پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

مدیریت دانش: یک منبع کلیدی اقتصاد بین‌المللی

اصطلاح اقتصاد دانشی جهانی، به‌طور فزاینده‌ای برای توصیف اقتصاد جهان معاصر استفاده می‌شود. همچنین این عبارت، از بحث‌های مربوط به اقتصاد دانشی مطرح شده است و به این دلیل شناخته شده است که اقتصادهای پیشرفته بخش زیادی از ثروت خود را از ایجاد، بهره‌برداری و توزیع دانش و اطلاعات به‌دست آورده‌اند و نیز بر اساس مباحث مطرح شده مربوط به اقتصاد دانشی، عبارت "اقتصاد دانشی جهانی" به‌وجود آمده است.
در طی بیست سال گذشته، اهمیت دانش در فعالیت‌های اقتصادی، از سوی سیاست‌گزاران و پژوهشگران علم مدیریت مورد توجه قرار گرفته است.
اهمیت بعد اقتصادی دانش که مربوط به تکنیک‌های تولید و همچنین دسترسی به منابع و شرایط بازار است، جدید نیست. با این حال، امروز دانش تبدیل به یک منبع اقتصادی مرکزی شده است. در واقع، حتی استدلال شده است که دانش تنها منبعی است که می‌تواند یک مزیت رقابتی مستمر را برای یک شرکت یا یک کشور در سطح بین‌الملل ایجاد کند. در اکثر مقالات علمی، سیاسی و تخصصی، به این نکته مهم اشاره شده است که ایده اقتصاد دانشی از کشورهای پیشرفته به‌وجود می‌آید و می‌تواند در سطح بین‌المللی تعمیم یابد. هیچ تعریف مشخص و پایداری از اقتصاد دانشی وجود ندارد. اگر اصطلاح "اقتصاد جهانی" برای اشاره به مجموع فعالیت‌های اقتصادی در جهان مورد استفاده قرار گیرد، اقتصاد دانشی جهانی صرفا به مجموعی از فعالیت‌های اقتصادی مبتنی بر دانش در جهان اشاره خواهد کرد. با این حال، اصطلاح "اقتصاد جهانی" معمولا با روند جهانی شدن اقتصادی همراه است. به این معنا، اقتصاد جهانی فراتر از مجموع تمام فعالیت‌های اقتصادی است، زیرا با وابستگی رو به رشد اقتصادی و ادغام بین کشورها همراه است. افزایش تحرکات بین المللی کالا، خدمات، سرمایه و مردم توسط تغییرات تکنولوژیکی، افزایش شرکت‌های چند ملیتی(MNC) و سیاست‌های آزاد سازی دولت‌های ملی و نهادهای نظارتی بین‌المللی، از جمله سازمان تجارت جهانی(WTO) ، صندوق بین‌المللی پول(IMF) و بانک جهانی، اقتصاد جهانی را پدید آورده است. گرچه در اقتصادهای پیشرفته جهان دانش به‌طور فزاینده ای بر فعالیت اقتصادی متکی است، اما در کشورهای توسعه یافته، که هنوز بخش زیادی از افرادی که از طریق کشاورزی معیشت باقی مانده‌اند، دور از واقعیت نیست.
در نظام‌های پیشرفته اقتصادی جهان، دانش به‌طور فزاینده‌ای بر فعالیت اقتصادی اثرگذار است. علاوه بر این، اقتصاد دانشی با سطوح بالایی از توسعه همراه است یک ویژگی غالب در اقتصاد جهانی است. سپس، به نظر می‌رسد که اقتصاد مبتنی بر دانش، به جهان پیشرفته اقتصادی محدود می‌شود و نشانه‌های یک اقتصاد دانشی جهانی تنها در فعالیت‌های بین‌المللی کشورهای پیشرفته آشکار می‌شود. با این وجود، در حالی که بیشتر کشورهای در حال توسعه ممکن است در محیط هر اقتصاد دانش جهانی که پدیدارشده قرارگیرند، متاثر از گسترش جهانی و دسترسی به فعالیت مبتنی بر دانش قرار می‌گیرند. به نظر می‌رسد که اقتصاد جهانی مبتنی بر دانش به یک هسته متشکل از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مشخص می‌شود.

 ویژگی های اقتصاد مبتنی بر دانش در عرصه بین المللی بر اساس پژوهش (Roberts and Armitage, 2008) :
• اهمیت رو به رشد دانش، به‌عنوان ورودی سیستم اقتصادی
• افزایش اهمیت دانش به‌عنوان خروجی اقتصادی
• اهمیت فزاینده فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICTs)
• رشد تجاری کردن دانش از طریق حقوق مالکیت فکری
• رشد تعداد دانشکاران در حوزه‌های مختلف کاری
• افزایش میزان اثرگذاری دانش بر بخش‌های مختلف اقتصاد
• افزایش روش‌های به‌کارگیری مدیریت دانش
• جهانی شدن به‌عنوان یک نیروی محرک توسعه اقتصاد دانش

دانش همیشه در فعالیت اقتصادی اهمیت دارد، هرچند شناخت تکنیک‌های تولید، دسترسی به منابع، تقاضای بازار و شرایط عرضه در گذشته اهمیت اساسی داشت. طی سه قرن گذشته تغییر نه تنها در میزان دانش فنی بلکه در دسترس بودن چنین دانش‌هایی از طریق انتشارات، دانشگاه‌ها و شبکه‌های حرفه‌ای صورت گرفته است. این دسترسی بهبود یافته، فرآیند مداوم تولید دانش جدید را تحریک کرد، و با این کار رشد اقتصادی پایدار صورت گرفت.

ارتباط با فناوری ارتباطات و اطلاعات
طی سه دهه گذشته پیشرفت در دسترسی به دانش از طریق استفاده گسترده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌منظور تسریع در تولید دانش جدید و میزان تغییرات تکنولوژیکی صورت گرفته است.
سرمایه‌گذاری در زمینه‌های تحقیق و توسعه (تحقیق و توسعه) و آموزش و پرورش اغلب به‌عنوان شاخص‌های رشد ورودی‌های دانش به اقتصاد ارائه می‌شود.
یکی از ویژگی‌های مرتبط با اقتصاد دانش، ارتباط آن با انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات است، به‌طوری که اغلب به نظر می‌ رسد تشابهاتی با یکدیگر دارند.
این استدلال وجود دارد که انقلاب فناوری اطلاعات برای تأکید بیشتر بر دانش در فعالیت اقتصادی اهمیت دارد. اگر چه انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات لزوما مترادف با ظهور اقتصاد دانش نیست، اما در دسترس بودن سیستم های ICT به‌طور اساسی شرایط تولید و توزیع دانش و همچنین اتصال آن به سیستم تولید را تغییر می‌دهد.
بدون تردید، فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌طور قابل توجهی توانایی برای سرعت بخشیدن به دانش را ارتقاء داده و انتشار گسترده تکنیک‌های تولید جدید و محصولات مبتنی بر دانش را افزایش داده است.

اینترنت
اینترنت در خط مقدم انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار دارد و به همین ترتیب، یک تسهیل‌کننده کلیدی همکاری دانشی، جریان و تحولات در اقتصاد دانشی است.
توزیع ناهموار کاربران اینترنت و مشترکین پهنای باند در مناطق کلیدی جهان موجب این سوال می‌شود که تا چه حد اقتصاد دانشی به‌صورت جهانی یکپارچه شده است.
تحقیقات نشان می‌دهد که میزان استفاده از اینترنت در آمریکا، اروپا، آسیا و آفریقا، ارتباط مستقیمی با
میزان استفاده از اینترنت بین مناطق اروپا و آمریکا متفاوت است، جایی که بیش از 43 درصد جمعیت از اینترنت استفاده می‌کنند، در مقایسه با آسیا و آفریقا، که این رقم‌ها به ترتیب 14.43 درصد و 5.48 درصد است.
در مقایسه با اشتراک پهنای باند در این مناطق تفاوت مشابه مشابهی وجود دارد، به همین علت نه تنها سطح پایین دسترسی به اینترنت را دارند، بلکه دسترسی آنها به میزان قابل ملاحظه ای کندتر و کیفیت پایین تر از آنچه که در سایر مناطق وجود دارد.

افزایش تغییرات کالا، خدمات، ایده‌ها به مبادلات تجاری
همانطور که اهمیت دانش به رقابت‌پذیری شرکت‌ها رشد می‌کند، انگیزه‌ای برای حفاظت از دانش ارزشمند تجاری نیز وجود دارد. مالکیت دانش می‌تواند به روش‌های مختلفی از جمله حفظ اسرار به حق کپی رایت، علامت‌های تجاری و اختراعات تأمین شود. تعداد روزافزون اختراعات ایالات متحده، رشد کالای تجاری دانش را بیشتر نشان می‌دهد.
از طریق استفاده از IPR دانش به‌طور فزاینده‌ای خصوصی‌سازی و انحصاری می‌شود، به‌گونه ای که مزایای آن محدود به افرادی است که می‌توانند در بازار دانش شرکت کنند.
علاوه بر این، تخصیص دانش که آزادانه در دسترس است، یک پدیده جهانی با عواقب عمده اجتماعی و اقتصادی است. ثبت اختراع مواد مخدر سنتی از کشورهای در حال توسعه توسط شرکت‌های بزرگ دارویی و رواج انواع بذرهای ثبت شده توسط کسب کار کشاورزی نمونه‌های شناخته شده هستند.

کارکنان دانش
کارکنان دانش افرادی هستند که شغل اصلی آن‌ها بررسی اطلاعات و یا کارکردن با آن است. به عبارتی دیگر، کار این افراد مبتنی بر اطلاعات است و کار اصلی آن‌ها توسعه و استفاده از دانش می‌باشد. یکی دیگر از ویژگی‌های اقتصاد دانش، اهمیت کارکنان دانش به‌عنوان یک منبع ضروری برای ملل و شرکت‌ها برای حفظ رقابت جهانی است. همچنین این کارکنان به‌عنوان "تحلیلگران نمادین" نیز شناخته می‌شوند(Reich (1992))، که شامل مهندسان، وکالا، دانشمندان، استادان، مدیران، روزنامه‌نگاران، مشاوران و دیگر دانش‌ورزان است که در حال پردازش اطلاعات و نمادها هستند.
در نتیجه رشد اقتصاد دانش، تقاضای رو به رشدی برای کارکنان با تحصیلات بالا ایجاد می‌کند و نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر در آموزش و پرورش و به‌ویژه آموزش عالی دارد. بازبینی داده‌های سازمان بین‌المللی کار در مورد اشتغال براساس مناطق مختلف جهان، نشان می‌دهد که فعالیت دانشی در سراسر جهان به‌صورت نامتقارن پخش شده است. فعالیت متمرکز بر دانش، با تکنولوژی پیشرفته و بخش خدمات مرتبط است.
در حالیکه 71.2 درصد از اشتغال کشورهای توسعه‌یافته و اتحادیه اروپا، در بخش خدمات است، این رقم در حدود 29.6 درصد و در مناطق جنوب آسیا و کشورهای جنوب آفریقا 24.1 درصد است. در این مناطق، کشاورزی بیشترین اشتغال را به خود اختصاص می‌دهد و به ترتیب 49.4 درصد و 65.7 درصد کل اشتغال است.

توسعه دانش
تکنیک‌های جدید مدیریت دانش، برای کمک به سازمان‌های بخش خصوصی و دولتی جهت به حداکثر رساندن بازگشت خود را از سرمایه‌های دانشی و همچنین جهت ارتقا توانایی خود برای تولید دانش جدید، توسعه پیدا‌کرده‌اند.
در ابتدا، از طریق کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ساختن سیستم‌های اطلاعات پیچیده، بر روی مدیریت دانش شناخته شده تمرکز می‌شد. اما در سال‌های اخیر، تکنیک‌های مدیریت دانش به مدیریت دانش ضمنی از طریق مدل‌های عملی مبتنی بر ایجاد دانش و توزیع دانش تبدیل شده‌اند. به‌طور خاص، مفهوم و واقعیت "انجمن‌های خبرگی"، توجه زیادی را جلب کرده و در حال حاضر شناخت گسترده‌ای از نقش انجمن‌های خبرگی به‌عنوان تسهیل‌کننده ایجاد و انتقال دانش وجود دارد. در حالی که سیستم‌های مدیریت دانش مبتنی بر ICT ممکن است به مناطقی از جهان که دارای منابع تکنیکی مورد نیاز هستند، محدود شوند، رویکردهای انجمن‌های خبرگی مدیریت دانش، بسته به نوع آن‌ها در رابطه با افراد و تعامل آن‌ها، فرصت‌های جهانی برای به اشتراک‌گذاری و ایجاد دانش فراهم می‌کنند. در واقع، شیوه‌های مدیریت دانش برای افزایش بهره‌وری و پیشرفت در شرکت‌های در حال توسعه کشور و همچنین در سازمان‌های بین‌المللی استفاده می‌شود. بدون شک روند جهانی‌شدن به توسعه اقتصاد دانشی کمک می‌کند. به‌عنوان مثال، تجارت‌های مرزی و شرکت‌های بین‌المللی، توزیع گسترده دانش را تسهیل کرده‌است.
جهاني‌شدن و برنامه‌هاي تنظيم مقررات مربوطه و برنامه‌هاي خصوصي‌سازي کشورهاي مختلف، سبب افزایش رقابت بين بنگاه‌های اقتصادی، تحريک نوآوري و تغيير تکنولوژي شده است. همچنین انگیزه اقتصادی برای برانگیختن مرزهای دانش و استفاده از دانش موجود به‌طور موثر، قطعا به دلیل نیروهای جهانی‌شدن افزایش می‌یابد.

منبع کلیدی اقتصاد:
درک دانش در سطح جهانی، این سوال را مطرح می‌کند که چه چیزی به‌عنوان دانش شناخته شده و ارزش آن چگونه تعیین می‌شود؟
در اقتصادهای پیشرفته، دانش بیشتر به‌عنوان یک منبع اقتصادی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. با این حال، تمام ارزش دانش را نمی‌توان در شرایط اقتصادی تعریف کرد. این مسئله در دنیای پیشرفته و در حال توسعه صادق است. به‌عنوان مثال، دانش گیاهان دارویی بومیان مالزی، از ارزش تجاری کمی برخوردار است تا زمانی‌که شرکت‌های داروسازی بتوانند این دانش را به محصولات بازار معتبر تبدیل کنند. با این وجود فارق از تجاری بودن و یا نبودن آن، این دانش دارای ارزش است. مهم‌تر از همه، دانش از طریق ارزش اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آن، بر شرایط اقتصادی اثر می‌گذارد. به‌عنوان مثال، دانش اجتماعی مربوط به شهرت و اعتماد، در حالی که بدون ارزش تجاری مستقیم باشد، باز هم جزء حیاتی سرمایه اجتماعی است که در واقع، روابط اقتصادی را پایه‌ریزی می‌کند و هزینه‌های معامله‌ای را که در تبادلات اقتصادی انجام می‌شود، کاهش می‌دهد.
حرکت به سوی دانش به‌عنوان یک منبع اقتصادی کلیدی، پتانسیل بالایی برای کاهش فقر دارد و همچنین توزیع گسترده پیشرفت اقتصادی و تکنولوژی را مورد رصد قرار می‌دهد. با این حال، توانایی برخی از مناطق جهان که بسیار ضعیف هستند در مشارکت در اقتصاد دانش جهانی بسیار محدود است. بخشی از گزارش بانک جهانی در سال1999 پیرامون موضوع "دانش برای توسعه" در ادامه ارائه می‌شود:
با تمركز بر شکاف دانش و مشكلات اطلاعاتي، اين گزارش به دنبال حل مسئله توسعه از ديدگاه دانش است. علاوه بر این، این گزارش یک استراتژی جدید برای بانک جهانی را با تغییر از یک بانک متمرکز بر سرمایه‌گذاری زیربنایی به بانک متمرکز بر دانش مشخص کرد. بانک جهانی به بانک دانشی علاقه‌مند به آموزش، دانش و فرهنگ تبدیل شد. با این حال، همانطور که شواهد ارائه شده در این مقاله نشان می‌دهد، ده سال پس از این تغییر جهت بانک جهانی، پتانسیل دانش برای غلبه بر فقر هنوز به‌دست نیامده است.
اگر چه ایده فعالیت متمرکز بر دانش در اقتصاد جهانی ، ممکن است نابالغ باشد، اما پتانسیل بالایی برای گسترش مزایای دانش در سطح بین‌الملل فراهم می‌کند.

درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت