پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

ارزیابی بلوغ مدیریت دانش؛ معیارهای ارزیابی مدل APQC




ارزیابی بلوغ مدیریت دانش؛ معیارهای ارزیابی مدل APQC



احمد سپهری
مدیر اجرایی پروژه
مشاوران توسعه آینده




در شماره پیشین مجله مطالعات مدیریت دانش در مطلبی تحت عنوان"مدل‌های مدیریت دانش؛ چیستی و چرایی" به دلایل نیاز سازمان‌‌ها به ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش پرداخته شد و با اشاره به مدل‌های موجود در این حوزه، مدل بلوغ مدیریت دانش مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا (APQC)  به عنوان یکی از برترین مدل‌های بلوغ مدیریت دانش معرفی شد. در این شماره قصد داریم معیارهای اصلی و زیرمعیارهای این مدل را مورد بررسی قرار دهیم.
ارزیابی بلوغ مدیریت دانش اجازه می‌دهد شرکت‌هایی که در حال اجرای پروژه‌های مدیریت دانش هستند، فعالیت‌های خود را به صورت جامع ارزیابی نمایند و به صورت سیستماتیک و نظام‌مند جایگاه و موقعیت خویش را در مدیریت دانش تشخیص دهند و دقیقاً موانع پیشرفت را شناسایی کرده، تغییرات و تنظیمات لازم را اجرا و منابع مورد نیاز برای رسیدن به مراحل بعدی را تعیین کنند.




ابعاد مدل بلوغ مدیریت دانش APQC

   مدل ارزیابی بلوغ مدیریت دانش مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا (APQC) شامل چهار بعد(معیار) راهبرد، کارکنان، فرایند و مدیریت محتوا و فناوری اطلاعات است. در ادامه این بخش مختصری از هر یک از این ابعاد و چگونگی ایجاد تغییرات برای حرکت سازمان به سطوح بالاتر ارائه خواهد شد.



apqc dimentions.jpg




1. معیار راهبرد


    اولین معیار ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در مدل APQC معیار راهبرد است. این معیار با سنجش سه زیرمعیار "اهداف"، "BusineesCace" و" بودجه" وضعیت مدیریت دانش سازمان در سطح راهبردی را مورد سنجش قرار می‌دهد.



اهداف

     یکی از اولین اقدامات برای ایجاد برنامه مدیریت دانش، شناسایی و تعیین اهداف سازمان در این حوزه می‌باشد. از جمله مهم‌ترین سؤالاتی که در این بخش باید به آن پاسخ داد، این است که چرا سازمان می‌خواهد جریان دانش را بهبود ببخشد و می‌خواهد به چه چیزی دست یابد؟
     در سطوح پایین‌تر بلوغ ممکن است اهداف به روشنی تعریف نشده باشد اما سازمان به طور کلی از مدیریت دانش و نیاز کسب‌وکار به آن آگاهی دارد. هر چه سطوح بلوغ سازمان افزایش یابد، اهداف مدیریت دانش مستند شده و نهایتاً با اهداف کسب و کار همراستا می‌گردند.



Business Case
     اولین قدم در شروع یک پروژه جدید تدوین Business Case است که به تشریح مشکل یا فرصت کسب و کار موجود می‌پردازد. در تدوین Business Case  پروژه سود یا منفعت و راه‌حل‌های موجود، هزینه‌ها و درآمد-های مرتبط با هر آلترناتیو تشریح می‌شود. Business Case مبنا و پایهای برای شروع یک پروژه است و به طور کامل دلایل ایجاد پروژه و منافع کلیدی حاصل از آن را مستند می‌کند. برنامه‌های مدیریت دانش در یک سازمان در راستای دریافت حمایت و تأمین مالی، می‌بایست به یک Business Case متکی باشد.
     سازمان‌هایی با سطوح بلوغ پایین‌تر، نقاط نیازمند تمرکز در مدیریت دانش را مشخص ساخته و طرحی منطقی برای تلاش‌هایشان برنامه‌ریزی می‌کنند. هر چه سطوح بلوغ افزایش یابد، سازمان یک Business Case رسمی را ایجاد می‌کند که اثرات مدیریت دانش و بازگشت سرمایه پیش‌بینی شده را مشخص کند. در بالاترین سطوح بلوغ، فرایندهای دانش سازمانی به دارایی‌های قابل عرضه تبدیل می‌شوند.



بودجه

    هیچ سازمانی بدون تأمین مالی نمی‌تواند اقدامات مدیریت دانش را دنبال کند. در سطوح پایینی بلوغ مدیریت دانش، تخصیص منابع، متمرکز و به صورت پروژه‌ای می‌باشد. هم‌چنین بخشی از بودجه صرف دیگر برنامه‌های تسهیل‌گری خواهد شد. برنامه‌های با سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر، دارای سهمی از برنامه‌های بودجه سالانه می‌باشند که مبتنی بر نیازهای دانشی کسب و کار تعیین می‌گردند.



digital_maturity.jpg




2. معیار کارکنان


    دومین معیار ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در مدل APQC معیار کارکنان است. این معیار با سنجش چهار زیرمعیار "ارتباطات"، "مدیریت تغییر"،"نظارت و رهبری" و " منابع" وضعیت مدیریت دانش سازمان را در حوزه کارکنان و فرهنگ سازمانی مورد سنجش قرار می‌دهد که در ادامه به شاخص‌های هریک از زیرمعیارها خواهیم پرداخت.



ارتباطات
      ارتباطات نقش اصلی را در افزایش آگاهی از برنامه مدیریت دانش و مشارکت در آن ایفا می‌کند. در سطوح پایینی بلوغ، سازمان مشغول انتقال مفاهیم اساسی و مزایای مدیریت دانش برای ذینفعان می‌باشد. برنامه‌های با سطح بلوغ بالاتر مدیریت دانش برنامه‌های ارتباطات رسمی برای دسترسی عموم به داستان‌های موفقیت دارند و درک کارکنان از رویکردها و ابزارهای موجود را تضمین می‌کنند. برنامه‌های با سطح بلوغ بالاتر، در راستای ارتباطات آگاهانه با کارکنان، متقاضیان شغل، شرکا، تأمین‌کنندگان و مصرف‌کنندگان برند مدیریت دانش را در سازمان تعریف می‌کنند.



مدیریت تغییر
     ترغیب کارکنان در مدیریت دانش تحت عنوان «مدیریت تغییر» مطرح می‌گردد. برنامه‌هایی با سطوح کمتر بلوغ، با ارزیابی آمادگی فرهنگی برای مدیریت دانش، شناسایی موانع بالقوه و توسعه یک راهبرد برای حمایت از تغییرات پیشنهادشده آغاز می‌گردند.
    هرچه برنامه مدیریت دانش پیشرفت کند و موانع آشکار گردند، سازمان این موانع را مشخص ساخته و هم‌چنین آموزش‌های رسمی و پاداش‌هایی را در این راستا در نظر خواهد گرفت. برای افزایش سرعت فرهنگ اشتراک دانشی سازمان‌ها با بالاترین سطوح بلوغ، فعالیت‎های مدیریت دانش را با برنامه‌های بهبود مانند (شش سیگما) و راهبرد‌های مدیریت سرمایه انسانی سازگار و یکپارچه می‌کنند.



نظارت و رهبری
     معمولا هنگامی که یک برنامه جدید در سازمان شروع می‌شود، برخی از رهبران ارشد و یک تیم اجرایی متولی انجام فعالیت‌ها می‌شوند. هرچه سطح بلوغ بیشتر شود، کمیته‌های راهبری رسمی تشکیل می‌گردند و رهبران در تلاشند که مدیریت دانش را به راهبردهای سازمانی متصل نمایند. استانداردسازی شامل تشکیل تیم مرکزی مدیریت دانش که مسئول توسعه راهبردهای مدیریت دانش، انتخاب و توسعه تسهیل‌گران مدیریت دانش و کنترل تغییرات مدیریت می‌باشد. برخی اوقات در سازمان یک سطح مدیریتی تعریف می‌گردد که مسئولیت‌های خاص مدیریت دانش را بر عهده دارد.



منابع
     علاوه بر تأمین مالی، یک سازمان باید به کارکنان خود فرصت صرف زمان و انرژی در رابطه با مدیریت دانش را ایجاد نماید. معمولاً، این موضوع با حمایت از نواحی خاص کسب و کار و تشکیل یک گروه برای طراحی راهبردهای اولیه مورد حمایت قرار می‌گیرد. برنامه‌هایی با سطح بلوغ مدیریت دانش بالاتر، کمپین‌های فعال، تسهیل‌گرها و عواملی در سراسر سازمان دارند. در بالاترین سطوح بلوغ مدیریت دانش، شایستگی‌های محوری متناسب گردیده و کارکنان به مشارکت در برنامه مدیریت دانش همانند بخشی از مسئولیت‌های شغلی و توسعه حرفه‌ای، تشویق می‌گردند.



AAEAAQAAAAAAAAY0AAAAJGI4NjY2ZTk5LTQxN2QtNDJhZC1hMDI0LWRiMGQ3MmY4NWI0Ng.jpg




3. فرایند


    یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در مدل APQC معیار فرایند است. این معیار با سنجش سه زیرمعیار "جریان دانش"، "رویکردها و ابزارهای مدیریت دانش" و" اندازه‌گیری" چرخه مدیریت دانش در سازمان و تعاملات دانشی را مورد سنجش قرار می‌دهد که در ادامه به شاخص‌های هریک از زیرمعیارهای فرایند دانش می‌پردازیم.



جریان دانش
     جریان دانشی به این معنا است که چگونه محتوای دانشی در سازمان شناسایی، ایجاد، تسهیم، ... و استفاده می‌شود. در سازمان‌هایی با سطوح بلوغ کمتر، جریان دانش از طریق تعاملات غیر رسمی و بین فردی اداره می‌شوند. هر چه سطح بلوغ بیشتر شود، فرایندهای جریان دانشی تثبیت، استانداردسازی و در فرایندهای اصلی کسب و کار تعبیه می‌گردند. در بالاترین سطح بلوغ، اشتراک‌گذاری دانش به «راهی برای انجام کار» تبدیل می‌گردد.



رویکردها و ابزارهای مدیریت دانش

     در پایین‌ترین سطح بلوغ، انتقال دانش به صورت اتفاقی و غیرساختاریافته انجام می‌شود و از طریق تبادلات بین فردی اتفاق خواهد افتاد. سازمان‌های دارای برنامه‌های مدیریت دانش با سطح بلوغ بیشتر، فرایندها، ابزارها و توانمندسازهای ایجاد جریان دانش را استاندارد‌سازی می‌نمایند. در بالاترین سطوح بلوغ، ابزارها و رویکردها کاملاً با سازمان هماهنگ بوده و زیرساخت‌های سازمان کاملا مورد حمایت قرار می‌گیرند. مدیریت دانش به یک شایستگی محوری سازمانی تبدیل شده و مشارکت در آن الزام‌آور می‌شود.



اندازه‌گیری
     سازمان‌ها باید توانایی‌ها، رویکردها و نتایج مدیریت دانش را به منظور توجیه هزینه‌های سرمایه‌گذاری اندازه‌گیری نمایند. برنامه‌های مدیریت دانش با سطح بلوغ کمتر، بر شناسایی شاخص‌های کلیدی عملکرد و جمع‌آوری معیارهای فعالیت تمرکز دارند. هرچه سطح بلوغ افزایش یابد، سازمان‌ها اندازه‌گیری‌ها را استاندارد و بازگشت سرمایهرا محاسبه می کنند. در بالاترین سطوح بلوغ، سازمان‌ها اندازه‌گیری‌های مدیریت دانش را با منابع انسانی و نتایج کسب‌وکار مرتبط می‌نمایند.



Your-2015-Marketing-2.jpg




4. مدیریت محتوا و فناوری اطلاعات

    آخرین معیار ارزیابی بلوغ مدیریت دانش در مدل APQC معیار مدیریت محتوا و فناوری اطلاعات است. این معیار با سنجش دو زیرمعیار "مدیریت محتوا "و"فناوری اطلاعات" وضعیت چرخه محتوا و استفاده از ابزارهای فناورانه در راستای استفاده از ابزارها و رویکردهای مدیریت دانش دانش سازمان را مورد سنجش قرار می‌دهد که در ادامه به شاخص‌های هریک از زیرمعیارها می‌پردازیم.



مدیریت محتوا

     زمانی که یک سازمان برنامه مدیریت دانش را آغاز می‌کند، فرایندهای مدیریت محتوا بر مدیریت اسناد متکی می‌باشد. برنامه‌های با سطح بلوغ بیشتر، جریان‌های کاری و طبقه‌بندی‌هایی را استاندارد می‌کنند. در بالاترین سطوح بلوغ، فرایندهای مدیریت محتوا می‌تواند برای تسهیل همکاری و کشف نوآوری‌ در کسب و کار مورد استفاده قرار بگیرند.



فناوری اطلاعات

    مدیریت دانش سازمانی بدون زیرساخت فناوری اطلاعات مناسب غیر ممکن است. در سازمان‌های با سطوح پایین‌تر بلوغ مدیریت دانش، کارکنان از ابزارهای ارتباطی ساده مانند تلفن، ایمیل و اینترنت برای به اشتراک‌گذاری دانش استفاده می‌کنند. برخی نیز ممکن است از اپلیکیشن‌های وب 2.0 استفاده کنند. هر چه سطح بلوغ افزایش یابد، ابزارهای استاندارد شده مدیریت دانش به عنوان بخشی از راهبردهای فناوری اطلاعات سازمان پیاده‌سازی می‌شوند.


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت