پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

خلق دانش و توسعه نوآوری در صنعت ریلی ایتالیا




خلق دانش و توسعه نوآوری در صنعت ریلی ایتالیا



مأخذ: VOL. 16 NO. 4 2012, pp. 604-616, Q Emerald Group Publishing Limited, ISSN 1367-3270 JOURNAL OF KNOWLEDGE MANAGEMENT,
امیر خسروانی / سردبیر و مدیر ارشد پروژه / مشاوران توسعه آینده




مقدمه


بسیاری از محققان سازمانی بر این باورند که دارایی‌های دانشی، جزء با ارزش‌ترین منابع سازمان به شمار می‌روند. متون مدیریتی متمرکز بر خلق دانش، انتقال دانش و یادگیری سازمانی نیز به طور مشابه بیان می‌دارند که دانش در دست‌یابی به مزیت رقابتی پایدار، نقشی کلیدی ایفا می‌نماید. تمرکز تدریجی تحقیقات بر عوامل خارج از سازمان (به جای عوامل داخلی) را از طریق مشاهدة سهم عمده‌ای که این عنصر کلیدی در توسعه ادبیات مدیریت دانش به خود اختصاص داده، می‌توان دریافت. طبق این رویکرد، خلق و مدیریت شبکه‌های سازمانی و هماهنگی بین سازمانی، به عنوان عناصر کلیدی توسعه نوآوری، محسوب می‌شود. به طور خاص، نظریه‌های مبتنی بر دانش، تأکید اصلی خود را بر تبادل دانش بین سازمانی قرار داده و تسهیل در خلق دانش را در دست‌یابی به نتایج نوآورانة بهتر مؤثر می‌داند.
هدف اصلی این مقاله، جستجوی روابط میان "شیوة طراحی ارتباطات بین سازمانی"، "فرآیند خلق و انتقال دانش" و"نوآوری" است. بدین منظور، بر شراکت بین دو شرکت ایتالیایی حمل‌ونقل Firema، فعال در صنایع سبک و سنگین راه‌آهن و یک مرکز تحقیقاتی در منطقة کامپانیا با نام «فناوری، محیط‌زیست و ایمنی در حمل‌ونقل » (TEST)، تمرکز می‌کنیم که حوزة فعالیت آن، تحقیقات کاربردی در زمینة ایمنی و بهره‌وری وسایل نقلیة موتوری ریلی و کاهش آلودگی محیط زیست می‌باشد. این تحقیق به بررسی و تحلیل دینامیک میان سازمانی و فرآیندهای هماهنگی از دیدگاه هر یک از دو شرکت فوق پرداخته و عوامل مؤثر بر توسعة محصول و نوآوری فرآیندی را برجسته کرده و تعیین می‌کند که انتقال دانش میان دو سازمان چه سازوکاری دارد. بنابراین یک روش قراردادی و عمل‌گرایانه از به‌اشتراک‌گذاری دانش در مشارکت بین سازمانی ارائه می‌شود. در این تعامل، منابع مختلفی رد و بدل می‌شود که از آن جمله می‌توان به دانش فنی (فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت طراحی و توسعة پایگاه)، منابع انسانی (تبادلات دانش ضمنی)، شهرت و اعتبار (مشارکت در فعالیت‌های درخواست بودجه برای تحقیق) و منابع فیزیکی (استفاده از زیرساخت‌های مرکز تحقیقاتی توسط شرکت Firema)، اشاره کرد.
طرح روش‌های هماهنگی بین دو شرکت به عنوان تولیدکنندة بالقوة فرآیند نوآوری از طریق روش تعاملی "شبکة موقت پروژه " (TPN)، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در استفاده از روش تحلیل مطالعة موردی ، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته (از طریق پرسش‌نامه‌های موردی) به عنوان یک ابزار به‌کار گرفته شد؛ به خصوص مصاحبه‌های هدفمند انجام‌گرفته با کارکنان ممتاز و مدیران برجسته واحد تحقیق و نوآوری Firema و پژوهشگران واحد اجرایی TEST که از اهمیت ویژه‌ای در این تحقیق برخوردار است. این مطالعه همچنین به تحلیل و یکپارچه‌سازی محتویات اسناد سازمانی هر دو شرکت (از جمله اسناد داخلی، چارت سازمانی، بودجه سال‌های 2009 و 2010، وب‌سایت و گزارش عملکرد واحدها‌) پرداخت.






خلق دانش، مکانیزم‌های هماهنگی بین سازمانی و فرآیند نوآوری


محققان براین باورند که نوآوری به شدت با ایجاد و خلق دانش جدید مرتبط است. به طور خاص تحقیقات انجام گرفته در حوزة شبکه‌سازی و ارتباطات میان سازمانی، تأیید می‌کند که مفهوم تبادل دانش در میان سازمان‌ها، به شدت به فرآیند نوآوری وابسته است. به عنوان مثال هندرسون و کلارک (1990)، نشان می‌دهند که شرکت‌ها به منظور جلوگیری از منسوخ شدن دانش در رویداد نوآوری، نیاز دارند به طور مستمر، دانش ساختاری خود را توسعه داده و احیا نمایند. نوناکا و تاکوچی (1995)، در تحقیقات خود، خلق دانش را هستة اصلی نوآوری قلمداد می‌کنند. به علاوه، نوناکا (1994)، نشان می‌دهد که نوآوری می‌تواند به صورت فرآیندی تصور شود که طی آن، سازمان یک مسئله یا مشکل را ایجاد و تعریف نموده و پس از آن دانش جدیدی را به‌طور فعال توسعه می‌دهد که می‌تواند برای حل این مشکل استفاده شود. از آن‌جایی که نوآوری یک فرآیند بسیار پیچیده و نامشخص است، معمولاً به طیف وسیعی از منابع خارجی به عنوان ورودی، نیاز دارد که اغلب از طریق تعاملات بین سازمانی میسر می‌شود. به عبارتی بدنة درحال رشد تحقیقات در خصوص نوآوری، تمرکز خود را از فرد مبتکر تنها، به شبکه‌ای از خبرگان فعال، منتقل کرده است.


تئوری شبکه‌های نوآوری، دیدگاه وسیع‌تری از نوآوری ارائه می‌دهد. شبکه‌های نوآوری، به عنوان شکل جدیدی از سازمان در تولید دانش تفسیر می‌شود. این شبکه‌ها، از یادگیری میان سازمانی حمایت کرده و از طریق تعامل با دیگر ذینفعان، منابع مختص به سازمان را تکمیل می‌کنند. همچنین به اکتشاف و ایجاد فضای هم‌افزایی و ترکیب توانایی‌ها و شایستگی‌های مختلف، کمک می‌نماید. به عنوان مثال، در صنعت حمل‌ونقل ریلی، لوکوموتیوهای برقی تنها زمانی امکان عملیاتی شدن دارند که آلیاژ مناسب برای ساخت ریل‌ که برای تحمل وزن لوکوموتیو به اندازة کافی استحکام داشته باشد، کشف شود. این اکتشاف خود نیازمند ظهور بسته‌های کوچک نوآوری است که به موفقیت یک نوآوری بزرگ، کمک می‌کند. با توجه به اینکه همکاری به صورت مشارکت آگاهانة سازمان‌ها در تبادل، اشتراک و توسعة بلندمدت محصولات، خدمات و یا فناوری‌های جدید تعریف می‌شود، منطقی است که انتظار داشته باشیم که سطح بالاتر این تعاملات و همکاری‌ها، به ظهور شرکت‌های نوآورتر منجر می‌شود. واضح است که عامل اصلی نوآوری‌هایی از این دست، عوامل خارج سازمانی است.
یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار در نوآوری سازمانی، نزدیکی مکان جغرافیایی شرکت‌های نوآور با آزمایشگاه‌های تحقیقاتی است. در واقع، این عامل ناشی از نیاز به برقراری ارتباط چهره به چهره میان این دو سازمان مختلف است. انواع خاصی از دانش تنها در ارتباط مستقیم قابل تبادل است و انتقال آن از راه دور میسر نیست. نظریة ارزشمندی مجاورت مکان مؤسسات، یا به عبارت دیگر، هم‌مکانی عوامل نوآور، مبتنی بر فرضیة انتقال دانش‌های ضمنی خاصی است که بدان اشاره شد. علاوه بر این، به گفتة تور (2008)، این نظریه نه تنها به وسیلة امکانات و توانمندی‌های ارائه شده توسط فناوری‌های ارتباطی معاصر، باطل نمی‌شود، بلکه ترکیبی از شبکه‌های سازمان‌یافته با مجاورت مکانی موقت یا دائم، موجب تقویت انتقال دانش بین شرکت و مؤسسة تحقیقاتی می‌گردد. جالب توجه است که در فرآیند گردهم‌آوری مکان جغرافیایی سازمان‌های نوآور، اساساً شرکت‌های کوچک‌تر بسیار متحول شده در حالی‌که شرکت‌های بزرگ به نظر می‌رسد کمتر از قیدوبندهای مکانی تأثیر می‌پذیرند.




شبکه پروژه موقت و توسعه نوآوری

در سیستم‌های سازمانی موقت، نهادهای مستقل یا نیمه مستقل برای مدت زمانی محدود و جهت دستیابی به اهداف خاص با یکدیگر همکاری می‌کنند. هنگامی‌که این اهداف برآورده شد، سازمان پروژه به معنای واقعی منحل می‌شود. اهمیت نسبی سیستم‌های موقت در اقتصاد دائماً در حال افزایش است و اخیراً مطالعات گسترده‌ای در خصوص تعاملات موقت بین سازمانی، در حال انجام است. روتن (2009)، ادعا می‌کند که سازمان‌ها و ساختارهای موقت، ابزاری مؤثر برای ادغام انواع مختلف دانش (ضمنی و آشکار) و مهارت‌ها به شمار رفته و روشی برای مقابله با خطرات و عدم اطمینان مربوط به فعالیت‌های پیچیده ارائه می‌نمایند. فونگ (2005)، در مطالعة خود، فرآیندهای خلق دانش در سیستم‌های موقت سازمانی را مورد بررسی قرار داده و خلق دانش را فرآیند پیچیده تبادل، ادغام و تولید دانش می‌داند که مرزهای سازمانی را در می‌نوردد. محققان دیگر نیز به بررسی نقش توانمندسازهای مختلف (مانند ساختار، فرهنگ و فناوری) در خلق و اشتراک دانش در پروژه‌های درون و بیرون سازمانی پرداخته‌اند.


لازم به توضیح است که ماهیت و روش مورد نیاز برای تنظیم تعاملات درونی و مکانیزم‌های هماهنگی در یک سیستم موقت، با توجه به نوع فعالیت، میزان ثبات نقش یک بازیگر خاص و یا سطوح استاندارد محصولات و فرآیندها، قابل تغییر است. سیستم‌های موقت، مفاهیم و اشکال سازمانی همانند پروژه‌های R&D، تیم‌های اجرایی، تیم‌های واکنش سریع و TPNها (شبکه‌های موقت پروژه) را شامل می‌شوند که از این دیدگاه، خود TPNها به مجموعة گسترده‌تری از سیستم‌های موقت سازمانی تعلق دارند. بنابراین TPNها را می‌توان به عنوان نوعی از سیستم‌های موقت سازمانی تعبیر کرد که فرآیند خلق و توسعة آن‌ها به تکمیل یک پروژة خاص وابسته است. منینگ (2010)، به طور مشابه نشان می‌دهد که شبکه‌های پروژه مجموعه‌هایی از ارتباطات بلندمدت مبتنی بر پروژه هستند که میان سازمان‌های قانونی و مستقل ایجاد شده و به طور استراتژیک هماهنگ می‌شوند. از این نقطه نظر، TPNها را می‌توان به صورت ساختارهای سازمانی تعبیر و تفسیر نمود.


قابلیت تحقق نوآوری، حتی در شرایط رقابتی، توسط سطح بالای پیچیدگی در محصولات، سیستم‌های فناوری و تحرک سازمانی مشخص می‌شود که همگی با این نوع از ساختارهای تعاملی در ارتباط هستند. مطالعات در این حوزه نشان می‌دهد که چگونه اغلب موفقیت‌ها در طرح‌های نوآوری، به توانایی به اشتراک‌گذاری صلاحیت‌ها و شایستگی‌های اصلی در مدیریت پروژه‌های بین سازمانی بستگی داشته و این اقدامات را به آسانی می‌توان یک تلاش نوآوری مشترک نامید. دو تحقیق مهم وجود دارد که روش‌شناسی و نظریه‌ای جالب دربارة مفاهیم TPN، ارائه می‌دهد. اول، تحقیق انجام گرفته توسط لوندین (1995) دربارة سیستم‌های موقت که چهار بعد اصلی پروژه را شناسایی می‌کند: زمان، تیم، وظایف و مرحلة گذار. علاوه بر این، تحقیق دیگری توسط باکر و همکاران (2009) صورت گرفته که با جمع‌آوری و تحلیل مطالعات قبلی، پیشنهاد می‌دهد که می‌توان مفهوم مرحلة گذار را با پیش‌زمینه و حوزة شکل‌گیری سیستم موقت چایگزین کرد. آن‌ها به طور خاص بر تعاملات موقت بین‌سازمانی به شکل TPN، تمرکز کردند.
در بعد زمان، TPNها از نظر مدت فعالیت، با یکدیگر متفاوت‌اند. اگر این بازه زمانی به اندازة کافی طولانی باشد، اجازه می‌دهد تا روابط شخصی و اعتماد متقابل شکل بگیرد. بسیاری از محققان بر این باورند که انتقال و اشتراک موفق دانش، نیاز به جهت‌گیری بلندمدت TPNها دارد. در بعد تیم، دو متغیر اندازه و نهاد‌های قانونی حائز اهمیت است که به پیدایش گونه‌های مختلفی از TPN می‌انجامد. متغیر اندازه به ابعاد گروه‌های سازمانی که در سیستم موقت مشارکت دارند، اشاره دارد و متغیر نهاد‌های قانونی از میزان به رسمیت شناختن یک وضعیت حقوقی مستقل و خاص برای تیم پروژه حکایت دارد. تا آنجا که به توسعة ارتباطات قوی میان ساختارهای پایدار و فرآیندهای مدیریت دانش و نوآوری مربوط می‌شود، بسیاری از محققان اشاره می‌کنند که TPNها از حیث دوام، چالشی برای مدیریت دانش پروژه محسوب می‌شوند. به طور خاص، در بعد تیم، تنها ترکیبی از گروه‌های پیوسته و پایدار می‌تواند در ساخت دانش سازمانی به‌کار گرفته شود.


بعد سوم از مدل تکسنومی (رده‌بندی) سیستم‌های موقت پروژه، "وظیفه" است. بوه (2007) که چهار سازوکار تسهیم دانش برای توزیع دانش در ساختارهای موقت ارائه کرده بود، ادعا می‌کند که انتخاب مکانیزم مناسب، به ماهیت مسئله (منحصربه‌فرد یا تکراری بودن) بستگی دارد. ترکیب دوتایی «منحصر به فرد یا تکراری بودن» اهداف معیاری است که معمولاً جهت انتخاب یا رد کردن انواع TPNها به کار می‌رود. همچنین باکر و همکاران (2009)، عقیده دارند که سیستم‌های موقت تنها با وظایف منحصربه‌فرد سروکار ندارند. به عقیده آنان، انجام وظایف تکراری نیز به منظور توسعه برنامه‌های مرتبط با یادگیری سازمانی، از ارزش زیادی برخوردار است.
بعد چهارم که توسط باکر و همکاران (2009) مشخص شد، زمینه  و چارچوب است. موضوع کلی در ارتباط با زمینه به تأثیر محیط خارجی بر روی فرآیندهای کاری وابسته به پیاده‌سازی پروژه مربوط می‌شود. از این دیدگاه، یکی از روش‌های مهم که به شناسایی گونه‌های مختلف از TPN کمک می‌کند، وجود لینک‌ها و ارتباطات بین‌سازمانی قبلی است. در واقع، شبکه پروژه بخشی از تعاملات بلند مدت سازمانی است. بر این اساس زمینه متغیر بسیار مهمی است چرا که به عناصری مانند تجربه، اعتماد و شهرت مرتبط می‌شود. به گفتة جونز (2008)، هرگاه تبادلات دانش از حالت تعاملات وقفه‌دار و تک مرحله‌ای به روابط بلندمدت و با دوام تکامل می‌یابد، باعث تسهیل هماهنگی و هدایت فعالیت‌های تعاملی در میان بازیگران سازمانی می‌گردد.
بنابراین TPNها برای نوآوری مزایای بسیاری به همراه دارند که این مزایا با مدت زمان پروژه، تعداد شرکت‌کننده‌گان در پروژه، درجة رسمیت تعاملات (وضعیت حقوقی)، وجود روابط تعاملی قبلی بین سازمان‌ها، دفعات تکرار وظایف و نحوة به‌کارگیری مدیریت پروژه مرتبط است. تمامی این عوامل، بر امکان توسعة چشم‌انداز استراتژیک مشترک و مهارت‌های خاص تأثیر می‌گذارد. افزون بر این، وجود ارتباطات قبلی میان‌سازمانی، اغلب به عنوان شاخصی برای رشد اعتماد میان شرکا در نظر گرفته می‌شود.




Firema، دارایی‌ها و ویژگی‌های استراتژیک سازمانی

شرکت حمل‌ونقل Firema، شرکتی ایتالیایی است که طراحی، تولید، نوسازی و تعمیر و نگهداری انواع وسایل نقلیه ریلی را بر عهده داشته و با دارا بودن 800 کارمند (24 مدیر ارشد، 28 مدیر میانی، 245 سوپروایزر و 502 کارگر) و گردش مالی حدود 180 میلیون یورو، یکی از شرکت‌های بزرگ فعال در صنعت ریلی ایتالیا و اروپا می‌باشد. هسته اصلی خروجی‌های کسب‌وکار و تولیدات Firema عبارتند از:


* انواع وسایل نقلیه ریلی اعم از قطارهای با سرعت بالا و قطارهای معمولی، مترو، لوکوموتیوهای الکتریکی و دیزلی و واگن‌های یک طبقه و دو طبقه.
* تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی اعم از مبدل‌های استاتیک و موتورهای الکتریکی کششی.
* سیستم‌های مدیریت اطلاعات مسافر
* سیستم‌های اتوماسیون و منبع تغذیه، سیستم‌های حمل‌ونقل خودکار و فروش بلیط
* تعمیر و نگهداری و تعمیرات اساسی تمامی وسایل نقلیه ریلی و تجهیزات جانبی و نوسازی آن‌ها.
* خدمات پشتیبانی در سطح منطقه‌ای و جهانی.


از 1980 تا کنون، Firema در مهم‌ترین پروژه‌های بخش حمل‌ونقل عمومی در ایتالیا شرکت کرده است و تولید انواع وسایل نقلیه ریلی برای برای حمل‌ونقل عمومی منطقه‌ای تا مدرن‌ترین قطارهای با سرعت بالا که توسط سیستم‌های الکترونیکی دیجیتال هدایت می‌شوند را نیز بر عهده داشته است. در طول پنج شش سال گذشته، شرکت رشد فوق‌العاده‌ای را از لحاظ استراتژیک تجربه کرده است. بدین ترتیب که ابتدا به عنوان یک مقاطعه‌کار فرعی برای شرکت‌های چند ملیتی در اروپا مانند آنسالدو بردا یا آلشتوم فعالیت داشته و از 2004 به بعد، خود را به عنوان یک بازیگر مستقل معرفی نمود به گونه‌ای که دو قرارداد بزرگ با ATM Milano و Ferrovie Nord منعقد کرد و در یک مناقصه به عنوان سرمایه‌گذار مشترک با آنسالدو بردا نیز برنده شد. علاوه بر این، در سال 2009، Firema پروژه مترواستار را آغاز نمود و با هدف تسهیل راحتی مسافران، ساخت یک قطار برقی در ناپل را بر عهده گرفت که طراحی و ارگونومی آن در آزمایشگاه‌های شرکت TEST انجام پذیرفت.


هدف Firema تبدیل شدن به یک بازیگر بین‌‌المللی است که تمامی چرخة عمر وسایل نقلیة ریلی را از طراحی تا پشتیبانی تحت پوشش قرار دهد و به جای اینکه تنها یک تولید کننده قطعات باشد، در رقابت مستقیم با شرکت‌های چندملیتی قرار گیرد. در حال حاضر و به دلیل بحران فراگیر اقتصادی که مشتری و کل زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار داده است، Firema بر یک فرآیند تدریجی شناخت نیازهای بازار و مشتری متمرکز شده است. در این مورد، عوامل حیاتی که سازمان به وضوح برای جهت‌گیری استراتژیک موفق و بلندپروازانه شناسایی نمود، عبارت بودند از توسعه/تثبیت هر یک از شایستگی‌ها/توانایی‌های زیر:


* به‌کارگیری مهارت‌های مدیریت قرارداد و مدیریت پروژه جهت مدیریت پروژه‌های پیچیده.
* توانایی عرضة محصولات/سیستم‌های کامل از جمله وسایل نقلیه ریلی، تجهیزات، خدمات تعمیر و نگهداری و لوازم یدکی.
* توانایی طراحی و ساخت انواع وسایل نقلیه ریلی با محتوای نوآوری و فناوری بالا برای تولید محصولاتی که قابلیت سفارشی‌سازی برای مشتری دارند (ماژولار ) و همچنین انواع وسایل ریلی با هدف حمل‌ونقل عمومی (راه‌آهن زیرزمینی سبک و سنگین، راه‌آهن منطقه‌ای و تراموا).
* ترویج قابلیت‌های تحقیق و توسعه (R&D) جهت پیش‌بینی و شناسایی نیازهای بازار.
* توسعه مهارت‌های سازمانی لازم برای مدیریت و طراحی کل فرآیند تولید، توسعه قابلیت‌های طراحی و یکپارچه‌سازی فناوری‌های مختلف (فناوری‌های مرتبط با علم مکانیک و تجهیزات الکترونیکی).


در ارتباط با این اهداف، از پنج سال پیش تا کنون، طرح‌های سرمایه‌گذاری Firema عمدتاً بر مطالعه و پیاده‌سازی راه‌حل‌هایی با محتوای فنا‌وری بالا متمرکز شده و اهداف نوآوری و بهبود در محصولات و فرآیندها را دنبال می‌کند.




TEST، کسب‌وکار اصلی و ویژگی‌های استراتژیک سازمانی

TEST یک شرکت کنسرسیوم با مسئولیت محدود است که در 2006 توسط شرکت حمل‌ونقل منطقة کامپانیا در ایتالیا تأسیس شد. فعالیت شرکت در زمینه تحقیقات، آموزش، نوآوری و خدمات انتقال فناوری است:


* نوآوری در موتورهای کشنده با تأثیرات کم و غیر مخرب زیست‌محیطی
* نوآوری در وسایل حمل‌ونقل هوایی، زمینی و دریایی با هدف بهبود کیفیت، ایمنی و بهره‌وری اقتصادی
* نوآوری و ارتقاء فناوری در سامانه‌ها و زیرساخت‌های مدیریت حمل‌ونقل جهت بهبود ایمنی و بهره‌وری


TEST یک سازمان بسیار ناب و با تعداد کارکنان اندک است و مسئولیت ترویج و تسهیل هماهنگی‌های داخلی (بین شرکا) و هماهنگی‌های خارجی (به عنوان رابط با سایر کسب‌وکارها) را بر عهده دارد. ساختار شبکه‌ای شرکت که تمایل به استفادة هم‌زمان از دو عامل انسان و فناوری را دارد، به اعضای شرکت اجازه می‌دهد با استفاده از منابع خود (دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی) به مشتریان خود خدمات ارائه دهند. بنابراین کسب‌وکار اصلی TEST، تحقیقات کاربردی در تعامل با سایر شرکت‌ها و کسب‌وکارها می‌باشد. به طور خاص، TEST از ارتباط شرکای کنسرسیوم (دانشگاه‌های پنج منطقه از کامپانیا و مرکز تحقیقات ملی ایتالیا CNR) با سایر شرکت‌ها، تشکیل شده و برای پیاده‌سازی خدمات صنعتی از طریق نتایج حاصل از پژوهش فعالیت می‌کند. بدین خاطر TEST نمونة یک فرا سازمان  است که اعضای آن سازمان‌های دیگر می‌باشند.
TEST به بیش از 200 محقق و 8 آزمایشگاه دسترسی دارد. آزمایشگاه‌ها در سه حوزة خاص کاربری دارند: وسایل نقلیه، زنجیره‌های کششی و سیستم‌های حمل‌ونقل. از میان زمینه‌های پژوهشی که TEST در آن تبحر دارد، می‌توان چند مورد که با اهداف Firema هماهنگی دارد را برجسته نمود:


* طراحی در یک مرکز واقعیت مجازی (آزمایشگاه در کارخانه Firema واقع شده است): یک سیستم کامپیوتری است که نمونه‌های اولیة مجازی در مقیاس واقعی (1 به 1) سه بعدی را ایجاد می‌کند. متدولوژی مورد استفاده در این روش، در جهت انتقال سریع از مفهوم اصلی به طراحی قطعی عمل می‌کند که نیاز به ساخت فیزیکی مدل‌ها و ماکت‌های آزمایشی را حذف کرده و زمان ارجاع محصول به بازار و هزینه‌های طراحی و ساخت نمونه‌های آزمایشی و تغییرات پس از آن را به شدت کاهش می‌دهد.
* شبیه‌سازی رفتار وسایل نقلیه، سرنشینان و زیرساخت‌ها: فعل‌وانفعالات میان مؤلفه‌ها و جریان وسایل نقلیه و رفتار رانندگان در سناریوها و حالات مختلف را تجزیه‌وتحلیل می‌کند. این سیستم یک شبیه‌ساز رانندگی پویا، یک واحد سیار برای اندازه‌گیری‌های آکوستیک، لرزش و پارامترهای راحتی را شامل می‌شود.


لازم به توضیح است که Firema از سال 2002، یک آزمایشگاه واقعیت مجازی در یکی از کارخانه‌های خود راه‌اندازی کرده که خدمات تست مکانیکی کاملی را در حوزه‌های کاربردی مختلف ارائه می‌دهد. این خدمات نه تنها در بخش ریلی بلکه در سایر شاخه‌ها نظیر هوانوردی و حمل‌ونقل جاده‌ای نیز ارائه می‌شود. آزمایشگاه مذکور قادر به انجام این تحقیقات است: امکان‌سنجی و تأیید اعتبار زیبایی‌شناسی و عملکردی در طول طراحی، طراحی ارگونومیک، تأییدیه‌های اولیه توالی مونتاژ و عملیات تعمیر و نگهداری و بازسازی و شبیه‌سازی تصادفات با سرعت بالا بین وسایل نقلیة ریلی و جاده‌ای. در نهایت این مرکز، تجهیزات پیشرفته‌ای برای تست آزمایشگاهی قطعات وسایل نقلیه ریلی و هوایی دارد، به عنوان مثال آزمایش خستگی سازه بوژی واگن‌های ریلی.




شراکت میان Firema و TEST و نقش هر یک از طرفین

صنعت راه‌آهن، به عنوان یک "حوزة تحقیق"، با فناوری‌ها و فعالیت‌های علمی مشخص می‌شود که مقیاس بزرگی از اقتصاد دانش‌بنیان را دربر می‌گیرد و نیازمند در دسترس بودن منابع بسیار تخصصی است. به عنوان مثال، این حوزه کسب‌وکار نیازمند در دسترس بودن وسایل آزمایشگاهی بسیار گران‌قیمت و سطح مهارت حرفه‌ای بالا در علوم مکانیک، الکترونیک و برق می‌باشد. از این لحاظ، اندازة شرکت Firema، در مقایسه با رقبای بزرگ بین‌المللی خود، یک عامل بازدارنده است. بنابراین پیکربندی شبکه‌ای از فعالیت‌های R&D، به یک عامل حیاتی برای بقای شرکت تبدیل می‌شود.


به طور خاص، Firema منابع زیادی را به تولید دانش اختصاص داده است: تحقیق و نوآوری در واحدهای سازمانی سیستم اطلاعات و فناوری ارتباطات (در سطح کارمندان و مدیران ارشد) و همچنین کسب‌وکار از راه دور. در مدت 5 سال از 2007 تا 2015 شرکت در حدود 26 میلیون یورو در بخش R&D سرمایه‌گذاری کرد. Firema به موازات این طرح، یک شبکة موقت بین سازمانی ارتباطاتی به منظور توسعة دانش پایه‌گذاری نمود که از طریق فعال کردن اشکال مختلف مشارکت و تعامل با مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌ها و تأمین‌کنندگان کالا و خدمات و تا حدی رقبا به تقویت و گسترش آن اقدام کرد. این تعاملات، (که توسط سیستم‌های موقت متشکل از سازمان‌های با عملکرد وابسته ولی از لحاظ قانونی مستقل طراحی می‌شوند) به منظور توسعة پروژه‌های از پیش تعریف‌شدة نوآوری، در یک بازة زمانی محدود هدایت می‌شوند. از این دیدگاه، مدل ارتباطاتی با چنین اشکال تعاملی، می‌تواند جزء TPNها طبقه‌بندی و تفسیر گردد.


سه حوزة اساسی R&D برای Firema عبارتند از: ایمنی غیرفعال، آکوستیک، لرزش، راحتی و ارگونومی وسایل نقلیة ریلی و مواد کامپوزیت. به طور خاص و در رابطه با حوزة تحقیقاتی آکوستیک، لرزش و راحتی، به دفعات بسیار به ایجاد شراکت موقت با TEST اقدام شد و هر بار که Firema یک پروژة R&D را آغاز می‌کرد، در واقع به شکل‌گیری روابط با گروه‌های فنی‌ومهندسی دانشگاه‌های مختلف، از طریق کارگزاری TEST، کمک می‌نمود.
همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، مدل هماهنگی که روابط تعاملی را تعریف می‌کند، می‌تواند به عنوان یک TPN تفسیر شود. چنین مدلی از گونه‌شناسی  شبکة پروژه با اختصاص بودجه بالا ( میانگین 450.000 در سال) و اندازة کوچک (تنها دو شرکت) تبعیت می‌کند. مدت زمان نسبتاً طولانی (میانگین 1.5 سال) و تمایل به حل معضلات با ماهیت تکرارشونده و روتین بدون وضعیت حقوقی جداگانه و درجة بالای نوآوری که با آزمایش، ابداع و پژوهش همراه است، از دیگر ویژگی‌های این پروژه‌ها است. مشخصات پروژه موقت بین‌سازمانی توسعه‌یافته متشکل از این دوسازمان در جدول 1 ارائه شده است.





جدول 1: ویژگی‌های TPN میان Firema و TEST



جدول 1 ویژگی‌های.png




تعاملات بین سازمانی و انتقال دانش

فعالیت‌های مختلفی در ارتباطات سازمانی متقابل میان دو شرکت Firema و TEST صورت می‌پذیرد:


* فعالیت‌های پشتیبانی از طراحی انواع وسایل نقلیه ریلی به منظور ترویج نوآوری در محصولات و فرآیندها (که به ویژه در آزمایشگاه واقعیت مجازی پیگیری می‌شود).
* خدمات پژوهشی (به ویژه تحقیق روی بوژی‌ها)
* مشارکت در پروژه‌های تحقیقاتی و پشتیبانی مالی


از آغاز رابطه، هدف کلان از شکل‌گیری این هم‌افزایی میان دو بازیگر اصلی، ایجاد مرکزی یکپارچه برای تحقیقات نوآورانه از طریق تعامل میان مهارت‌های دانشگاهی و فعالیت‌های صنعتی بود. در حقیقت، TEST و Firema، دارای منابع، دانش و مهارت‌های متفاوت اما مکمل هم هستند و این منابع تا درجة محدودی از هم‌پوشانی فیزیولوژیکی برخوردار است. انواع مختلفی از منابع در این ارتباطات فعال می‌شود: فنی (به عنوان مثال توسعه طراحی وسایل نقلیه ریلی)، انسانی (تبادل دانش ضمنی)، شهرت و اعتبار (به عنوان مثال توانایی مشارکت در مناقصه‌ها یا مزایده‌های تحقیقاتی همراه با پشتیبانی مالی) و فیزیکی (استفاد از زیرساخت‌های TEST توسط Firema). نزدیکی به مکان جغرافیایی آزمایشگاه یک فاکتور بسیار مهم در توسعة تعاملات چه از لحاظ به‌اشتراک گذاری و تبادل دانش و چه از لحاظ بهره‌وری محسوب می‌شود. بنابراین، فعالیت‌های صورت‌گرفته در هم‌افزایی میان مهندسان و تکنسین‌های Firema و TEST، اهدافی همانند نوآوری در محصول، به خصوص به‌روزآوری ارگونومی و ارتقاء طراحی مفاهیم وابسته به موقعیت، راحتی و دسترسی مسافران و مهم‌تر از همه نوآوری فرآیند را دنبال می‌کند. نوآوری فرآیندی شامل فرآیندهای مونتاژ و تعمیر و نگهداری وسایل نقلیة ریلی و همچنین فرآیندهای آموزشی کارمندان می‌شود.


Firema یکی از مشتری‌های خدمات تحقیقاتی پیشرفته در زمینه مقاومت مکانیکی وسایل نقلیة ریلی است و به این خاطر، گاه‌ به گاه قراردادهای رسمی خاصی را تعریف می‌نماید. این خدمات به طور معمول بر اساس نیاز شرکت برنامه‌ریزی می‌شود. در این مورد، نقش TEST، صرفاً عرضه‌کنندة خدمات است. علاوه‌براین، هردو شرکت نقشی مشارکتی در پروژه‌های تحقیقاتی تأمین اعتبار شده دارند. به عنوان مثال قراردادی با پشتیبانی مالی MIUR، وزارت علوم و تحقیقات و دانشگاه‌های ایتالیا منعقد شد که ارتباطات دو شرکت در این قرارداد، غیر مستقیم و به عنوان دو شریک تعریف می‌شد. طراحی و اثربخشی فرآیندهای ارتباطی درون‌سازمانی جهت کسب و انتقال دانش، نشان‌دهندة یک جنبة حیاتی در عملکرد سازمانی است. این امر به ویژه برای یک شرکت مانند Firema، که از یک سو به تحقیق و نوآوری به عنوان عناصر حیاتی برای اکتساب و تحکیم مزیت رقابتی پایدار می‌نگرد و از سوی دیگر امکان بهره‌برداری اقتصادی همگام با گروه‌های چندملیتی بزرگ را ندارد، بسیار حیاتی به نظر می‌رسد.


فرصت‌های تعامل میان صنعت و مراکز تحقیقاتی، در سطح مدیران ارشد توسط جلسات دوره‌ای به منظور تعریف چشم‌اندازهای استراتژیک و در سطح کارمندان، توسط تشکیل شبکه‌ای فعال از تکنسین‌ها و مهندسان Firema و TEST، محقق شد. مجاورت مکان جغرافیایی آزمایشگاه در کارخانه کاسرتا، امکان و فرصتی برای بسیاری از جلسات پرسش‌وپاسخ میان مهندسان و محققان دانشگاه را فراهم می‌کند. تعدد جلسات بسیار بالا است و به صورت هفتگی برگزار می‌شود. در طول هر جلسه، فعالیت‌های مختلفی انجام می‌پذیرد همانند: بحث‌های عملیاتی (ارائة خدمات صنعتی)، تعریف خدمات آموزشی، بررسی روند پیشرفت طرح‌های پژوهشی، طراحی اشکال جدید و پیچیده‌تری از تعاملات میان دو سازمان در سطوح فنی و سازمانی. روش‌های ارتباطی مورد استفاده توسط دو سازمان به ترتیب از بیشترین مورد استفاده به کمترین مورد استفاده بدین قرار است: ملاقات‌های چهره به چهره، پست الکترونیک، تلفن، بخشنامه‌ها و اسناد، گزارش‌های آماری و چاپی.


دانش صریح عمدتاً توسط اسناد و گزارش‌های رسمی که به صورت دوره‌ای میان دو سازمان رد و بدل می‌شود، انتقال می‌یابد. درحالی که دانش ضمنی، معمولاً در آزمایشگاه TEST و از طریق به‌اشتراک‌گذاری بهروش‌ها کسب و منتقل می‌گردد. افرادی که با این نوع از دانش و وظایف سروکار دارند، معمولاً در کنار همکاران خود دائماً در حال مرور و بررسی نکات هستند و با تکرار و مشاهده آنچه دیگران انجام می‌دهند، در تلاش برای درک منطق اقدامات و انتخاب‌های اساسی به سر می‌برند. علاوه براین، بحث‌های غیر رسمی که در طول بازة استراحت به وقوع می‌پیوندد نیز ابزار مهم دیگری برای انتشار و نفوذ دانش است. هر دو طرف این انتقال دانش غیررسمی و مدیریت نشده را به عنوان یک عامل اساسی به رسمیت می‌شناسند. اگر چه مدیریت دانش تا حدودی بر فرآیند رسمی و ساختارمند اداره دانش دلالت دارد، نزدیکی مکان جغرافیایی نیز به عنصری مهم جهت انتقال خود به خود و خودانگیخته دانش، اطلاعات و داده تبدیل می‌شود. بنابراین مجاورت فیزیکی نه‌تنها دفعات و فرکانس تعاملات میان دو سازمان را افزایش می‌دهد، بلکه اثربخشی تبادلات دانشی نیز از طریق تسهیل ارتباطات چهره به چره میان اعضا و کمک به ظهور همکاری، بالا می‌رود.




سخن پایانی

در این مقاله به بررسی فرآیندهای هماهنگی بین سازمانی در میان شرکت‌های بزرگ و متوسط ایتالیایی فعال در بخش سبک و سنگین صنعت راه‌آهن و یک مرکز تحقیقاتی پرداختیم که عوامل تأثیرگذار بر انتقال دانش را با اشاره به چارچوب TPN برجسته می‌نماید. ملاحظات عملی و روش‌های که موجب افزایش انتقال دانش و در عین حال به حداقل رساندن هزینه‌های هماهنگی بین سازمانی می‌گردد نیز مورد بررسی قرار گرفت.


در پژوهش حاضر تلاشی در راستای پیوند دادن حوزة روابط بین‌سازمانی با ساختارهای موقت و اشتراک دانش آغاز گردید و این تلاش با مطالعة TPNها پیگیری شد. بر طبق فرضیه تحقیق، یک شرکت با اندازه متوسط و با دامنة گسترده از فعالیت‌های نوآورانه مانند Firema، بیشتر احتمال دارد که مرزهای پایگاه دانش داخلی خود را درنوردد. با توجه به کمبود مقالاتی که چارچوب TPN را برای بررسی مکانیزم‌های هماهنگی بین سازمانی در میان شرکت های کوچک و متوسط اتخاذ کرده‌اند، ضرورت انجام این پژوهش مشخص می‌گردد.
تمرکز دوم مقاله حاضر، در هماهنگی با ابعاد نظری و خواص ساختاری TPN (ابعاد زمان، تیم، وظیفه و زمینه)، به ویژگی‌های TPN معطوف داشته شد. به طور خاص، یک شبکه پروژه با بودجة بالا، مدت زمان نسبتاً طولانی و ساختار اجتماعی پایدار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این شبکه پروژه تمایل داشت مشکلاتی با ماهیت معمول را حل‌وفصل نموده و سازمان‌هایی که در گذشته همکاری داشته‌اند را درگیر کرده و ریسک بالقوه ناشی از تشکیل شبکه با سازمان‌های ناکارآمد را کاهش دهد. بنابراین یافته‌های مقاله با ایده‌ها و عقاید غالب در تضاد است و تأیید نمی‌کند که شبکه پروژه طبق تعریف، کوتاه مدت است و بر وظایف غیر معمول تمرکز می‌کند. تحقیقات بیشتر در خصوص رابطة میان نوآوری و خواص ساختاری TPN (زمان، تیم، وظیفه و بافت) نشان می‌دهد که این خصوصیات بسیار به نوآوری کمک می نماید.


مطالعه موردی بررسی شده، مدل تعاملی موقت خاصی را ارائه می‌دهد که در آن TEST به عنوان "فراسازمان" عمل می‌کند و نقشی حیاتی در سازمان‌دهی، مدیریت و تنظیم شبکه‌ای از دانشگاه‌ها در همکاری و هم‌افزایی با Firema، ایفا می‌کند. در این خصوص، TPNها همانند "شبکه‌های نهان" عمل می‌کنند بدین معنا که روابط بین سازمانی برای برهه‌ای از زمان‌ها به صورت "خفته" وجود دارد، اما در برهه‌ای دیگر به طور خودکار فعال شده و وظایف یا پروژه خاصی را به انجام می‌رساند. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که چگونه ترکیب مجاورت مکان جغرافیایی شرکت‌های همکار و پروژه موقت بین سازمانی مدیریت شده، در موفقیت شبکه نقشی حیاتی دارد.


 


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت