پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

استفاده از رویکرد زنجیره ارزش به کمک ابزارهای مدیریت دانش




استفاده از رویکرد زنجیره ارزش به کمک ابزارهای مدیریت دانش



مهتاب اقتداریان
کارشناس مدیریت دانش
مشاوران توسعه آینده




1. مقدمه


بدون شک مدیریت دانش در صنعت خودروسازی، تأثیر شگرفی داشته است. برای آنکه مدیریت دانش در زنجیره ارزش یک سازمان به عنوان اهرمی موثر نفوذ کند، رویکردی مبتنی بر KM ضروری به نظر می‌رسد. از این رو، در این مقاله یک چارچوب کاربردی همراه با مفهوم مدیریت دانش پیرامون زنجیره ارزش دنبال می‌شود که هدف اصلی آن افزایش مزیت رقابتی می‌باشد. طبیعتاً این مفهوم در بخش خودرو نیز قابلیت جاری‌سازی را دارد. ارتباط بین ذینفعان داخلی و بیرونی از طریق فراگیرشدن اینترنت تغییر کرده است و اکنون خودروسازان باید با نگاهی تأکیدی بر زنجیره ارزش به عنوان فرصتی جهت سودآوری پیش روند. چارچوب طرح ریزی شده در این مقاله از طریق بحث‌های مربوطه با سازندگان محلی خودرو تنظیم شده است. همچنین میزان استفاده از ابزارها/ سیستم‌های مدیریت دانش مورد آزمون قرارگرفته و امکان پذیری استفاده از ابزارهای دانش و فرصت‌هایی جهت جاری کردن  آن در میان یک زنجیره ارزش را با میل به ارزش‌افزایی برای مشتریان و سهامداران به صورت مساوی بررسی می‌کند.


یک چارچوب مفهومی در استفاده از ابزارهای مدیریت دانش مبتنی بر زنجیره ارزش، قادر به مدیریت موثر نوآروی‌ها، عملیات و غیره است. شرکت‌هایی به دور از چنین تلاش‌هایی، در صنعت خودرو با رقابت‌پذیری بالا و نتایج نامتغیر در دستیابی به مزیت رقابتی مواجه هستند. ارتباط بین سازندگان خودرو، مونتاژکاران و تأمین‌کنندگان با استفاده کنونی از اینترنت برقرارشده است. این امر فرصت های بزرگتری را در منابع دست دوم فراهم کرده و دست یافت جهانی را افزایش داده است.
این چارچوب، امکان یکپارچه‌سازی کشورهای درحال توسعه را با برندهای جهانی از طریق یک زنجیره ارزش شبکه‌بندی شده عالی با زیرساخت مبتنی بر مدیریت دانش افزایش می‌دهد. مطالعه این امر از طریق بحث‌های موردی میسر می‌شود که در این مقاله با تعدادی از خودروسازان درخصوص درک و استفاده از مدیریت دانش صورت گرفته است. اینکار به منظور تعیین امکان استفاده از ابزارهای دانشی جهت ایجاد ارزش افزوده برای مشتریان انجام شده است.




2. مروری بر ادبیات


چارچوب‌های عملکردی امروز، تغییرات فرآیندی با استفاده از ابزارهای مدیریت دانش، تأثیرات محیطی در استفاده از مدیریت دانش، روش‌های استفاده از مدیریت دانش، شبکه‌سازی تعاملی، بهبود ارتباطات و عملکرد، توسعه طراحی جدید و مدیریت تجارب مشتری در این بخش مرور شده است. طرح‌های تعاملی و ترکیب تکنولوژی، با مشارکت بیشتر مشتری در طراحی و سبک اتومبیل‌ها، همواره موجب افزایش تجارب مشتریان و به‌دنبال آن ارتباطات بیشتر، شده است. مورد مزبور، درخصوص اتومبیل‌های پیشتازی همانند BMW مصداق پیدا می‌کند. بطور مشابه، دیگر شرکت های پیشروی اتومبیل‌سازی توجه خود را بر ارتباطات در ارائه خدمات و حمایت از رسانه‌ها متمرکز کرده‌اند. خودروسازان متعددی فعالیت‌های تخصصی خود را به دو نوع برون سپاری و یا قراردادهای دست دوم طبقه‌بندی کرده‌اند. چنین حرکتی موجب تضمین بهینه‌سازی فعالیت کارگاه‌ها شده است، همانند تلاشی که خودروسازان هندی در این زمینه داشته‌اند که امروزه به طور فزاینده‌ای به امری عادی مبدل شده است.


در کنار موارد فوق‌الذکر، معمولا بخش‌های دیگری نیز وجود دارند که اهمیت کمتری به آنها داده شده است، اما برای بهبود/ افزایش روابط در میان زنجیره ارزش حیاتی به نظر می‌رسند. این موارد شامل مدیریت و کنترل ذخیره و رشد اطلاعات، کیفیت تکنولوژی (بهبود تکنولوژی همگرا)، ارتباط برقرارکردن با سهامداران از طریق اینترنت است که زنجیره ارزش‌ در چارچوب KM، و نیز کاربرد تکنولوژی مناسب را پایه‌گذاری کرده است.
امروزه در سراسر زنجیره ارزش، برندسازی بوسیله اغلب خودروسازان در کنار دیگر موضوعات شامل حمایت مالی، برنامه‌های وفاداری، استفاده از رسانه‌ها، وبلاگ‌ها یا اینترنت استفاده می‌شود. اتحاد زنجیره ارزش و ابزارهای  KM به کمک کاربرد مدل AIDA (آگاهی، علاقه‌مندی، خواسته‌ها و عملکرد) در این مقاله دنبال می‌شود.
روابط شبکه‌بندی شده، هنگامی که فعالانه مدیریت می‌شوند، این امکان را برای سازمان فراهم می-کنند که به صورت موثر در موقعیت خود قرار گیرد. این امر، همراه با استراتژی شرکتی، هنگامی که به خوبی در زنجیره ارزش شبکه‌بندی شود، روند رشد پایدار را پیش‌بینی می‌کند و موجب افزایش سود رقابتی سازمان می‌شود. به هر حال، برای تشخیص مورد مزبور، سازمان ها باید به اعمال نفوذ در ابزارهای KM، به‌عنوان وسیله‌ای موثر برای شبکه‌بندی توجه داشته باشند.




3. شرح مشکل


رقابت شدید به عنوان یک مشکل بزرگ، بقای صنعت خودروسازی را تهدید می‌کند. خودروهای با بهترین طراحی، مهندسی دقیق، کاربرد مناسب تکنولوژی‌ها، IT محور بودن و افزایش استفاده از استانداردهای امنیتی، تولید به صرفه، اطمینان و قدرت بالا در عملکرد، کارآمدی بالای سوخت و سازگاری با محیط زیست، دیگر به عنوان فاکتورهای برتر مطرح نمی‌شوند. در چنین شرایطی چگونه تولیدکننده‌های اتومبیل، تقاضاهای مزبور را می‌پذیرند در حالی که قیمت‌ها درحال افزایش و میزان تولید در حال کاهش است؟




4. اهداف مطالعه


هدف اصلی این مقاله، مطالعه تجربیات حاضر و تدوین چارچوبی بر اساس زنجیره ارزش است که افزایش ارزش‌ها را از طریق KM به عنوان توانمندساز متبلور می‌سازد. همچنین سابقه‌ای بر پایه روش‌های KM مبتنی بر زنجیره ارزش جهت افزایش بهره‌وری ایجاد می‌کند. این یافته‌ها نشان می-دهند که چگونه این چارچوب می‌تواند استراتژی‌های سازمان را که برای نیازمندی‌ها، محدودیت‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و منابع یاد شده ارائه شده است، حمایت نماید و به جلو براند.




5. توجیه مطالعه


سناریوی جهانی رقابت، فراتر از درک عمومی است علی الخصوص در بخش خودروسازی. جایی که غول‌های پیشتازی همچون GM، BENZ و BMW با تهدیدهای بزرگی جهت بقا در صحنه رقابت در عین مباهات در نام تجاری، وفاداری مشتریان و سابقه اثبات شده عملکردی و رضایت مشتریان مواجه هستند. اکثر رهبران خودروسازی جهانی مانند Toyota، به علت امتناع از حمایت مسابقات فرمول یک به دلیل کاهش هزینه‌ها، از مرکز توجه مردم خارج شدند. این درحالی است که این امر به عنوان رویدادی کلیدی در دیدگاه مردم، به رشد پایدار و همراه با ستایش آن شرکت منتهی می‌شد. پیگیری انتظارات مشتریان پویا و استراتژی رقبا، یکی از هنجارهای متداول امروز شده است. از این رو، به نظر می‌رسد ابزار پویایی مانند KM تنها گزینه در عصر حاضر جهت تضمین سود رقابتی پایدار می‌باشد.
زنجیره ارزش مایکل پورتر، درگذشته با الگوی رشد نرمال، مفید واقع می‌شد و براساس آن شرکت‌ها به‌صورت مداوم خود را سازماندهی می‌کردند. اما در حال حاضر که سازماندهی مجدد، یک هنجار ضروری و استراتژیک است، نیاز به زنجیره ارزش افزایش یافته است و حتی به عنوان یک نیاز جدی و فوری شناسایی می‌شود. در همین حال، ابزارهای KM نیز وعده می‌دهند که گزینه‌ای حیاتی برای سازمان‌ها به‌ویژه در بخش خودروسازی باشند. بنابراین، نقش زنجیره ارزش مبتنی بر ابزار KM برای کنترل پویایی محیط، ضروری و بسیار تعیین کننده است.




6. خلاصه ای از تعاریف

زیربنای KM، بهره‌برداری از جریان دانش (تجارب، خلاقیت و ...) در یک سازمان است. علاوه بر آن سیستمی مورد نیاز است که قادر به بازیابی و جلوگیری از به هدررفتن استعدادهای با ارزش سازمانی باشد که می تواند برای یادگیری مستمر سازمانی و قدرت تصمیم گیری آن حیاتی باشد.
رویکرد زنجیره ارزش، آفرینش/طراحی فرایندی است که کلیه فعالیت‌ها یا جریان اطلاعات، دانش و روابط را با ارزش یکسان برای دریافت کننده آن افزایش می‌دهد و بنابراین رشد فزاینده‌ای را به صورت خودکار موجب می‌شود.
ابزارهای KM، از یک طرف موجب افزایش دانش و رویکردهای آن در فرآیندهای مدیریت دانش شده و از طرف دیگر امکان انتشار روش‌های فرآیندی KM در مجموعه اهداف تعیین شده، توسط سازمان و در بازه‌های زمانی پویا و منظم را فراهم می‌سازد.




7. چارچوب نظری


چارچوب نظری برای صنعت خودروسازی آماده شده و بوسیله SCM (مدیریت زنجیره تامین) راه اندازی و به عوامل درونی مرتبط شده است. مرحله بعدی شامل مشارکت ارائه‌دهندگان خدمات و طراحان و نیز دولت به کمک ابزارهایی جهت ارزش‌افزایی است.
بنابراین، به نظر می‌رسد یک سیستم خوب طراحی شده KM-VC، که عناصر مزبور را یکپارچه می-کند، می‌تواند روش خوبی برای بهبود زنجیره ارزش باشد. چنین سیستمی سرشار از تعاملات و ابداعات است و میتواند ارزش آفرینی و شبکه‌سازی را برای مدیریت براساس سودهای رقابتی پایدار مورد نیاز امکانپذیر سازد.



چارچوب زنجیره ارزش مبتنی بر ابزارهای KM که به افزایش ارتباطات می انجامند.png



شکل1: چارچوب زنجیره ارزش مبتنی بر ابزارهای KM که به افزایش ارتباطات می‌انجامند




8. متدولوژی


مرور ادبیات بر مطالعات موجود، موارد استفاده از KM و نقش‌های کلیدی آن انجام گرفت. و با داده‌هایی از منابع منتشر شده جهت ارزیابی تاثیر چارچوب کاری KM بر اساس زنجیره ارزش تکمیل شد. هدف از این تحقیق مرور ابزارهای امروزی KM است که بیشتر مورد استفاده قرارگرفته‌اند و درآمدهای هدف گذاری شده استراتژیک را موجب شده‌اند. از آنجایی که مطالعه تجربه مصرف کننده برای این مقاله بسیار بزرگ است، از میدان بررسی آن خارج می‌شود اما می‌تواند پایه و اساس خوبی برای تحقیقات آتی باشد.




9. محدودیت های مطالعه


به علت محدودیت‌های زمانی و بودجه‌ای، این مقاله به موارد زیر محدود شده است:


• کوآلالامپور، مالزی و نواحی همسایه در این تحقیق مدنظر بودند که این امر با تمرکز بیشتر بر مالزی اتفاق افتاد.
• استفاده انحصاری از مقالات اکتشافی
• این مقاله تنها در رابطه با تولیدات خودروسازان مالزیایی بوده و آنهایی که حضور قوی در مالزی داشتند.
• محدود بودن به مقالات موردگرا با بحث‌های مدیریتی توسط رهبران و کارشناس کلیدی KM




10. فرضیات


از آنجایی که این مطالعه یک مطالعه موردگرا است، برای آن هیچ فرضیه‌ای درنظر گرفته نشده است. با این وجود برخی از موضوعات اساسی در ادامه عنوان می‌شود که می تواند بر خروجی موفقیت‌آمیز پیاده‌سازی ابزارهای KM تأثیرگذار باشد:


1. ابزارهای KM بیش از تولید در پایدارسازی سود رقابتی، درجریان‌اند.
2. امکان بهبود زنجیره ارزش به کمک ابزارهای KM وجود دارد.
3. پیاده سازی KM درمیان مدیران و کارکنان برتر مقبولیت دارد.
4. تعیین مشکلات مربوط به ابزارهای KM و رویکرد VC




11. نقطه نظرات مدیران درخصوص بکارگیری KM در سازمان‌ها


تا کنون تعداد کمی از شرکت‌های اتومبیل‌سازی (شرکت‌هایی که مالزیایی‌الاصل هستند و یا حضور قوی در مالزی دارند) درخصوص گفتگوهای اختصاصی با مدیران و تصمیم‌گیران برتر در مطالعات و مقالات مروری شرکت داشته‌اند.
گفت و گو با متخصصان این حوزه نشان می‌دهد که این امر اگر چه مورد استقبال قرار گرفته اما در اجرا با دشواری‌هایی روبرو بوده است. علت آن هم لزوم تغییرات نگرشی در طبیعت محافظه کارانه آنهایی است که در این زمینه فعالیت می‌کنند. در چنین مواردی مشاهده می‌شود که متاسفانه پس از کسب رضایت اولیه از عملکرد، خلق مفاهیم ضروری برای موفقیت بیشتر، رها شده است. این درحالی است که انگیزه‌های لازم برای تبعیت از تغییرات مقتضی (حتی اگر با فرهنگ سازمان در یک راستا نباشند) باید ایجاد گردد. برخلاف آنچه که در پیاده‌سازی استانداردهای سری ISO یا six sigma مشاهده می شود (انطباق اجباری با موراد ذکرشده در استاندارد)، ابزارهای KM منعطف و با هدف مشتری محور بودن (هم مشتریان داخلی و هم خارجی) عنوان شده‌اند. جالب است که بدانیم در برخی از مطالعات اشاره شده است که تعدادی از تولیدکنندگان، ابزارهای KM را به عنوان بخشی از پروژه‌های نوآورانه خود شناسایی کرده‌اند و آن را در ارزیابی‌های سالانه خود جای داده‌اند.


همچنین مشخص شده که مفهوم افزایش ارزش‌آفرینی از طریق تعاملات و ابتکارات متصور شده اما به طور جدی مورد استقبال قرار نگرفته است. همچنین در برخی موارد در حالی که لزوم بکارگیری ابزارهای KM از سوی مدیران ارشد سازمان مطرح شده است، اما به دلیل آماده نبودن سازمان برای مواجه شدن با چنین ابداعات بزرگی، در سایر سطوح مدیریتی، این امر مورد حمایت قرار نگرفته است.
خودروسازان نیز با توجه به زنجیره‌ی ارزش در مراحل مختلف پیاده‌سازی KM، قرار دارند. برخی از آن‌ها ساختار نسبتاً دقیقی از پیاده‌سازی KM ایجاد کرده‌اند. با این وجود این ساختار از جامعیت کافی برخوردار نیست. فعالیت‌های مرتبط با آموزش نیز محدود به‌نظر می‌رسد و این درحالی است که برای این منظور پشتیبانی غیر رسمی و فعال به‌ویژه درخصوص انطباق با فرهنگ ضروری است. بنابراین جهت تغییرات نگرشی برنامه‌های منظم آموزشی مورد نیاز است. از طرف دیگر برای موفقیت پیاده‌سازی KM پشتیبانی شبکه، حیاتی بنظر می‌رسد. و در آخر، گفت‌وگوهای انجام شده با مدیران نشان داده است که متأسفانه عموم کارکنان تمایلی به تغییر رویکرد خود از روش های کاغذی به کاربردهای الکترونیکی معاصر ندارند.




12. بحث


از بررسی عملکرد مشاهیر مشاغل جهان، می‌توان پی برد که پیاده‌سازی ابزارهای KM ممکن است حتی برای شرکت‌های با مدیریت تخصصی نیز آسان نباشد و ممکن است نیازمند تلاش‌های زیاد از سوی شرکت‌ها، و البته به‌کارگیری یک سیستم شناسایی و پاداش‌دهی خوب باشد. تغییرات نگرشی نیز باید در عملکرد منظم کارمندان ثبت شوند. مثل برنامه‌های یادگیری برای داشتن تلاش‌های ماندگار و تغییرات مورد نیاز نگرشی در رابطه با ابداعات KM. فرهنگ سازمانی نیز باید در فرهنگ دانشی و ارزیابی عملکرد دوره‌ای، همراه با درنظرگرفتن پاداش برای ابداع ارزش های خوب/عالی جهت دار شود. کاربردهای اینترانت و اکسترانت نیز می‌بایست برای تامین کنندگان و توزیع کنندگانی که می‌خواهند در لیست همکاران یک شرکت قرارگیرند، به عنوان یک معیار اولیه عمومیت یابد. از این رو سیستم‌های پاداش‌دهی و غیره، می‌توانند برای تشویق کارکنان جهت ذخیره تجارب و آموخته‌هایشان به کار گرفته شوند.
آموزش‌های مقدماتی مانند ایفای نقش، موردکاوی‌ها، فیلم‌هایی که تفاوت میان شرکت‌های مبتنی بر KM و غیر از آن را نشان می‌دهند و داستان موفقیت‌ها در سطح بین‌المللی می‌تواند به عنوان عوامل کلیدی مقبولیت KM در سطح شرکت‌ها باشند. از طرف دیگر، بهینه‌کاوی‌های جهانی در میان شرکت‌هایی که فعالیت مشابه دارند، می‌تواند میزان پذیرش KM را در میان کارکنان و نقش‌آفرینان کلیدی KM در سازمان، افزایش دهد. علاوه بر آن، پیاده سازی موارد فوق می‌بایست به‌صورت مرحله به مرحله انجام شود تا به موفقیت در سایر بخش‌ها ختم شود. در این‌صورت می‌توان ابتکارات مشابه را به آسانی در سایر بخش‌ها توسعه داد.




13. نتیجه گیری

این بررسی موردی، اهمیت KM را در افزایش مزیت رقابتی و ایجاد ارزش بیشتر برای مشتریان و کاهش قیمت درصنعت خودروسازی نشان می‌دهد. وجود تغییرات نگرشی فعال، برای رسمی‌کردن آنها در یک سازمان، لازم است و این به خودی خود یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. در این زمینه به هیچ ابزار یا سیستم استانداردی اشاره نشده است و هیچگونه روش اندازه‌گیری جهانی با توجه به پیاده‌سازی KM تأیید نشده است. براین اساس، شرکت‌ها روش‌های مختص به خود را برای این منظور به کار می‌گیرند. شایان ذکر است که در بیشتر موارد، آگاهی و پذیرش کارکنان/مشتریان از KM، زیر حد متوسط است. از این رو، سازمان‌ها با چالشی بزرگ در زمینه تحصیلات و آگاهی از مزایای روش KM در زنجیره ارزش و خطرات در صورت نادیده گرفتن آن، رو به رو هستند. چارچوبی که در این مقاله به آن اشاره شده است، شرکت‌ها را به استفاده از ابزار هایی بسیار گرانبها برای دستیابی به درآمدهای بیشتر تشویق می‌کند و در نتیجه موجب بهبود روش‌های کاری در طول زمان و با روحیه پیشرفت مستمر می‌شود. در آخر امید است که سازمان هایی که ممکن است به تازگی ابتکار عمل در KM را در زنجیره ارزش‌های خود شروع کرده باشند (به خصوص خودروسازان)، بتوانند تأثیر درآمد خود را در موارد بحث شده در این مقاله ارزیابی کنند.


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت