پشتیبانی
رزومه مشاوران توسعه آينده
مدیریت دانش چیست؟
درباره ما | ارتباط با ما | همكاري با ما
اخبارمحصولاتكارفرمايانكتابخانهپرسشهاي متداولسايتهاي مرتبطتصاوير

مجله الكترونيكي مطالعات مديريت دانش

سرمقاله



باسمه‌تعالی




حمایت مدیریتی؛ حلقه مفقوده مدیریت دانش در ایران


اجرای مدیریت دانش در سازمان‌های ایرانی از یک رویا به واقعیت پیوسته است. امری که در نگاه اول در سال‌های 1384 و 1385 محال به نظر می‌رسید تا جایی پیش رفته است که نه تنها در سازمان‌های بسیاری به اجرا در‌آمده، بلکه در اسناد بالادستی نظام اداری کشور مورد توجه قرار گرفته است.


پروژه‌های مدیریت دانش در حال فتح تمامی صنایع و خدمات ایرانی است به گونه‌ای که در هر شاخه صنعت و خدمات نمونه‌های انجام شده یا در حال انجام مدیریت دانش به چشم می‌آید.


اما همچنان بیم خشک شدن و به ثمر ننشستن این نهال نوپا می‌رود. در همین مدت کوتاه بسیار اتفاق افتاده است که مدیریت دانش در اولویت برخی سازمان‌های بزرگ قرار گرفته است، اما در تلاطم روزمره و اضطراری حذف شده است. کم نبوده‌اند سازمان‌هایی که فعالیت‌هایی را در زمینه مدیریت دانش آغازنموده‌اند، اما بعد از مدت کوتاهی با وجود شروع خوب، زوال طرح مذکور را مشاهده کرده‌اند و سازمان‌هایی نیز وجود دارند که مدیریت دانش را آغاز کرده و نتایج مطلوب را گرفته‌اند، اما به دلیل عدم حمایت و تدوین ساختارهای لازم شکوفایی بدست آمده را از دست داده‌اند.


علت چیست؟ شاید بتواتن مجموعه علل صعود و نزول پروژه‌های بهبود مدیریت، همچون مدیریت دانش را در ایران در تحقیقی جامع مورد بررسی قرار داد. اما در این میان یکی از عللی که بلاتردید در این افت و خیزها مؤثر بوده است، مبحث حمایت مدیریتی است.


حمایت مدیریتی در تمامی طرح‌های مدیریت دانش از ابتدا تاکنون در سطح بین‌الملی به عنوان مهم‌ترین عامل پیروزی و شکست مطرح شده است. به گونه‌ای که در برخی مقالات بیش از 80% شکست‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها به دلیل کمبود حمایت مدیریتی عنوان شده است.


در کشورمان نیز بدون نیاز به یک تحقیق میدانی پیشرفته، با نگاهی گذرا می‌توان فهمید که شکست یا پیروزی طرح‌های مدیریتی، از جمله مدیریت دانش با میزان حمایت مدیران در هم تنیده است. بی شک این مشخصه در زمانی که تغییر مدیران در کوتاه مدت در کلیه سطوح به صورت یک عرف مدیریتی کشور درآمده است، حادتر می‌نماید، چرا که اخذ و ایجاد حمایت مدیریتی، خود دچار تلاطم می‌شود.


اگرچه معضل کمبود حمایت مدیریتی دلایلی دارد که خارج از محدوده مدیریت دانش و ناشی از فرصت و تهدید‌های بزرگ بیرون سازمانی است، اما می‌توان به عنوان مجریان و حامیان مدیریت دانش مجموعه‌ای از راه‌حل‌های ترمیم این حمایت به ظاهر دست نیافتنی را ارائه نمود.


در این شماره همای دانش بجاست که به صورت گذرا به مجموعه این راه‌حل‌ها که برگرفته از مباحث علمی و بیش از آن تجربه سازمان‌های یکتای ایرانی است، بپردازیم. انواع این راه‌حل‌ها در طی 6 سال گذشته از سوی متخصصان مشاوران توسعه آینده برای حداکثرسازی همراهی مدیران ایرانی با مدیریت دانش به‌کار گرفته شده‌اند و در بسیاری موارد نتایج مطلوب و چشم‌گیری داشته‌اند.




1. توجه دادن به سرمایه‌های ناملموس سازمانی


معمولا مدیران در مسائل مربوط به فعالیت‌های روزمره سازمان غرق می‌شوند. توجه به زنجیره تأمین، نیازهای روزمره کارکنان، مدیریت مشتریان، رقبا، تولید، مسائل مالی و امثال آن تمام ذهن مدیران را به خود جلب می‌نماید. در این میان توجه ایشان به سرمایه‌های ناملموس سازمانی مانند «برند سازمانی»، «منابع انسانی» و «دانش» به حداقل می‌رسد. دست‌اندرکاران مدیریت دانش می‌توانند به شیوه‌های گوناگون از جمله ترازنامه‌های ساده دانشی (مانند Skandia navigator) ارزش سرمایه‌های ناملموس را نزد مدیران به صورت کمی ارائه نمایند. همین بحث می‌تواند زمینه‌ساز لزوم توجه به این سرمایه‌ها در کنار سرمایه‌های ملموس (tangible & intangible) باشد.




2. بررسی فعالیت‌ها و اقدامات رقبای خارجی شرکت در حوزه مدیریت دانش


طیفی از مدیران ایرانی به خوبی توانایی الگو پذیری از شرکت‌های پیشروی بین‌المللی در حوزه کاری خود را دارند. این مدیران بسیار علاقه‌مند هستند که ابعاد مختلف معمای توسعه این شرکت‌ها را، بدون افتادن به ورطه خودباختگی و ناممکن‌پنداری، بررسی کنند. نمونه‌های بسیاری از شرکت‌های خارجی در تمامی فیلدهای تخصصی وجود دارد که مدیریت دانش را به صورت جدی اجرا کرده‌اند و این می‌تواند زمینه‌ساز خوبی برای الگوبرداری (Benchmarking) برای همراه سازی مدیران باشد.




3. بررسی فعالیت‌ها و اقدامات رقبای داخلی شرکت در حوزه مدیریت دانش


تعداد شرکت‌های فعال در زمینه مدیریت دانش در رشته‌های گوناگون صنعت و خدمات، این امکان را مهیا می‌سازد تا مجموعه فعالیت‌های آنها به عنوان الگوبرداری داخلی معرفی شود. در این نوع الگوبرداری بایستی به موفق بودن نمونه ارائه شده و نیز تعاملات بین سازمان‌های ایرانی توجه نمود.




4. کارگاه‌های آموزشی مدیریت دانش برای مدیران


اجرای کارگاه‌های آموزشی با زمان بسیار کوتاه که لزوما آکادمیک نبوده و مبتنی بر انگاره‌های واقعی سازمان است، می‌تواند تأثیر به سزایی در همراه‌سازی اولیه مدیران داشته باشد. در همین کارگاه‌ها می‌توان روی نکاتی تکیه کرد که برای تداوم مسیر نیز بسیار مفید خواهد بود.




5. ترسیم افق امکان فروش دانش


اتصال مدیریت دانش با مفهوم سرمایه‌های مالی می‌تواند در برخی موارد راهگشا باشد.
بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی و معدود سازمان‌های ایرانی، وارد عرصه تجاری سازی دانش‌های کسب شده در فرآیندهای مدیریت دانش شده‌اند که می‌توان با اشاره به مسیر حرکتی که آنها طی کرده‌اند، مدیران را برای رسیدن به سطحی که امکان فروش دانش در آن به‌دست می‌آید، تشویق نمود.




6. ترسیم افق عرضه تبلیغاتی دانش


برخی سازمان‌های ایرانی در تجربه مدیریت دانش خود توانسته‌اند نتایج فعالیت‌های ارزشمند خود را به‌صورت تبلیغاتی عرضه کنند، که همین مسئله توانسته بر سهم بازار آنها تأثیر بگذارد. این افق برای بسیاری از مدیران ایرانی مطلوب و تشویق‌کننده محسوب می‌شود.


در این مسیر گاهی اختلاف دیدگاه مجریان و متولیان مدیریت دانش در سازمان‌ با مدیران ارشد سازمان باعث می‌شود که در خلال طرح مدیریت دانش و حتی بعد از آن، نتایج و دستاوردهای به دست آمده غیر ملموس جلوه نماید. بنابراین لازم است در ابتدای طرح‌های مدیریت دانش فاز مشخصی برای شناسایی دقیق نیازها و انتظاراتی که احیانا مدیران ارشد سازمان به آن دلیل به سراغ مدیریت دانش آمده‌اند، تعریف شود. این نیاز سنجی در مراحل بعدی طرح بسیار مفید خواهد بود. پرداختن به مبحث شناسایی نیازها و انتظارات مدیران از مدیریت دانش نیازمند کنکاش بیشتری است که در شماره بعدی همای دانش بدان خواهیم پرداخت.


باتشکر، نوید نظافتی - مشاوران توسعه آینده


درباره ما | ارتباط با ما | اخبار | محصولات | کارفرمایان | کتابخانه | مجله مطالعات مدیریت دانش | پرسشهای متداول | سایتهای مرتبط | تصاوير | همکاری با ما | نقشه سايت