پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

سرمقاله: مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مهم مدیریتی در صنعت خودرو و تایر





سرمقاله: مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مهم مدیریتی در صنعت خودرو و تایر 




دکتر علی عباسیان
مدیر برنامه‌ریزی راهبردی و مدیریت تغییر
گروه صنعتی بارز




هنگامی که از مدیریت دانش در ایران سخن گفته می‌شود، برای مخاطبان ممک است این ذهنیت تداعی ‌شود که مدیریت دانش، ویژه دانشگاه و تحقیق و پژوهش‌های دانشگاهی است که قابلیت پیاده‌سازی در صنعت ایران را ندارد. این دیدگاه از آنجا ناشی می‌شود که برخی از افراد معتقدند تولید دانش و نوآوری در صنعتی که به طور عمده وابسته به انتقال فناوری از شرکت‌های خارجی است، مفهومی ندارد. این افراد فضای سازمان‌های ایرانی را برای پرداختن به دانش روز جهان مناسب نمی‌دانند و شاید تنها اهمیت دانش را در شناسایی دانش موجود در  اسناد دانشی سازمان بدانند (گرچه بطور معمول، اجرای سند بدون درک دقیق مفاهیم مندرج در آن امکان‌پذیر می‌باشد).


در برخی مواقع نیز ممکن است نقش دانش و مدیریت دانش در ارزش‌افزایی سازمان به‌صورت تولید یک محصول با دانش جدید یا فروش حقوق ثبت اختراع یک محصول جدید (که معمولا در کشورهای جهان اول ممکن است) دیده شود. این دیدگاه نیز نمایانگر مزیت‌های مدیریت دانش و نقش موثر مدیریت دانش در بهبود عملکرد سازمان نیست. در حقیقت، مدیریت دانش در بسیاری از مواقع یک فرایند پشتیبان است که به بهبود فرایندهای کسب و کار سازمان‌ها کمک می‌کند و کارکنان را در اجرای اثربخش فرآیندهای کلیدی کسب و کار  یاری می‌رساند.
در هر فرایند یا هر سازمانی، هر روز مدیران تصمیماتی می‌گیرند که کیفیت آن‌ها وابسته به کیفیت اطلاعات و دانش در دسترس می‌باشد. اگر اطلاعات و دانش مناسب بطور مدون در دسترس قرار نگیرد و یا فرایندهایی برای بهبود تصمیم‌سازی‌ها طراحی نشود، طبیعتا نمی‌توان انتظار تصمیمات اثربخشی را داشت. اگر با این دید به سازمان‌هایمان دقیق شویم، مشخص خواهد شد که بسیاری از تصمیمات مهم به دلیل نبود دانش و اطلاعات گرفته نمی‌شود یا برخی از آن‌ها، تصمیمات درستی نبوده است.
یک نکته‌ی مهم برای هر مدیری پایدارسازی روش‌های مناسب کاری است چنان که با تغییر افراد بنیان‌های کلیدی کار از بین نروند. اما به‌طور یقین با این چالش روبرو شده‌اید که با رفتن یک فرد، تاخیراتی در اجرای فرآیندهای کسب و کار  رخ داده و کارایی کاهش یافته است. این مسائل ناشی از آن است که نیروهای جایگزین، به روند اجرای کار که دانش آن در اختیار فرد قبلی بوده، آشنایی ندارند.


در برخی مواقع نیز در سازمان‌ها شاهد این هستیم که برخی از همکاران، از دستیافت دانشی خود به عنوان یک ابزار قدرت در سازمان به نفع خود و یا گاه بر علیه قدرت جاری سازمانی استفاده می‌کنند که در کسب و کار امروزی، این مسئله پذیرفته نیست. در این شرایط اگر دانش مورد نیاز مدون شده باشد و مسیرهای دسترسی به آن فراهم شده باشد تا دانش فردی تبدیل به دانش سازمانی شده و در اختیار کارکنان قرار بگیرد، طبیعتا سازمان روان‌تر و بهتر کار خواهد کرد.
آخرین نکته در باب اهمیت مدیریت دانش، ضرورت آن برای خلق دانش و یا استفاده از دانش‌های بیرون سازمان است تا بتوان به نوآوری در رویه‌ها و محصولات سازمان دست یافت و عملکرد سازمان را بهبود بخشید. این امر در سازمان‌های ایرانی با سطح فعلی اقتصاد کشور که رشد آن مبتنی بر افزایش بهره‌وری است و نه مبتنی بر نوآوری شاید اهمیت چندانی نداشته باشد ولی به مرور و با باز شدن درهای اقتصاد کشور، نوآوری (آن هم در سطح انتقال از خارج به داخل نه نوآوری مبتنی بر دانش درون‌زا) اهمیت بیشتری می‌یابد و طبیعتا شرکت‌ها نیز روی آن تمرکز بیشتری خواهند داشت.


 eu-natural-rubber-tire.jpg


اجرایی شدن این موارد منوط به این است که کارشناسان و مدیران اهمیت مدیریت دانش را به عنوان یک فرایند پشتیبان درک کنند تا بتوان کیفیت سازمانی بهتری داشت. به عنوان یک مثال سال‌ها شاهد تکرار عیوبی در محصولات برخی از تایرسازان ایرانی بوده‌ایم. طبیعتا مدیریت دانش مناسب، یکی از روش‌های کاهش تکرار عیوب در محصول تولیدی است تا با تغییر کارکنان، نیازی به تکرار فرآیند عیب‌یابی و رفع خطاهای فرآیند تولید وجود نداشته باشد. یک مثال دیگر که در صنعت تایر می توان بر شمرد، عدم استقبال از فرایندهای بنیادینی است که مدیریت دانش و ماندگاری را تسهیل می‌کند. کمتر سازمان ایرانی است که برای بهبود درک و فهم مسائل تخصصی تایر در سازمانش یک واژه‌نامه‌ی تخصصی تدوین کرده باشد که مفهوم هر چیزی به روشنی در آن بیان شده باشد و با واژه‌ای فارسی، سعی کند مفاهیم را برای غیر متخصصین ساده نموده و بدین شیوه، یکپارپچگی سازمان را بهبود بخشد. اما آنچه دیده می‌شود این است که متخصصین تایر نیز مانند پزشکان ترجیح می‌دهند که اصطلاحاتی را بکار بگیرند (خودآگاه یا ناخودآگاه) که فهم آن برای غیر از یک فرد با تجربه (کسی که به قولی چندین سال دود چراغ تایر را خورده باشد) دشوار است (هر چند به دلیل عدم ایضاح درست، دود چراغ خورده‌ها نیز درک یکسانی از مفاهیم متداول ندارند). این امر ناخودآگاه باعث می شود، اجزای مختلف سازمان قدرت تعامل با یکدیگر را از دست بدهند و سازمان عملکرد مناسبی نداشته باشد.
 هیچ شرکتی تنها با تکیه بر واحد فناوری خود نمی‌تواند به موفقیت دست یابد. در این بین، تولید، کنترل کیفیت، مالی، فروش، تدارکات، سهامدار، مشتری و سایرین نیز باید درک یکسانی از اصطلاحات داشته باشند تا بتوانند از فرآیندهای کسب و کار بدرستی پشتیبانی کنند. کم نیست گزارش‌های درون سازمانی که فارگلیسی بسیاری از اصطلاحات را نوشته‌اند و هیچ کس هم نمی‌داند که چیست ولی به خاطر همرنگ جماعت شدن، همه خود را به فهمیدن می‌زنند. مثال بارزتر آن در حوزه‌ای عمومی‌تر سامانه‌های عامل رایانه-ها در ایران است، شاید کمتر کشوری در دنیا باشد که ویندوز آن به زبان انگلیسی است، چه عرب‌ها، چه ترک‌ها، چه روس‌ها، چه اسپانیایی‌ها، همه به زبان خودشان با رایانه کار می‌کنند و آن هم یک دلیل ساده بیشتر ندارد: می‌خواهند به کارکرد بخش‌های مختلف سامانه آگاهی کامل پیدا کنند و چون عموم افراد به انگلیسی آشنایی ندارند، پس باید به زبان مادری‌شان برای آن‌ها نوشت و گفت؛ نه این که سعی در تبدیل زبان تخصصی انگلیسی یک تعداد کارشناس محدود را به زبان عموم کارشناسان و غیر کارشناسان از حوزه-های مختلف نمود. . رنه ماهو دبیرکل اسبق سازمان ملل در دهه 50 گفته بود توسعه زمانی محقق می‌شود که علم به فرهنگ تبدیل شود، برای تبدیل شدن علم به فرهنگی همگانی، دو الزام وجود دارد: نخست بیان علم به زبان مادری مردم و دوم مستند کردن و توزیع مناسب و تحلیل آن، که به نوعی همان چرخه‌ی مدیریت دانش را می‌طلبد.


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت