌تواند به کشف و درک ماهیت و قدرت روابط غالب بین سازه‌های مختلف، کمک نماید. در این بخش به طور خلاصه، نتایج حاصل از تحلیل سیستماتیک رگرسیون چندگانة مقطع را جهت بررسی وجود یا عدم وجود ارتباط معنی‌دار بین سازه‌ها و زیرسازه‌ها مورد کنکاش قرار می‌دهیم.


روش حذف رو به عقب رگرسیون‌های چندگانه جهت کشف تمامی روابط مستقیم اصلی بین سازه‌ها به کار گرفته شد (به عنوان مثال، شیوه‌های مدیریت دانش خاص، پشتیبانی از تکنولوژی سازمانی، کیفیت فرایندهای دانشی، فرهنگ سازمانی حمایتی و اثربخشی سازمانی). سطح معنی‌داری کمتر از Sig=0.05 به عنوان برش مورد استفاده قرار گرفت. یادآوری این نکته لازم است که در رگرسیون چندگانه، هدف این است که تعیین کنیم آیا ضرایب (شیب‌های) متغیر مستقل مخالف صفر است، (یعنی تأثیر واقعی بر متغیر وابسته دارد) و اگر مخالف صفر است، این پدیده تصادفی نیست. فرض صفر این است هر متغیر مستقل تأثیری بر متغیرهای دیگر ندارد (B=0)، و برای رد این فرض احتیاج به دلیل و مدرک است. معیار این است که مقدارP، یعنی احتمال تصادفی بودن این رویداد، کمتر از مقدار از پیش تعیین شده (سطح معنی‌داری) باشد. در رگرسیون چندگانه،  اندازة ضرایب (به عنوان مثال B) برای هر متغیر مستقل، برابر با اندازة اثری است که آن متغیر بر سایر متغیرهای وابسته دارد و علامت ضریب (مثبت یا منفی) نشانة جهت تأثیر است. به عبارت دیگر ضریب (B) به ما می‌گوید یک متغیر وابسته چه مقدار افزایش می‌یابد هنگامی‌که متغیر مستقل مرتبط یک واحد افزایش می‌یابد و این درحالی است که تمامی متغیرهای مستقل دیگر را ثابت فرض می‌کنیم. همه یافته‌های گزارش آماری، نتایج قابل توجهی در سطح P <0.05 یا بهتر از خود نشان دادند.


اولین یافته از رگرسیون‌های مقطع این است که سازه‌های «حمایت از شیوه‌های مدیریت دانشی خاص» و «پشتیبانی فناوری»، به طور مثبت بر «کیفیت فرآیندهای دانشی» تأثیرگذارند. مجموعه روابط زیر سطح معنی‌داری قابل قبولی نشان دادند:


- زیرسازه‌های «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با مدیریت عملکرد سازمانی» (OPM, B=0.415)، «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با منابع انسانی» (HRP, B=0.29) و «سیستم‌های پشتیبان عملیاتی پیشرفته» (OSS, B=0.207)، تأثیر مستقیم و مثبت بر «کیفیت فرآیندهای اکتساب و اقتباس دانش (KA) دارند.
- زیرسازه‌های «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با منابع انسانی» (HRP, B=0.295)، «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با مدیریت اطلاعات» (IMP, B=0.418) و «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با حمایت از یادگیری سازمانی» (SOL, B=0.404) همگی تأثیر مثبت و مستقیم بر «کیفیت فرآیندهای به اشتراک‌گذاری و انتقال دانش» (KS) دارند.
- زیرسازه‌های «اقدامات مدیریت دانشی مربوط به منابع انسانی» (HRP, B=0.335) و «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با آموزش» (TRP, B=0.409) تأثیر مثبت و مستقیم بر «کیفیت فرآیندهای احتباس و ذخیره‌سازی دانش» (KR) دارند.
- زیرسازه‌های «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با مدیریت عملکرد سازمانی» (OPM, B=0.571) و «فعالیت‌های مرتبط با استراتژی و برنامه‌ریزی مدیریت دانش» (KMS, B=0.255) هر دو تأثیر مثبت و مستقیم بر «کیفیت فرآیندهای تولید و اعتبارسنجی دانش» (KG) دارند.
- زیرسازه‌های «اقدامات مدیریت دانشی مرتبط با مدیریت اطلاعات» (IMP, B=0.419)، «شیوه‌های KM مربوط به منابع انسانی» (HRP, B=0.235) و «پشتیبانی از سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری» (IST, B=0.224)، همگی تأثیر مثبت و مستقیم بر «کیفیت فرآیندهای استفاده و کاربرد دانش» (KU) دارند.


دومین یافته از رگرسیون‌های مقطع نشان می‌دهد که سازه‌های «شیوه‌های مدیریت دانشی خاص» و «پشتیبانی فناوری» به طور مثبت و مؤثر سازة «فرهنگ سازمانی حمایتی» (SOC) را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مشخص شد که مجموعه روابط زیر برقرار است:


- زیرسازه‌های «شیوه‌های KM مرتبط با مدیریت اطلاعات» (IMP, B=0.168)، «شیوه‌های KM مرتبط با منابع انسانی» (HRP, B=0.156)، «استفادة مؤثر از سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری» (IST, B=0.097) و «شیوه‌های KM مرتبط با حمایت از یادگیری سازمانی» (SOL, B=0.405) و «حمایت از استراتژی و برنامه‌ریزی KM» (KMS, B=0.169)، همگی تأثیر مثبت و مستقیم بر «فرهنگ سازمانی حمایتی» (SOC) دارند.


اگرچه انتظار می‌رفت «شیوه‌های مرتبط با آموزش» و «سیستم‌های پشتیبان عملیاتی» نیز بر فرهنگ سازمانی تأثیرگذار باشند، این مدعا با توجه به داده‌های جمع‌آوری شده اثبات نگردید.
یافتة سوم آن است که سازة «فرهنگ سازمانی حمایت‌کننده از مدیریت دانش» اثری مستقیم، قوی و معنی‌داری بر همة «فرآیندهای دانشی با کیفیت» دارد. یافتة چهارم رگرسیون‌های مقطع را می‌توان بدین صورت خلاصه کرد:


- «فرهنگ سازمانی حمایت کننده» (SOC, B=0.60)، اثری قوی، مستقیم و قابل توجهی بر «اثربخشی سازمانی» (OE) دارد.


یافتة پنجم بیان می‌دارد که چندین رابطة داخلی مهم در میان زیرمعیارهای سازة «کیفیت فرآیندهای دانشی» برقرار است، بدین ترتیب که هر یک از پنج زیرفرآیند دانشی با کیفیت در مقابل سایر زیرفرآیندها مورد ارزیابی قرار گرفت با این شرط که چهار زیرفرآیند دیگر ثابت باشند.
یافتة ششم حاکی از وجود ارتباطی مهم بین «کیفیت فرآیندهای دانشی» و «اثربخشی سازمانی» است. همگی فرآیندهای دانشی در مقابل اثربخشی سازمانی مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند که نتایج زیر به دست آمد:


- زیرسازه‌های «کیفیت فرآیندهای حفظ و ذخیره‌سازی دانش» (KR, B=0.361) و «کیفیت فرآیند استفاده و به‌کارگیری دانش» (KU, B=0.385)، هر دو اثر مستقیم و مثبت بر «اثربخشی سازمانی» (OE) دارند.


شکل 5 روابط بین زیرسازه‌های سازة «کیفیت فرآیندهای دانشی» و «اثربخشی سازمانی» را نشان می‌دهد. این روابط نشان‌دهندة یافتة مهمی است که به کمک آن می‌توان مکانیسم فرآیندهای دانشی که بر اثربخشی سازمانی تأثیر گذار است را ایجاد نمود. البته رگرسیون‌های چندگانه در این مورد روابط علت و معلولی را مشخص نمی‌کند (یعنی جهت هر یک از روابط باید بر اساس نظریه‌ها و روش‌های آماری پیچیده‌تر مورد تفسیر قرار گیرد). به همین دلیل روابط مذکور را با  فلش «خط چین» نشان داده‌ایم تا تأکید نماییم که ماهیت علت و معلولی این روابط مشخص نیست و ممکن است در هر یک از دو جهت صحیح باشد. با این حال این روابط کمک می‌کنند که بدانیم روابط متقابل بین کدام زیرسازه‌ها وجود دارد و هنگامی‌که با نظریات مناسب ترکیب شوند، انتخاب جهت علت و معلولی برای مسیر پیوندی میسر می‌گردد. اتصالات KU-OE و KR-OE از لحاظ تجربی قبلاً توسط محققانی همچون A. Jantunen و McKeen و همکاران، اثبات شده است که با فلش یک‌طرفه و «خطوط جامد پررنگ» نشان داده شده‌ و تا بر ماهیت علی و معلولی آن تأکید شود.



زیرفرآیندهای دانشی و اثربخشی سازمانی.png


شکل 5: ارتباطات میان زیرفرآیندهای دانشی و اثربخشی سازمانی


یافتة هفتم از رگرسیون میان تمامی زیرسازه‌های ممکن در کل مدل بر اثربخشی سازمانی به دست آمد که به قرار زیر است:


- زیرسازه‌های «کیفیت فرآیند استفاده و به‌کارگیری دانش» (KU, B=0.367)، «استراتژی و برنامه‌ریزی مدیریت دانش» (KMS, B=0.083)، «فرهنگ سازمانی حمایتی» (SOC, B=0.215) و «کیفیت فرآیند احتباس و ذخیره‌سازی دانش» (KR, B=0.193) در سطح معنی‌داری 0.05 با اثربخشی سازمانی قرار دارند.


اگرچه زیرمعیار «استراتژی و برنامه‌ریزی مدیریت دانش» (KMS)، ارتباط مستقیم و معنی‌داری با اثربخشی سازمانی دارد، تأثیر آن اندک است. این یافته‌ها با یافته‌های قبلی در توافق است و از فرضیه و مدل عملکرد مدیریت دانش13  (KMPM) حمایت می‌کند. این مدل به وضوح نشان می‌دهد مکانیسمی که اقدامات مدیریت دانش به واسطة آن اثربخشی سازمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، غیرمستقیم است و به طور عمده از طریق فرهنگ سازمانی حمایتی و فرآیندهای مدیریت دانش باکیفیت است. شکل 6 نتایج ترکیبی از همة رگرسیون‌ها را نشان می‌دهد. در این شکل تنها روابط آماری معنی‌دار که از طریق رگرسیون‌های چندگانه میان زیرسازه‌ها اثبات شده (با فلش) نشان داده شده است. اتصال میان زیرسازه‌های «کیفیت فرآیندهای دانش»، همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، به صورت فلش دوطرفه نشان داده شده تا یادآوری نماید که جهت روابط علی و معلولی توسط رگرسیون‌ها مشخص نشده و نمی‌توان دربارة آن اظهارنظری کرد. لینک بین زیرسازة «استراتژی و برنامه‌ریزی KM» (KMS) و اثربخشی سازمانی (OE) با خط چین نمایش داده شده تا تأکید کند که ارتباط تنها معنی‌دار است ولی تأثیر آن اندک است. ارتباط میان شیوه‌های مدیریت عملکرد سازمانی (OPM) و کیفیت فرآیند تولید و اعتبارسنجی دانش (KG) و همچنین ارتباط میان فرهنگ سازمانی حمایتی (SOC) و کیفیت فرآیند به‌اشتراک‌گذاری و انتقال دانش (KS) نیز به صورت نقطه چین نشان داده شده تا متذکر شود که معنی‌داری آن از طریق رگرسیون چندگانه اثبات گردید اما تحلیل مسیر برای آن صادق نیست.



لینک‌های معنی‌دار بین تمامی سازه‌ها و زیرسازه‌ها.png


شکل 6:  لینک‌های معنی‌دار بین تمامی سازه‌ها و زیرسازه‌های مدل عملکرد مدیریت دانش






تفسیر یافته‌ها


به طورکلی، یافته‌های فوق نشان می‌دهد که سازمان‌های دست‌اندرکار تولید برق هسته‌ای (NPP) که در سطح بالاتری از فعالیت‌های مدیریت دانش حمایت می‌کنند، سطوح بالاتری از اثربخشی سازمانی را نیز تجربه می‌کنند (این اثربخشی طیف وسیعی از مؤلفه‌های اندازه‌گیری عملکرد نظیر ایمنی، اقتصاد، عملیات و شاخص‌های تعمیرات و نگهداری را شامل می‌شود). همچنین یافته‌های پژوهش، اثبات می‌کند که فرضیة مدل عملکرد مدیریت دانش (KMPM) از لحاظ آماری معنی‌دار است. یافته‌هایی که مورد توجه مدیران صنعت برق هسته‌ای است، عبارتند از:


1. حمایت از فعالیت‌های مدیریت دانش و فناوری‌های سازمانی اثر جمعی قوی و مثبتی بر میزان حمایت فرهنگ سازمانی و کیفیت فرآیندهای دانشی در سازمان‌های NPP دارد.
2. پنج زیرسازة فرآیندهای دانشی باکیفیت، اثر قوی جمعی و مثبتی بر اثربخشی سازمانی دارد. این اثرات در نهایت از طریق زیرسازه‌های «کیفیت استفاده و کاربرد دانش» و «کیفیت احتباس و ذخیره‌سازی دانش» به منصه ظهور می‌رسد (و به طور همزمان، از طریق یک مکانیسم خاص، یعنی الگوی تعاملات میان دیگر فرآیندهای دانش رخ می‌دهد).
3. میزان حمایت فرهنگ سازمانی از KM یک اثر مثبت و قوی بر کیفیت فرآیندهای دانش و اثربخشی سازمانی دارد.


هنگامی‌که مدل کامل (یعنی تمامی زیرسازه‌ها) به طور همزمان در خصوص اثربخشی سازمانی مورد بررسی قرار گرفت، تنها سه رابطة زیر به اندازة کافی معنی‌دار شناخته شد و حجم تأثیر بالایی از خود نشان داد:


1. فرهنگ حمایتی سازمانی،
2. کیفیت استفاده و کاربرد دانش،
3. کیفیت احتباس و ذخیره سازی دانش.


این یافته‌ها به روشنی از فرضیة اصلی پژوهش حمایت می‌کند، بدین معنا که مکانیسمی که هفت زیرمعیار سازة «اقدامات مدیریت دانش» و دو زیرمعیار سازة «پشتیبانی فناوری» توسط آن‌ها بر اثربخشی سازمانی تأثیر می‌گذارد، از نوع سازوکار غیرمستقیم است و اثر بخشی سازمانی در درجة اول از طریق متغیرهای میانی یعنی «فرهنگ سازمانی حمایتی» و پنج زیرمعیار «کیفیت فرآیندهای دانشی» تأثیر می‌پذیرد.




1) Nuclear Power Plant (NPP)
2) Knowledge management
3) Overall Operation, Maintenance and Administration (OM&A) of the organization
4) computer aided design (CAD) models and drawings
5) operations and maintenance (O&M) history databases
6) Best Practices
7) Knowledge Retention
8) Knowledge acquisition and adoption
9) knowledge conveyance and distribution
10) knowledge generation and validation
11) Knowledge retention
12) supportive organizational culture
13) Knowledge Management Performance Model


 


 


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت