پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

سرمایه فکری، یک نگرش جدید (قسمت دوم)




سرمایه فکری، یک نگرش جدید (قسمت دوم)



تهیه و تنظیم: مهندس امیر ذاکری
کارشناس ارشد مدیریت دانش، مشاوران توسعه آینده
دانشجوی دکتری صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر


در قسمت قبل مقدمات شکلگیری مدیریت دانش و سرمایه فکری به‌عنوان یک دیدگاه جدید در فضای کسب و کار بیان شد و مهمترین وجوه تعریف سرمایه فکری شامل پرداختن به ناملموس‌ها، منشا مزیت رقابتی بودن در اقتصاد امروز، ساختار دادن به منابع و سرمایه‌های سازمانی و پرداختن به هردو دسته منابع انسانی و غیرانسانی سازمان برشمرده شد.
 
یکی از اولین مدل‌هایی که برای مدیریت سرمایه‌های فکری ارائه شد مدل پایش دارایی‌های ناملموس (IAM) سیوبی است. سیوبی انواع مختلف سرمایه فکری را در سه دسته طبقه بندی نمود: شایستگی‌های فردی، ساختار درونی و ساختار بیرونی سازمان. سپس در جدولی مشابه جدول زیر سه بعد رشد/ نوسازی، کارآیی و دوام را لازمه پایش صحیح و کامل سرمایه‌های فکری سازمان برشمرد. به این ترتیب هریک از انواع سرمایه‌های فکری باید از این سه بعد مورد بررسی قرار گیرند و برای هردسته شاخص‌های دقیق تعریف شود.


مدل پایش دارایی‌های ناملموس سیوبی



شکل.png


تقسیم‌بندی رایج سرمایه‌های فکری سازمان که در اکثر مدل‌ها به‌چشم می‌خورد، نیز به همین شکل است و از همین سه دسته با کمی تغییر در عبارات نام‌برده می‌شود. البته گاهی مانند مدل اسکاندیا سرمایه‌های ناملموس ابتدا به دو دسته ساختاری و انسانی تقسیم می‌شود و سپس سرمایه ساختاری خود به دو بخش سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری (سرمایه ارتباطی) تفکیک می‌شود.
شایستگی‌های فردی که اکثرا با عنوان سرمایه‌های انسانی از آن نامبرده می‌شود، به مجموعه مهارت‌ها، قابلیت‌ها، خلاقیت و نوآوری و توانمندی کارکنان سازمان در انجام وظایفشان اطلاق می‌شود. همچنین گاهی مواردی مانند فرهنگ و ارزش‌های سازمانی نیز در دسته سرمایه‌های انسانی قرار داده می‌شود. در واقع سرمایه انسانی سرمایه‌ایست که در مالکیت سازمان نیست، بلکه در اختیار تک‌تک کارکنان سازمان است و لذا سازمان باید برای حفظ و بهره‌برداری از آن تلاش زیادی بکند. لازم به ذکر است که مدیریت دانش تمرکز بیشتری بر این نوع سرمایه فکری نسبت به دو نوع دیگر دارد.
سرمایه ساختاری شامل نرم‌افزارها، پایگاه‌های داده، رویه‌ها و فرآیندهای کاری، پتنت‌ها و علایم تجاری و هر توانمندی سازمانی دیگری که پشتیبان فعالیت کارکنان شرکت است، می‌شود. اصطلاحا گفته می‌شود هرآنچه از سرمایه‌های ناملموس سازمان که با رفتن کارکنان به خانه‌هایشان در سازمان به‌جا می‌ماند، سرمایه ساختاری است. سرمایه مشتری گاهی به‌عنوان یک دسته مستقل و گاهی به‌عنوان جزیی از سرمایه ساختاری محسوب می شود و به مجموعه دارایی‌ها و ارزش‌های نهفته سازمان در باب ارتباط با مشتریان اطلاق می‌شود مانند میزان وفاداری مشتریان کلیدی.
مدل‌ راهبری اسکاندیا یکی دیگر از مدل‌های قدیمی اندازه‌گیری سرمایه فکری است. یکی از ویژگی‌های شاخص این مدل توجه و تمرکز بر چهار حوزه از دارایی‌های ناملموس یعنی مشتری، فرآیند، نیروی انسانی و توسعه و نوسازی است. این چهار حوزه در ساختاری که شبیه مدل کارت امتیازی متوازن است منجر به دستیابی سازمان به نتایج مالی دلخواه می‌شود.



شکل 0.png


شباهت خیلی زیاد مدل اسکاندیا با مدل ارزیابی عملکرد bsc  یکی از نمودهای مهم شباهت و درهم تنیدگی ادبیات علمی دو حوزه ارزیابی عملکرد و سرمایه فکری است.
مدل دیگری که به خوبی جایگاه سرمایه مشتری در میان انواع سرمایه‌های ناملموس سازمان را به تصویر کشیده، مدلی است که توسط سینت اونج  ارائه شد. در این مدل سرمایه انسانی مبدا تحلیل شکلگیری سرمایه‌های فکری سازمان قرارداده شده است. زیرا این افراد سازمان هستند که با خلاقیت و نوآوری، مجموعه‌ای از تجارب و رویه‌های کاری موثر را به‌عنوان سرمایه ساختاری در دسترس سازمان قرار می‌دهند. با شکلگیری فرآیندهای کاری و پایگاه‌های داده مناسب و ...، سازمان روابط کاری با مشتریان برقرار می‌کند (سرمایه مشتری) و به منافع مالی دست پیدا می‌کند. پس در واقع هرقدر تعامل سرمایه انسانی (منابع انسانی و دانش و تجارب آنها) سازمان با سرمایه ساختاری (فرآیندها، ارزش‌ها، ساختارها و ...) بهتر و در سطوح بالاتر باشد، سازمان می‌تواند به سطح بالاتری از روابط با مشتریانش نایل شود.
در مورد مسیر آینده حوزه علمی سرمایه فکری می‌توان گفت دیگر پرسش اصلی این نیست که دارایی‌های ناململوسِ اصلی سازمان که منشا خلق ارزش هستند، کدامند؟ بلکه محور توجهات به‌سوی این نکته خواهد بود که چگونه انواع مختلف سرمایه فکری در راستای خلق ارزش برای سازمان با هم تعامل و هم‌افزایی می‌کنند؟ استوارت که یکی از متفکران سرمایه فکری است در این باره می‌گوید: سرمایه انسانی مهم است چون منشا نوآوری و بازسازی است، اما کارمندان خلاق و باهوش لزوما سازمان‌های هوشمندی بوجود نمی‌آورند. این سرمایه ساختاری است که باید بتواند سرمایه‌های انسانی را متشکل و مدون کند تا بتوان بارها و بارها به‌سراغ آنها رفت و از آنها بهره برد.
در قسمت بعد به بررسی کارکردهای متنوع مدلهای اندازه‌گیری سرمایه فکری پرداخته و معرفی مفهوم سرمایه فکری دینامیک خواهیم پرداخت.


منبع:
• Stam, C., The Intellectual Capital Perspective, European Commission, Asia-Link Programme Sustainable Program on Intellectual Capital Education, 2006


 


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت